تبليغاتX
پاپاراتزی

پاپاراتزی

اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر

کاندیدهای دختر شایسته 2009 کانادا

ندا درخشان:ندا 25 ساله متولد ايران كه در سن 13 سالگي به همراه پدر و مادر و سه برادر كوچكتر خود به كانادا مهاجرت مي كند.
وي به همراه خانواده 1 سال در تورنتو زندگي كرده و سپس به دليل انتقال  پدر به كالگري عزيمت می کند. در كالگري ندا دوستان جديدي پيدا كرده و توانست ديپلم مديريت بازرگاني خود را بگيرد و در يك انستيتو مالي مشغول به كار شود
 ندا اميدوار است كه روزي بتواند به عنوان يك مشاور مالي در بيايد. ندا عاشق موزيك از همه نوع , رقص , شنا , اسب سواري و تفريح و گشت و گذار به همراه خانواده است
تارا مبين:تارا متولد شيراز در نوجواني به همراه خانواده به كانادا مهاجرت كرده و در شهر تورنتو اقامت گزيد . تارا در 17 سالگي شغل مدلينگ را شروع كرده ولي در حال حاضر دانشجوي دانشگاه تورنتو در دو رشته متفاوت فيزيك فضايي و زيست شناسي انساني مي باشد. تارا جوانترين عضو خانواده خود بوده و مدرك آرايشگري نيز دارد. تارا دوسال پيش پدرش را در اثر سرطان كولون از دست داد و از آن زمان  تلاش كرد از كوچكترين فرصت ها استفاده كند . تارا به شنا بسيار علاقه مند است و در سال 2000 مدال طلاي مسابقات شناي استاني كانادا را به دست آورد و در سال 2002 توانست مقام اول المپياد رياضي را در استان خود كسب كند. وي به نقاشي نيز مي پردازد و در اين رشته در سال 2001 توانست مقام سوم مسابقات نقاشي با رنگ روغن را به دست بياورد
سارا ساعي :سارا در كانادا بدنيا آمده و  ريشه ايراني - بلژيكي  دارد, همين موضوع موجب پيشرفت و مهارت او در زمينه زبان و موضوعات سنتي و فرهنگي شده است . سارا خيلي مشتاق است كه يك مدل , خواننده , يا هنرپيشه حرفه ايي بشود
آيلار مكي :آيلار متولد تهران بوده و  در 9 سالگي به همراه پدر و مادر و دو برادر كوچكتر خود به كانادا , شهر انتاريو مهاجرت مي كند .
 خانواده آيلار پس از مدتي به كالگري كوچ كرده و آيلار تحصيلات خود را در اين شهر ادامه داد. وي به زبانهاي انگليسي , فارسي و تركي تسلط كامل دارد و در حال يادگيري زبانهاي فرانسوي و ايتاليايي است . آيلار دانشجوي رشته تجارت بين االمللي با گرايش جامعه شناسي مي باشد. وي در موسيقي و ورزش نيز استعدادهاي خود را نشان داده و در نوجواني سه سال متوالي برنده بهترين ورزشكار زن شده است . او به ورزش هاي فوتبال , واليبال وبسكتبال علاقه دارد و چندين مدال در رشته شنا نيز به دست آورده است. آيلار به موسيقي علاقه داشته و حدود 14 سال است كه پيانو مينوازد
طناز آل سفر:طناز در ايران متولد شده و در زمان نوجواني با خانواده به كانادا مهاجرت كرده 
 در حال حاضر وي دانشجوي رشته ارتباطات در دانشگاه سيمون فريزر مي باشد. طناز به ورزش هاي بسكتبال و فوتبال علاقه دارد و در دبيرستان عضو تيم بسكتبال و همچنين انجمن شعر دبيرستان  است. در زمان فراغت به سرودن شعر , آشپزي و رقص مي پردازد و درحال فراگيري رقص شكم است


بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 2:10  توسط رضا  | 

عکسهای زیبایی از Sarah Shahi

عکسهای جدیدی از سارا شاهی
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:13  توسط رضا  | 

میترا حجار پس از گلشیفته فراهانی در هالیوود می درخشد

میترا حجار به تازگی در فیلمی به نام steliana blue به کارگردانی گابریل اسکات حضور یافته است . فیلمبرداری فیلم به پایان رسیده اما هنوز برای اکران آماده نیست.
 ظاهرا در تدوین تغییراتی به وجود آمده است. گابریل اسکات دو سال پیش اولین تجربه فیلمسازی اش را به نام The Run در ۱۷ دقیقه به نمایش گذاشت. اسکات را بیشتر به عنوان یک فیلمنامه نویس می شناسند. اسکات در دومین اثر سینمایی خود که ۹۵ دقیقه است از بازیگران ایرانی دیگری نیز کمک گرفته است که نوید نگهبان و احمد عنانی از آن جمله اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:39  توسط رضا  | 

Sarah Shahi در میهمانی TV Guide

عکسی از سارا شاهی (آهو جهانسوز) هنرپیشه ایرانی الاصل ۲۸ ساله در میهمانی TV Guide که پس از امی برگزار شد
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 22:56  توسط رضا  | 

شان رحیم خان کیست؟

 شان رحيم خان، آرايشگری به نام و صاحب بزرگترين آرايشگاه در اروپا است. او زاده ايران است و ستارگان سينما، سياستمداران، چهره های سرشناس دنيای مد و ورزشکاران معروف، موهای خود را به دست او می سپارند.

اين آرايشگر سرشناس ايرانی در قلب شهر برلين، پايتخت آلمان، به شهرت رسيده است. راديو  آقای رحيم خان! چند سال است که در آلمان هستيد؟

حدود ۱۳ سال است که در آلمان هستم. در ۱۳ سالگی از ايران بيرون آمدم و در وين زندگی کردم، بعد از آن به آمريکا رفتم و يک سال در لس آنجلس بودم و از آنجا به برلين پايتخت آلمان آمدم .

چطور شد که آرايشگر شديد و خيلی زود به شهرت دست پيدا کرديد؟

به طور تصادفی آرايشگر شدم. يکی از دوستانم که پدرش در وين آرايشگر بود، مرا به عنوان مدل به آرايشگاه پدرش برد و من از اين کار خوشم آمد زيرا دختران بسيار زيبايی آنجا بودند و من چون ۱۵ سال داشتم، اين مسئله برايم بسيار مهم بود. به همين دليل آرايشگر شدم.

دو سال بعد، در دوره آموزشی آرايشگری شرکت کردم. اين دوره سه ساله بود و در مدت اين سه سال، مديری که پيش او کار می کردم متوجه شد که کارم بسيار خوب است و خيلی خوب با موها رفتار می کنم.

در مسابقات آرايشگری نيز شرکت کردم و خوشبختانه توانستم در تمام مسابقات برنده شوم و به اين نتيجه رسيدم که آرايشگری در خون من است. بنابر اين دوره های ديگری را در انگلستان و فرانسه به هزينه خودم گذراندم.

وقتی شما عاشق کارتان باشيد، معروفيت خود به خود به سراغتان می آيد. اگر کارتان خوب باشد، آدم های سرشناسی که در تلويزيون يا سينما هستند و می خواهند موهايشان خوب باشد به سراغ بهترين ها می آيند، بنابراين معروفيت هم به دنبالش می آيد.

اولين چهره معروفی که به شما مراجعه کرد گويا يک ستاره سينمای آمريکايی بود. در اين باره بيشتر توضيح دهيد.

وقتی می خواستم از آمريکا به اروپا برگردم، يکی از دوستانم، جودی فاستر را به من معرفی کرد تا موهايش را درست کنم. خوشبختانه خانم جودی فاستر يک بار که به اروپا آمده بود، به ياد آورد که من در برلين هستم.

آن زمان در آرايشگاه معروفی به نام «اودووايلز» کار می کردم. در همان ساختمان، هتلی وجود دارد که خانم جودی فاستر در آن يک اتاق داشت و يک آرايشگر خيلی خوب می خواست که موهايش را درست کند. بنابر اين من رفتم به هتل تا موهايش را درست کنم و آنجا دوباره با هم آشنا شديم. او افراد معروف ديگری را پيش من فرستاد، و به اين ترتيب افراد معروفی از آمريکا و اروپا مرا پيدا کردند.

بازيکنان فوتبال هم پيش شما می آيند؟

بله چند تن از بازيکنان فوتبال آلمان پيش من می آيند. البته فوتباليست های معروف ديگر هم می آيند. در ضمن افتخار می کنم که رييس جمهور آلمان هم پيش من می آيد.

آقای شان رحيم خان! اکثر سياستمداران و نمايندگان مجلس آلمان هم پيش شما می آيند؟

بله، زيرا برلين پايتخت آلمان است.

البته آرايشگران زيادی در برلين وجود دارند ولی چون کار شما عالی است، پيش شما می آيند.

بله، ولی نکته ديگری که خيلی مهم است، جدی بودن در کار است. من هميشه به حرف هايشان گوش می دهم و می گذارم حرفشان را بزنند و اين که افراد را درک کنيد، بسيار مهم است. مخصوصا در مورد سياستمداران که وقتشان کم است و دوست دارند از کارشان دور شوند و آرامش پيدا کنند.

در روزنامه ها نوشته است که چهره های سرشناس، هنرپيشه های هاليوودی، سياستمداران، فوتباليست ها و ورزشکاران مشتريان شما هستند. يکی از خصوصيات شغلی شما، رازداری است يعنی به حرف های آنها گوش می دهيد ولی جايی بازگو نمی کنيد. درست است؟

بله درست است.

اسم شما، شان رحيم خان است. آيا اين اسم حقيقی شماست؟

اسم من خشايارشاست و چون اسم بسيار سخت است، انتهای «شا» يک نون گذاشتم و شد «شان». رحيم خان هم فاميلی من است.

چند ماه پيش تونی بلر و همسرش، از انگلستان به برلين آمده بودند. او وقتی اسم «شان» را شنيد گفت: حتما يک اسم ايرانی است، چون ايرانی های بسياری را در انگليس می شناسم که نامشان «شان» است.

شنيده ايم که آرايشگاه خود را توسعه داده ايد.

بله خوشبختانه می توانم بگويم در حال حاضرآرايشگاه من، بزرگترين آرايشگاه اروپاست.

اسم آرايشگاه «شان رحيم خان» است و آرم آرايشگاه از قديمی ترين آرم های ايران است. اين آرم، دو طاووس است که از ايران سه هزار سال پيش آمده و من آن را کمی تغيير داده ام.

سه مغازه در آرايشگاه من وجود دارد. بخشی از آن بوتيک است که وسايل خانه، لوازم آرايش و جواهرات به فروش می رسد و يک بخش آن هم کافی شاپ و کوکتل بار است، يک بخش نيز آرايشگاه است. هر سه را با هم در يک مغازه درست کرده ام.

در واقع مجموعه ای از آرايشگاه و فروشگاه است؟

بله، خوشبختانه اين مغازه بسيار خوب کار کرد و من شش ماه پيش دو مغازه جديد باز کردم. يکی در هتل « الينگتون» در کوتن ويکی در هتل «ادلوند»

همان هتلی که آقای باراک اوباما در آن اقامت داشت؟

بله درست است. خوشحالم که اين کار خيلی سريع جواب داد و من شانس آوردم.

آقای رحيم خان! آيا شما بين يک هنرپيشه هاليوودی که برای درست کردن موهايش می آيد و يک شخص عادی تفاوتی قائل می شويد؟

هيچ فرقی ندارند. تنها تفاوتش اين است مشتری ای که خيلی معروف است و مثلا هنرپيشه معروف آمريکايی است، بايد پول بيشتری بدهد چون ما بايد در هتل موهايش را درست کنيم.

به عنوان مثال اگر خانم شارون استون که اخيرا برای جشنواره فيلم برلين آمده بود، به مغازه ما بيايد، افراد بسيار زيادی جمع می شوند و نمی گذراند کسی داخل و خارج شود، بنابراين ما مجبوريم در هتل موهای او را درست کنيم.

يعنی بايد به هتل برويد و اختصاصی موهای او را درست کنيد؟

بله متاسفانه اين طور است. البته ما اين کار را نمی کنيم، مگر اين که به هيچ عنوان امکان حضور آن فرد در مغازه وجود نداشته باشد. مثلا خانم تونی بلر، که به خاطر تدابير امنيتی مجبورم به هتل بروم و موهايش را درست کنم.

در حال حاضر تابستان است و همه جا تعطيل، از جمله مجلس آلمان و دولت آلمان نيز تعطيل است. چرا شما تعطيل نيستيد؟

برلين شهر جالبی است که کار و فعاليت هيچ گاه متوقف نمی شود. اتفاقا هفته پيش، هفت روز هفته را کار کردم. زيرا هفته مد بود و تمام طراحان مد، از اروپا آمده بودند و  فقط يک هفته وقت داشتند که مدهايشان را نشان دهند. برای من و همکارانم بسيار جالب است، زيرا در اين شوها ما موهايشان را درست می کنيم.

در يک هفته پنج شوی مختلف داشتيم و کار بسيار سختی بود. زيرا هر شو حدود ۱۹ تا ۲۰ مدل دارد که بايد موهايشان را درست کنيم و بايد بدانيم چگونه موهايشان را درست کنيم و چه کارهايی بايد انجام دهيم. همچنين زمان زيادی می برد که عکاس ها عکس بگيرند.

ما از سه هفته پيش، روی اين مسئله کار کرديم و خوشحاليم که هفته گذشته بالاخره تمام شد.

آيا ممکن است از چهره های معروف ايرانی که پيش شما می آيند، اسم ببريد؟

متاسفانه نمی توانم. ولی خواننده های ايرانی پيش من می آيند و سه مشتری هم دارم که ماهی يک بار از تهران می آيند و من موهايشان را می زنم و بر می گردند تهران، زيرا در تهران زندگی می کنند ولی نمی توانم اسمشان را بگويم.

آقای شان رحيم خان! شنيده ايم که يک شامپو را به زودی به بازار ارائه می دهيد.

بله، يک سری شامپو و نرم کننده درست کرده ام که ۱۰ محصول مختلف برای مو است. اين محصولات ابتدا در پاريس و برلين به فروش می رود و بعد در جاهای ديگر. اميدوارم يک روز هم در تهران به فروش برسد. البته از شامپوهای ديگر کمی گرانتر است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 8:49  توسط رضا  | 

نادیا بورلین در جشن تولد Bryan Dattilo

عکسی از نادیا بورلین (Nadia Bjorlin) که در این مراسم شرکت کرده
مادر نادیا ایرانی بوده و نادیا به زبان فارسی تسلط داره
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 3:26  توسط رضا  | 

سپیده فارسی را بیشتر بشناسیم

سپيده فارسی فيلمساز ایرانی است که ۲۲ سال است در پاريس زندگی می‌کند اما رابطه‌اش را با ايران قطع نکرده و دائما بين تهران و پاريس در حرکت است.
او با اينکه تبعيدی نيست اما موضوع تعدادی از فيلم‌هايش مربوط به مهاجران و تبعيدی‌های دور از وطن است. او تعدادی از فيلم‌هايش را با سرمايه فرانسوی‌ها در فرانسه و چند تایی را نيز در ايران با حمايت بنياد سينمائی فارابی ساخته است.

فيلم داستانی نگاه آخرين ساخته او در سال ۲۰۰۶ بوده است. داستان مردی که دارد بينایی‌اش را به‌تدريج از دست می‌دهد و بعد از ۲۰ سال زندگی در تبعيد سرانجام به وطن‌اش باز می‌گردد تا پدر بيمارش را قبل از مرگ ببيند.
 سپيده با فيلم مستند دنيا خانه من است در فستيوال بين‌المللی زنان در کلن شرکت داشت. فيلمی زيبا و شاعرانه که در آن تعدادی از مهاجران که عموما افرادی تحصيل کرده و برخی نيز نويسنده‌اند درباره تجربه‌های خود از زندگی در غربت و احساس دوربودن از وطن، حفظ هويت ملی و ايرانی ماندن حرف می‌زنند.
سپيده فارسی در سال ۲۰۰۳ فیلم خواب خاک را ساخته
از دیگر فیلمهای سپيده فارسی می توان  «هرات» را نام برد  که داستان سفر طولانی او همراه دختر هشت‌ساله‌اش از پاریس به باکو، ایران، و افغانستان است که در میانه‌ راه پدر کارگردان هم به آن‌ها می‌پیوندد.
 فیلم همراهی سه نسل از یک خانواده‌اند، با دیدگاه‌های متفاوت. پدر سپيده فارسی تبار افغانی دارد. آن‌ها پس از سال‌ها به زادگاه او می‌روند: شهر هرات. فیلم یک‌ساعت‌ونیمه که قسمتی از آن با تلفن موبایل گرفته شده و سرشار از لحظه‌ها و صحنه‌های زیباست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 1:59  توسط رضا  | 

Sarah Shahi

سارا شاهی در مراسم کانال NBC
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:33  توسط رضا  |