تبليغاتX
پاپاراتزی

paparazzi

رضا

paparazzi

http://paparazzi.blogfa.com

پاپاراتزی

پاپاراتزی

پاپاراتزی

اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر

پاپاراتزی

 
کلیک کنید و عضو شوید
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

آرشیو ماهانه
  هفته چهارم آذر 1388
  هفته سوم آذر 1388
  هفته سوم مهر 1388
  هفته دوم خرداد 1388
  هفته اوّل خرداد 1388
  هفته سوم اردیبهشت 1388
  هفته دوم اردیبهشت 1388
  هفته اوّل اردیبهشت 1388
  هفته چهارم فروردین 1388
  هفته سوم فروردین 1388
  هفته دوم فروردین 1388
  هفته چهارم اسفند 1387
  هفته سوم اسفند 1387
  هفته دوم اسفند 1387
  هفته اوّل اسفند 1387
  هفته چهارم بهمن 1387
  هفته سوم بهمن 1387
  هفته دوم بهمن 1387
  هفته اوّل بهمن 1387
  هفته چهارم دی 1387
  هفته سوم دی 1387
  هفته دوم دی 1387
  هفته اوّل دی 1387
  هفته چهارم آذر 1387
  هفته سوم آذر 1387
  هفته دوم آذر 1387
  هفته اوّل آذر 1387
  هفته چهارم آبان 1387
  هفته سوم آبان 1387
  هفته دوم آبان 1387
  هفته اوّل آبان 1387
  هفته چهارم مهر 1387
  هفته سوم مهر 1387
  هفته دوم مهر 1387
  هفته اوّل مهر 1387
  هفته چهارم شهریور 1387
  هفته سوم شهریور 1387
  هفته دوم شهریور 1387
  هفته اوّل شهریور 1387
  هفته چهارم مرداد 1387
  هفته سوم مرداد 1387
  هفته دوم مرداد 1387
  هفته اوّل مرداد 1387
  هفته چهارم تیر 1387


جستجوگر




 

 تبلیغات




  مانکن ها و بارداری درآمدزا

درآمد مدل‌‌ها به دو چیز متکی است: زیبایی چهره و اندام متناسب.

طبیعی است آنها برای حفظ این دو ویژگی حاضر به تحمل هر گونه سختی هستند و شدیدا از عوامل تهدیدکننده‌ زیبایی چشم‌پوشی می‌کنند؛ البته هر عاملی به جز مادر شدن.
هر چند این تصور ممکن است عجیب به نظر برسد، اما در در دسته‌بندی شغل‌های استرس‌زا می‌توان مدل بودن را هم گنجاند. مسافرت‌های فراوان کاری، رژیم‌های سرسخت غذایی و تقویم‌های پر کاری باعث می‌شوند که مدل‌ها هیچ‌گاه زمان کافی برای داشتن یک زندگی خانوادگی معمولی نداشته باشند. تنها اگر در میان قراردادهای فراوان برای حضور در تبلیغات مارک‌های تجاری معروف، جای خالی وجود داشته باشد، آنها می‌توانند چند روزی را صرف زندگی شخصی‌اشان کنند.
در میان نام‌های پرآوازه‌‌ای که روی سکوی سالن‌های مد قدم برمی‌دارند، هایدی کلوم نمونه‌ای از سوپرمدل‌هایی است که علاقه‌ی ویژه‌ای به مادر شدن دارند.


او و همسرش «سیل»، خواننده‌ معروف بریتانیایی دارای سه فرزند هستند و به تازگی نیز اعلام کرده‌اند که در انتظار به دنیا آمدن فرزند چهارمشان به سر می‌برند. با این همه بارداری موجب نشده تا هایدی دست از فعالیت‌های حرفه‌ای‌ خود بکشد.


این مدل ۳۴ ساله‌ آلمانی، در هفته‌ گذشته چهارمین سری از برنامه‌ی تلویزیونی «دل برتر آینده‌ آلمان» را به اتمام رساند، تبلیغ جدیدی را برای مک‌دونالد بازی کرد و سپس در برابر دوربین عکاسان مجله‌ی «ووگ» قرار گرفت. البته در این بین یکی، دو روزی را هم در خانه و در کنار فرزندانش سپری کرد.
لائتیتا کاستا، سوپر مدل فرانسوی و یکی دیگر از نام‌های معروف دنیای مد، رویه‌ای همانند هایدی کلوم را در پیش گرفته است. او مدتی است قدم به دنیای بازیگری گذاشته وبه تازگی نیز به همراه نامزدش بر روی فرش قرمز کن حاضر شد. کاستا دو فرزند دارد که یکی از آنها از ازدواج اول اوست.




سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت

البته مدل‌های دیگری نیز بوده‌اند که به دلیل بچه‌دار شدن و تشکیل خانواده کم کم با این حرفه خداحافظی کرده‌اند، یا اینکه کمتر در جلوی دوربین قرار گرفته‌اند. سیندی کرافورد، مجری تلویزیونی و مدل آمریکایی جزو این دسته است. او که در دهه‌ ۱۹۹۰ همواره یکی از مدل‌های برتر به شمار می‌رفت، اینک بسیار کم‌کار شده و بیشتر ترجیح می‌دهد اوقاتش را همراه با دو فرزندش بگذراند.




با این همه برخی از مدل‌ها زیرکی خاصی را به خرج می‌دهند. کلودیا شیفر نمونه‌ چنین موردی است. او در سال ۲۰۰۲ با کارگردان انگلیسی «ماتیو وان»کرد که دو فرزند حاصل این ازدواج هستند. هرچند شیفر با بالا رفتن سن، دیگر آنچنان سوپر مدل محبوب طراحان نیست، اما با این همه همچنان برای مارک‌های شناخته شده‌ لباس و لوازم آرایش تبلیغ می‌کند. تنها تفاوت در این است که این‌بار شیفر در تبلیغاتش یک همکار هم دارد که کسی نیست جز پسر کوچکش کاسپار. این مادر و پسر گاهی همراه هم جلوی دوربین می‌روند.


به این ترتیب بارداری برای مدل‌ها آنچنان هم عنصر تهدیدکننده‌ زیبایی به شمار نمی‌آید، زیرا آنها آنقدر درآمد دارند تا با استخدام یک مربی بدنسازی مخصوص، سریعا و در عرض مدت کوتاهی به فرم پیشین خود برسند.


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 19:18       

  جذابترین هنرپیشه های جوان

جذابترین دخترهای زیر سی سال بر اساس نظر سنجی مجله CELEBRITY برگزیده شدند
۱۵.Michelle Trachtenberg
۱۴.Ashlee Simpson
۱۳.Sarah Wright
۱۲. Amanda Bynes
۱۱.Elisha Cuthbert
۱۰.Maggie Grace
۹. Lyndsy Fonseca
۸.Emma Stone
۷. Ashley Tisdale
۶.Hayden Panettiere
۵.Audrina Patridge
۴.Emma Watson
۳.Megan Fox
۲.Scarlett Johansson
۱.Mila Kunis


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:29       

  براد پیت به مرگ فكر می‌کند

براد پیت، بازیگر فیلم «پرونده عجیب بنجامین باتن» گفت: "بازی در این فیلم مرا درباره مرگ به فكر واداشت."
به نقل از خبرگزاری رویترز، براد پیت، بازیگر مشهور هالیوود كه اخیرا در فیلم موفق «پرونده عجیب بنجامین باتن» ایفای نقش كرده است، گفت: "من از پیر شدن نمی‌ترسم ولی از این كه چگونه خواهم مُرد، خیلی می‌ترسم."

پیت كه ماه گذشته ۴۵ ساله شد، روز گذشته در كنفرانس مطبوعاتی افتتاحیه اروپایی فیلم خود در برلین گفت: "فیلم «پرونده عجیب بنجامین باتن» مرا درباره مرگ به فكر واداشته است."
او در پاسخ به یكی از خبرنگاران كه چه چیزی ممكن است اشك تو را در‌آورد، گفت: "من گریه نمی‌كنم، من همچون ناخن سفت و محكمم."
به گزارش رویترز، فیلم «پرونده عجیب بنجامین باتن» داستان مردی به نام بنجامین باتن است كه ۸۰ ساله متولد می‌شود و پروسه زندگی‌اش رو به عقب (رو به جوانی) پیش می‌رود، او در پیری عاشق زنی می‌شود (با بازی كیت بلانشت) ولی بنجامین روز به روز جوان‌تر و نامزدش روز به روز پیرتر می‌شود و این مسئله باعث بوجود آمدن یك تراژدی می‌شود.
 


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 23:27       

  تام کروز آرزوی کشتن هیتلر را داشته

تام كروز، ستاره‌ی سینمای هالیوود كشتن آدولف هیتلر را یكی از آرزوهای همیشگی خود دانست. تام كروز كه در فیلم جدیدش «والكری» ترور نافرجامی علیه آدولف هیتلر داشت، اعلام كرد، همیشه می‌خواسته رهبر نازی‌ها را بكشد.
در این فیلم تریلر مربوط به دوران جنگ جهانی دوم كه داستان واقعی ترور نافرجام هیتلر توسط سربازان آلمانی را به‌تصویر كشیده است، تام كروز نقش سرهنگ كلوس فان اشتافنبرگ را بازی می‌كند كه كیف بمب‌گذاری شده‌ای را در زیر میز هیتلر در مقر نظامی او جاسازی می‌كند، اما این میز چوبی جان رهبر نازی‌ها را نجات می‌دهد و اشتافنبرگ و هم‌دستانش به مرگ محكوم می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، تام كروز در مراسم اكران فیلم جدیدش در سئول كره‌جنوبی گفت: "همیشه دوست داشتم هیتلر را بكشم، از او بدم می‌آمد. من به‌عنوان كودكی كه كتا‌ب‌های تاریخ می‌خواند و مستنداتی را دیده بود، این پرسش را در ذهن داشتم كه چرا هرگز كسی سعی نكرد جلوی هیتلر را بگیرد."
وی افزود: "وقتی فیلم‌نامه «والكری» را خواندم، چالش‌های آن زمان و محیطی كه مردم در آن قرار داشتند را شناختم. من تا پیش از این اصلا داستانی مشابه این ندیده بودم. واقعا هیجان‌انگیز بود در مكان‌هایی بازی كنی كه اشتافنبرگ قبل در آنجا بوده است. این فیلم برای من یك تجربه عالی بود و امیدوارم تماشاگران با آن ارتباط برقرار كنند."


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 23:22       

  سخنانی از وودی آلن

می گویند من روشنفکرم ، چون این عینک را می زنم و هنرمندم ، چون فیلمهایم نمی فروشد .
رابطه ج نسی بدون عشق، کاری بی‌معنی است. اما در بین کارهای بی‌معنی، یکی از بهتریناشه
تنها برنامه  متنوع تلويزيوني، برنامه  گزارش وضعيت هوا است.
زندگی عشقی من واقعاً وحشتناکه ، آخرین باری که درون یک زن بودم زمانی بود که برای بازدید داخل مجسمه آزادی شدم !!!
هرگاه مرا به خاک سپردید در تاریکی گور جایی را هم برای آرزوهایم بگذارید
من نمی‌خواهم از طریق آثارم به جاودانگی برسم، می‌خواهم با نمردن جاودانه بشوم.
از مردن نمی‌ترسم، ... فقط نمی‌خواهم وقتی که سر رسید آن‌جا باشم.
اصولاً آدم کلاس پایینی هستم. عشق من تماشای بیس‌بال با آبجو و چند تکه گوشت است.
چیزهایی بدتر از مرگ هم در زندگی وجود دارد. آیا تا به حال بعدازظهرتان را با یک مأمور بیمه گذراندید؟
پول از فقر بهتر است، البته فقط به دلایل مالی.
من اغلب مواقع تفریح چندانی ندارم. در بقیه مواقع همه اصلاً تفریحی ندارم.
اگر فیلمم یک نفر دیگر را بدبخت کند، احساس می‌کنم که کارم را درست انجام دادم.
بنا به دلایلی در فرانسه بیشتر از اینجا از من استقبال می‌کنند. زیرنویس‌های‌شان باید خیلی خوب باشد.
به ارتش ملحق بشوید، جهان را ببینید، آدم‌های جذاب را ملاقات کنید  و آن‌ها را بکشید.
اگر معلوم بشود که خدایی هست، گمان نمی‌کنم که بد باشد. اما بدترین چیزی که ممکن است درباره‌اش بگوییم این است که تنبل است.
ای کاش خدا فقط به من یک نشانه‌ی روشن نشان می‌داد! چیزی مثل باز کردن یک حساب پس‌انداز پرپول به نام من در بانک سوییس.
تنها افسوسِ من در زندگی این است که چرا شخص دیگری نیستم.
(درباره‌ی این که چرا فیلم‌هایش را نگاه نمی‌کند) گمان کنم از آن‌ها متنفرم.
(در مراسم اسکار،  سال 1978) این گونه برنامه‌ها برایم ارزشی ندارند. گمان نمی‌کنم که آن‌ها بدانند که چه کار دارند می‌کنند. وقتی که ببینید چه کسانی برنده می‌شوند - یا چه کسانی برنده نمی‌شوند - آن وقت می‌فهمید که این جایزه‌ اسکار چه چیز مزخرفی است.
من فقط دانشجوی ضعیفی بودم. هیچ علاقه‌ای به درس نداشتم. وقتی فیلمی می‌سازم یک قرارداد ضمنی با بیننده است که باید او را سرگرم کنم و حوصله‌اش را سر نبرم. باید این کار را بکنم. من فقط یک پیام برای آن‌ها می‌گذارم. فیلم‌سازان بزرگی مثل اینگمار برگمان یا آکی را کوروساوا یا فدریکو فلینی خیلی سرگرم‌کننده‌اند، فیلم‌های‌شان جالب است. خب، البته در دانشکده آن‌ها اصلاً برای من سرگرم‌کننده نبودند، آن‌ها واقعاً حوصله‌ام را سر می‌بردند.
(در مراسم اسکار سال 1978) آن‌ها سیاسی هستند و اهل معامله و مذاکره (گرچه انسان‌های شایسته‌ی زیادی با لیاقت برنده شدند) و کل مفهوم این جایزه‌ها احمقانه است. من نمی‌توانم خودم را تسلیم قضاوت دیگران بکنم، چون اگر شما وقتی که آن‌ها بگویند تو شایسته‌ی جایزه‌ای هستی، این را بپذیرید، در آن صورت، زمانی هم که بگویند شایسته نیستی باید قبول کنی.
من یک دوره کلاس تندخوانی رفتم و «جنگ و صلح» را در ده دقیقه خواندم. مربوط به روسیه بود.
می‌دانم که خیلی وحشتناک به نظر می‌‌رسد، اما برنده‌ی اسکار شدن به خاطر آنی هال (1977) برایم هیچ مفهومی نداشت.
با پوستی که من دارم برنزه نمی‌شوم، گرمازده می‌شوم.
انسان با تخیل خداوند آفریده شد. آیا واقعاً فکر می‌کنید که خداوند عینک و موهای قرمز دارد؟
مغزِ من، دومین عضو دوست‌داشتنی بدنم.
به زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارم، گرچه با خودم چند تا لباس زیر برمی‌دارم.
جنایات سامان‌یافته در امریکا بیش از 40 میلیون دلار در سال درآمد دارد و هزینه‌های دفتری‌اش هم خیلی کم است.
درست است، نگرانی‌های زیادی دارم. از تاریکی می‌ترسم و به روشنایی هم مشکوکم.
من دگرجنس‌خواهی را دارم تمرین می‌کنم، گرچه دوجنس‌خواهی در پارتی آخر هفته بخت شما را دقیقاً دوبرابر می‌کند.
از دانشگاه نیویورک به خاطر تقلب در امتحان پایانی متافیزیک اخراجم کردند. دنبال روح پسری که کنارم نشسته بود می‌گشتم.
شهرت به من کمک زیادی نکرده است. فقط کمی کمک کرده است. وارن بیتی چندین سال پیش یک روز به من گفت که ستاره بودن مثل این است که در فاحشه‌خانه باشی با داشتن یک کارت اعتباری، هرگز منظورش را نفهمیدم. به نظر من، مثل این است که در فاحشه‌خانه باشی اما کارت اعتباری‌ات باطل شده باشد.
س ک س داشتن مثل ورق بازی است. اگر یار خوبی ندارید بهتر است که دست خوبی داشته باشید.
(سینما تفریح بزرگی است) چون لذت بسیار بزرگ‌تری است که ما در غم این باشیم که چطور قهرمان خودش را از مهلکه نجات خواهد داد تا این که به فکر نجات خودمان باشیم.
مادرم همیشه می‌گفت تو بچه‌ خیلی بشاشی بودی تا سن 5 سالگی و آن‌وقت افسرده شدی.
ایرلند از معدود جاهایی است که به اندازه‌ای که غلو کرده‌اند لیاقتش را دارد، همان‌قدر که همه درباره‌ زیبایی آن حرف می‌زنند، زیباست.
شرمندگی و حقارت بزرگی است اگر باراک اوباما برنده‌ انتخابات نشود... وحشتناک می‌شود اگر مردم امریکا برای رأی دادن به او حرکتی نکنند، زیرا آن‌ها عملاً مواردی از این دست را بیشتر پسند کرده‌اند.

 


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 0:34       

  بیگاری Michelle Rodriguez

میشل رودریگوئز هنرپیشه ۳۰ ساله آمریکایی که به دلیل رانندگی در حال مستی بازداشت شده بود از طرف قاضی به بیگاری محکوم شد پاپاراتزیها هم اونو در این شرایط تنها نذاشته ازش عکس گرفتن
بقیه در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 5:15      ادامه مطلب 

  بهترین و بدترین "باند گرل‌"ها

نمایش و توفیق «ذره آرامش» جدید ترین قسمت مجموعه فیلم های جیمز باند تکاپویی مطبوعاتی در سرتاسر جهان بر پا کرد و در صفحات سینمایی اکثر نشریات معتبر بخشی را به خود اختصاص داد.
هفته نامه معتبر اینترتینمنت ویکلی نیز متاثر از همین جریان و به مناسبت اکران بیست و دومین قسمت پرفروش ترین مجموعه سینمایی جهان اقدام به انتخاب بدترین و بهترین "باند گرل"هایی کرد که تاکنون در کنار مامور ۰۰۷ به ایفای نقش پرداخته اند. "باند گرل"ها همان دخترهای دل‌فریب و بعضاً جذابی هستند که در هر فیلم نقش همراه و همدل گه‌گاه دشمن آقای باند را بازی می‌کنند و علاوه بر کمک به باند در حل و فصل ماجراها نیز یکی از نقش‌های کلیدی داستان به شمار می‌روند. حضور پرآب و تاب این شخصیت‌ها در تک تک فیلم های جیمز باند از عناصر ثابت مجموعه محسوب می‌شود که هر بار در شکل و قالبی متمایز خودنمایی می‌کند و احتمالاً هوش از سر هواداران سینه چاک می‌برد. در مجموعه پیش رو بهترین و بدترین «باند گرل» تاریخ سینما به انتخاب اینترتینمنت ویکلی معرفی می شوند.

بدترین‌ها
۱۰- ماد آدامز در «اختاپوس» (۱۹۸۳)

گرچه این مدل و بازیگر سوئدی تنها باند گرلی است که در دو فیلم حضور پیدا کرده است و اتفاقاً عنوان فیلم «اختاپوس» از نام وی در فیلم اقتباس شده، با این حال یکی از منفور ترین شخصیت های همراه جیمز باند در کل مجموعه محسوب می شود (وی حضور قابل توجهی هم در فیلم «مردی با اسلحه طلایی» دارد). اتفاقاً رابطه جیمز باند با وی در فیلم «اختاپوس» نسبت به فیلم های دیگر صمیمی تر و همدلانه تر است اما شاید به دلیل بازی بد یا به دلیل ضعف شخصیتش در فیلمنامه کمتر توانست محبوب تماشاگران واقع شود و در آمارگیری ها رتبه قابل توجهی کسب کند. شاید همین صمیمیت و همدلی با راجر مور کار دستش داد چرا که مانند رقبای خود در فیلم های قبلی فاقد شیطنت و شرارت کافی است و زیادی برای آقای باند دل می سوزاند.
۹- لین هالی جانسون در «فقط به خاطر چشم هایت» (۱۹۸۱)

جانسون اسکیت باز و البته بازیگر بدی نبود اما برای این فیلم باید در ۲۲ سالگی دل به راجر مور ۵۳ساله می باخت و معلوم نیست تهیه کنندگان چطور تصور کرده بودند زوج وی و مور می تواند باورپذیر از کار در بیاید. رابطه آن دو در فیلم بیشتر به ارتباط پدر و دختری شبیه است که در ماجرایی خطرناک کنار هم قرار گرفته اند و باید از یکدیگر محافظت کنند.
۸- لوئیس چایلز در «مون ریکر» (۱۹۷۹)

چایلز نقش یک مامور کاربلد سازمان سیا را خوب بازی می کند اما صورت معصومش در کنار شیطنتی که در چهره راجر مور موج می زند ترکیبی ناهمگون ساخته است که به هیچ تمهیدی باورپذیر نمی شود. حتی حضورش در فضا و موقعیت بدون جاذبه هم باعث نمی شود فراموش کنیم وی تنها به درد کمدی های رمانتیک می خورد و در فیلم های ماجرایی و پراکشن جیمز باند جایی ندارد.
۷- کاری لاول در «جواز قتل» (۱۹۸۹)

چه کسی به یک همراه وراج نیاز دارد که دائماً سنگ خود را به سینه می زند و پایش را از گلیمش بیشتر دراز می کند؟ جیمز باند به یک همکار سر به زیر و گوش به فرمان محتاج است که به جای حرف زدن بیشتر عمل کند و مهم تر اینکه دست و پای جیمز باند را در صحنه های اکشن نبندد. کاری لاول دقیقاً دختری است که حتی تیموتی دالتن هم به زور او را تحمل می کند.
۶- بریت اکلند در «گلد فینگر» (۱۹۶۴)

لاول با وراجی کردن دست و پای جیمز باند را می بست و بریت اکلند با دست و پاچلفتی بودن و ترس بی موردش به مانعی بر سر راه ماجراجویی های قهرمان فیلم تبدیل می شد. هیچ کس دوست ندارد هم نفس و هم دلش در لحظات پرمخاطره زندگی یک احمق گیج و منگ باشد.
۵- کارین دور در «تنها دوبار زندگی می کنید» (۱۹۶۷)

هر چقدر شون کانری در این فیلم احساس خرج نقش خود می کند در عوض کارین دور دختری سرکش و متمرد باقی می ماند که به فکر جاسوس بازی های خودش و فریب دادن جیمز باند ساده و صمیمی است. اصلاً شاید به همین دلیل بود که کانری تصمیم گرفت در فیلم بعدی جای خود را به جرج لازنبی بدهد.
۴- ماریام دابو در «روشنایی های پایدار روز» (۱۹۸۷)

تیموتی دالتن هرگز به جیمز باند محبوب هواداران تبدیل نشد. بازیگرانی که نقش های مقابل وی را بازی کردند هم هیچ وقت به مذاق تماشاگران خوش نیامدند و مانند خود دالتن به سرنوشت نه چندان خوشی دچار شدند. واقعاً چه کسی فکر کرده بود که ماریام دابو در لباس اهالی افغانستان باز هم جذاب به نظر می رسد؟
۳- کورین کلری در «مون ریکر» (۱۹۷۹)

درست است که «مون ریکر» یکی از پرفروش ترین فیلم های مجموعه جیمز باند به شمار می رود اما این دلیل نمی شود همه اجزا و عناصر فیلم سر جایشان باشند و توی ذوق نزنند. کورین کلری قرار است نقش یک دختر فرانسوی خوش مشرب را بازی کند اما معلوم نیست چرا هنوز فیلم به نیمه نرسیده نصیب سگ های گرسنه میشل لانزدیل می شود.

۲- تانیا رابرتز در «منظری به یک قتل» (۱۹۸۵)

ظاهراً تهیه کنندگان آنقدر مجذوب زیبایی تانیا رابرتز شدند که فراموش کردند وی اصلاً برای نقش یک زمین شناس مناسب نیست. ظاهراً تهیه کنندگان آنقدر مجذوب زیبایی تانیا رابرتز شدند که فراموش کردند فکری برای صدای جیغ مانندش بکنند تا کمتر اعصاب تماشاگران را به هم بریزد.
۱- دنیس ریچاردز در «دنیا کافی نیست» (۱۹۹۹)

خیلی باید خوش باور باشیم که قبول کنیم یک فیزیکدان هسته یی مانند دنیس ریچاردز لباس می پوشد و برای از سر راه برداشتن جیمز باند دست به هر کاری می زند. دنیس ریچاردز آنقدر افتضاح است که حتی کیو (دزموند لیولین) هم با آن همه ابزار و ادواتش نمی تواند پیرس برازنان را از شر وی خلاص کند.
بهترین‌ها در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 8:58      ادامه مطلب 

  بازیگر کره ای به جرم زنا محکوم به زندان شد

اوک سو ری، یکی از مشهورترین بازیگران تلویزیونی در کره جنوبی، به جرم داشتن ارتباطی خارج از چارچوب ازدواج به 8 ماه زندان تعلیقی محکوم شد. او به جرم خود اعتراف کرد و به همین دلیل محکومیتش 2 سال به تعویق افتاد.

خبر ارتباط او با فردی غیر از همسر خود، ماه هاست که رسانه ها و اتاقهای گفتگوی اینترنتی را به خود مشغول کرده است. این بازیگر سرشناس پس از آنکه شوهرش از او شکایت کرد، مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.

پیش از برگزاری دادگاه، اوک سو ری تلاش کرد قانونی را که بر اساس آن زنا غیر مجاز است، لغو شود اما موفق نشد.

این قانون در سال 1953 وضع شد و تاکنون چهار بار به چالش کشیده شده است. لغو این قانون نیاز به تایید 6 قاضی از مجموعه 9 قاضی در کشور را دارد، اما این بار تنها 5 قاضی به لغو آن رای مثبت دادند.

کره جنوبی یکی از معدود کشورهای غیر مسلمان است که داشتن ارتباط با فردی غیر از همسر در آن غیر قانونی است و فرد متهم امکان دارد به مدت 2 سال به زندان محکوم شود.

قضاتی که از اجرای این قانون حمایت می کنند می گویند داشتن ارتباط خارج از چارچوب ازدواج اساس جامعه را سست می کند. اما به نظر مخالفان این قانون پیش  پا افتاده ای است که دود آن فقط در چشم زنان می رود.

این بازیگر 40 ساله، ازدواج فاقد عشق خود را مقصر دانست و اقرار کرد که با خواننده ای مشهور ارتباط برقرار کرده است.

وکلای او استدلال کردند که اجرای این قانون، تجاوز به حریم خصوصی افراد محسوب می شود و بیشتر به حربه ای برای انتقامجویی همسر تبدیل شده است.

اما با همه این تفاصیل قانون بر علیه این بازیگر اجرا شد و معشوق او نیز به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم شده است.

بعد از آنکه حکم دادگاه اعلام شد، خانم اوک گفت: " از اینکه انقدر مسئله من جنجال به پا کرد معذرت می خواهم."

طبق بررسی هایی که سال گذشته انجام شد، نزدیک به 68% مردان و 12% زنان در کره جنوبی به داشتن ارتباط با فردی غیر از همسر خود اعتراف کردند.



+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 22:55       

  دختر شایسته جهان برگزیده شد

مرحله پایانی گزینش دختر شایسته جهان روز 13 دسامبر(23 آذر) در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی برگزار شد.
 بیش از 100 دختر زیبا از کشورهای مختلف دنیا در این مسابقه شرکت داشتند. در این مراسم سنیا سوخینوا(Kseniya Sukhinova) از روسیه به عنوان دختر شایسته جدید دنیا انتخاب شد. سوخینوا در مسابقه بهترین مانکن هم به عنوان بهترین مانکن دنیا انتخاب شد و در بخش لباس شنا نفر سوم شد.
پارواتی اوماناکوتان، دختر شایسته هند به عنوان نفر دوم این رقابت برگزیده شد و گابریلی والکوت، دختر شایسته کشور ترینیداد و توباگو نفر سوم این رقابت شد.
طراحانی از آفریقای جنوبی و جامائیکا لباس‌هایی را برای شوها و نمایش‌های این دخترهای زیبا که بین سنین 17 تا 25 سال بودند، طراحی کرده بودند. این دختران زیبا حدود یک ماه در مراسم و تمرین‌های نمایش که در آفریقای جنوبی برگزار شد، شرکت داشتند.
در این رویداد بیش از همه به موسیقی، آواز و رقص توجه شد. مسابقه دختر شایسته جهان در 180 کشور دنیا پخش شد و حدود یک بیلیون نفر آن را تماشا کردند.
 


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 17:54       

  جذابترین زنان دنیا انتخاب شدند

کانال تلویزیونی E لیست جذاب‌ترین زنان دنیا  در سال ۲۰۰۸را اعلام کرد. در این لیست کارولینا کرکووا، مانکن مشهور اهل چک به عنوان جذابترین زن دنیا برگزیده شد.
 در این نظر سنجی آنجلینا جولی و اسکارلت جانسون، بازیگران مشهور هالیوود و جذابترین زنان در دورهای قبلی، جای خود را به کرکووا دادند.
دومین جایگاه این لیست به بار رافائلی، سوپرمدل اسرائیلی ودوست دختر لئوناردو دی‌کاپریو ، اختصاص یافت. آنجلینا جولی که اخیرا فرزندان دوقلوی خود را به دنیا آورده است، در جایگاه سوم لیست جذابترین زنان دنیا قرار گرفت.
لیست 10 زن جذاب دنیا به ترتیب به شرح زیر است:
1-کارولینا کرکووا
2-بار رافائلی
3-آنجلینا جولی
4-جیسل بوندچن
5-اسکارلت جانسون
6-آدریانا لیما
7-هایدی کلام
8-پنه لوپه کروز
9-مانوئلا آرکوری
10-شکیرا


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 23:24       

  فرشتگان ترس; زنان در سینمای وحشت

ژانر وحشت، هر چند که گاهی مورد بی مهری منتقدان و محافل بررسی سینما قرار می گیرد اما با این وجود یکی از معتبرترین و پر طرفدار ترین دسته های سینمایی محسوب می شود. این ژانر دقیقا مانند رودخانه های طلاخیز آمریکا در زمان کابوی ها بوده در آنجا مردم فقیر همه به سرزمین آمریکا مهاجرت می کردن و روزها به رودخانه ها می رفتند و خطر می کردند و در کف روزخانه سنگ های بی ارزش را وارسی می کردند تا مگر ذره ای کوچک طلا بیابند و گاهی این جستجو ها منجر به یافت معادنی می شد.

 در باره سینمای وحشت هم وضع به همین شکل خواهد بود می رویم و با درد سر های فراوان در میان سیل فیلم های وحشت که هر ماه وارد سینماها می شود جستجو می کنیم و برای دیدن هر فیلمی خطر می کنیم تا در نهایت یکی از آنها خوب باشد و مانند درخشش (شاینینگ استنلی کوبریک) از آب در آید وگرنه بقیه، همه سنگلاخ ها و سنگریزه های بی ارزش بوده اند.

سینمای وحشت هم مانند دیگر سینماهای حاضر دوران ما از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. سفید، سیاه. خیر، شر و یا حداقل مهاجم و مدافع. در تمام مطالبی که درباره این سینما نوشته شده کاراکتر های مورد بررسی دراکولا، فردی، هانیبال و… بودند، یعنی طرف شر و مهاجم و هیچگاه آن طور که باید به مدافعین بها داده نشده و به آنها نپرداخته اند. اما آنها عنصری بسیار با اهمیت برای هر چه بهتر شدن اثر بوده اند به هیچ عنوان نمی توان آثار زنانی را که برای زندگی برای بقا و برای بچه هایشان بی هدف می دوند، تلاش می کنند و مبارزه می کنند نادیده گرفت. حضور انها ارزشمند و قابل اعتنا است

جانت لی را باید ملکه سینما کلاسیک وحشت بدانیم. اصلا شاید بتوان هر آن کس که در برابر دوربین آلفرد هیچکاک خودی نشان داده را لایق چنین صفتی بدانیم. او در لحظاتی از فیلم روانی (Psycho) به تنهایی ما را ترساند و بر جای خود میخکوب کرد. حالا دختر او این وظیفه را به عهده گرفته است. ترساندن بینندگان.

 جمی لی کرتیس بازیگری است که در دنیای وحشت جایگاهی برای خود یافته او اولین بار این نام را در فیلم هراس انگیز هالووین در سال ۱۹۷۸ جستجو کرد. در این فیلم او در نقش Laurie Strode حاضر شدو البته این نقش را تنها در هالوین ایفا نکرد او در سری فیلمهای هالووین و چند فیلم دیگر مانند Boogeymen: The Killer Compilation نقشش را تکرار کرد. بازی در سینمای وحشت را ادامه داد تا آنکه در دهه ۸۰ به بازی در چند فیلم معمولی از این دسته روی آورد که میشود گفت تا حدودی علاقه مندانش را ناامید کرد. در این سالها او در فیلمهایی چون Prom Night وTerror Train و The Fog بازی کرد. در سال ۱۹۹۸ او نقش قدیمی خود در فیلم هالووین را تکرار کرد. این فیلم Halloween H2O: 20 Years Later نام داشت که در آن کورتیس به علاقه مندانش نشان داد که هنوز میتواند آثار خوب را بازی کند و فیلمهای احمقانه قبلی تنها بخشی از تجربه های حرفه ای بودند.

Heather Donahue کسی که در سال ۱۹۹۹ در فیلمی با عنوان پروژه جادوگر بلر بازی کرد و توانست که بینندگان فیلم را در گوشه صندلی هایشان حبس کند. بعد از این همه سال هنوز به جرات می توان گفت که بینندکان آن فیلم چهره ای را که Donahue از خود ارائه داد را فراموش نکرده اند. او نقش کسی را بازی می کند که در پی ساختن یک مستند است و در این مسیر اتفاقاتی رخ میدهد.

شلی دووال هم از آن زنانی است که قهرمان اثری کامل در زمینه فیلمهای ترسناک شد. او در اثر کوبریک، درخشش در کنار جک نیکلسون یک جفت عالی از آب در آمدند. در آن فیلم او در نقش وندی بازی کرد زنی که برای بقای خود و کودکش مجبور بود تا از دست شوهر روانی اش فرار کند. زیبایی و شجاعتش زمانی مشخص شد که توانست زنده از هتل فرار کند.

برای دوستداران سینمای وحشت سارا میشل گلار چهره ناشناخته ای نیست او را میتوان در سینما ترس سالهای اخیر به راحتی پیدا کرد. او I Know What You Did Last Summer را در سال ۱۹۹۷ بازی کرد، سپس در همان سال فیلم جیغ دو را در کارنامه اش ثبت کرد. سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ سالهای خوب او بودند ک در باز سازی فیلم کینه ۱ و ۲ حضور داشت او کینه ۳ را هم در کارنامه خواهد داشت و در حال حاضر درگیر آن پروژه است



+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه ششم آذر 1387 و ساعت 3:28       

  جذاب‌ترین مردان دنیا در سال 2008

مجله آمریکایی people لیست جذاب‌ترین مردان دنیا  در سال ۲۰۰۸را منتشر کرد. این لیست که مجله people هر سال آن را اعلام می‌کند، یکی از معتبرترین لیستها در نوع خودش است.
هیو جکمن، بازیگر استرالیایی در این لیست به عنوان جذاب‌ترین مرد دنیا انتخاب شد. جکمن بازیگر 40 ساله استرالیایی است که 189 سانتی متر قد دارد. مجله people در مورد این انتخاب گفت:« او بازیگر بسیار توانایی است- ستاره‌ای است که می‌تواند بخواند، برقصد و از اسلحه به‌خوبی استفاده کند.»
دانیل کریگ، بازیگر مجموعه جدید جیمز باند، در جایگاه دوم این لیست قرار گرفت. او با چشمان آبی جذاب و اندام عضلانی خود طرفداران بسیاری دارد.
جان هام، بازیگر فیلم «مردان دیوانه» نفر سوم این لیست است.
 زاك افرون، بازیگر فیلم «مدرسه موزیکال»
و رابرت باکلی به ترتیب نفرات چهارم و پنجم این لیست را تشکیل می‌دهند.
دیوید بکهام، بازیکن فوتبال؛
 خاویر باردم، برنده جایزه اسکار؛
 رابرت پاتینسون، ستاره فیلم «گرگ و میش»؛
 جاشوا جکسون بازیگر
 و مایکل فیلیپس، برنده مدال طلای المپیک در رشته شنا، نفرات بعدی لیست جذاب‌ترین مردان دنیا هستند.
از سایر افراد مشهوری که سالهای گذشته در صدر لیست جذاب‌ترین مردان مجله people قرار گرفته‌اند می‌توان جورج کلونی، براد پیت و مت دیمون را نام برد.


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 10:14       

  بازیگران جوان سینمای ایران که پدر و مادر مشهور دارند

پولاد كيميايي/ در سايه تيز هوشي پدر
تيزهوشي مسعود كيميايي جزء ويژگي هاي منحصر به فرد اوست كه در كنار ديگر ویژگي‌هاي اين كارگردان جلوه گري بيشتري دارد . پيش بيني او از شرايط روز جامعه و رفلكس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتي كه در آينده رقم خواهد خورد نشانه ايي از همين تيز هوشي است كه جلوه بارز آن ساخت فيلم «سفر سنگ» بود. او در دوره ايي ديگر از زندگي كاريش باز هم وجهي ديگر از اين تيز هوشي اش را آشكار كرد و پيش از آنكه جامعه به باوري دوباره از جوانان برسد ، كيمايي چهره تازه اي از قهرمان جديدش رو كرد. قهرماناني كه ديگر آدم هاي ميانسال دهه هاي گذشته نبودند . او سال 74 ، يعني دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ايجاد موج جوانگرايي در جامعه شمايل قهرمانش را تغيير داد و جواناني از نسل آن دروه قهرمانان فيلم هاي «ضيافت» و «سلطان» شدند وبي شك ورود اين نسل تازه در فيلم هاي كيميايي زمينه ايي بود براي آنكه در سال هاي بعد او «پولاد» ش را كه در آن سال ها نوجواني 16، 17 ساله بود به قهرمان اول فيلم هايش بدل كند. كيمايي آرام آرام قهرمان آينده اش را وارد دنياي فيلم هايش داد و او را خيلي بطئي از حاشيه به متن آورد. حضور كوتاه او در فيلم ناموفق «تجارت» بعد ها با قرار گرفتن در كنار قهرماناني چون «سلطان» و «اميرعلي» به تدريج تصوير قهرمان آينده كيميايي را شكل داد. اين روند منطقي كه كيميايي پدر براي پولاد درنظر گرفته بود در «سربازهاي جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسيد ، يعني همان جايي كه پس از آن مي بايست او برگ برنده ايي كه سال ها روي آن كار كرده بود را رو مي كرد. همان گمشده ايي كه كيمیايي پس از بهروز وثوقي در به در در پي يافتنش بود، هرچند در برهه اي با حضورعرب نيا و فروتن گفته شد كه او آن حلقه مفقوده را يافته ، اما همكاري او با اولي دوام چنداني نيافت و دومي نيز در دو همكاري آخرش با كيميايي مجالي براي ارائه خود پيدا نكرده بود و همين موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جديد كيميايي باشند و«حكم» پايان اين انتظار بود.
پولاد در هيبت آدمكشي حرفه اي آنچنان در قالب نقش نشسته بود كه توانست در برابر درخشش بازيگراني مثل عزت اله انتظامي ، ليلا حاتمي وخسرو شكيبايي درخشش ديگري داشته باشد . گويي در جايي كه همگان به تحسين پولاد در اجراي اين نقش پرداختند. كيمايي نفسي راحت از اعماق وجود كشيد. سرمايه گذاري او نتيجه داده او حالا از بابت داشتن قهرماني با ويژگي هاي مورد نظرش خيالش راحت شد و بر همين اساس است كه با خيالي آسوده نقش جوان اول «رييس» را به  او مي سپارد و اعلام مي كند كه در صورت ساخت «شريك» اين پولاد است كه نقش اول فيلمش را ايفا مي كند. او حالا به پاس تيز هوشي كيميايي بزرگ تبديل به بازيگري شده با امضاي مستقل ازپدر ، كه تداوم آن فقط با انتخاب هاي صحيح حاصل مي شود. تا به اين جا مخاطبان چهره او را در آثار ديگري چون «صحنه جرم ورود ممنوع» ومجموعه« مرگ تدريجي يك رويا» كه پدرش كارگردان آن ها نبوده ديده است. ايفاي نقش آراس مشرقي در مجموعه جيراني او را به چهره اي شناخته شده در نزد عامه مخاطبان تبديل كرده است. بي شك دست پيدا كردن به مخاطب عام از طريق رسانه تلويزيون هدفي است كه پولاد آن مد نظر خود قرار داده و شايد در پي اتخاذ اين سياست است كه بازي در مجموعه مناسبتي «خونمردگي» را مي پذيرد. مجموعه اي كه بي شك به خاطر پخش شبانه اش مخاطبان زيادي را جذب خود خواهد كرد .
ليلا حاتمي/ خارج از سايه پدر
هيچگاه زير سايه پدر قرار نداشت و زماني اولين حضور حرفه ايي اش را در سينما تجربه كرد كه علي حاتمي روزهاي آخر زندگي اش را در بستر بيماري طي مي كرد ودرست در نيمه هاي توليد«ليلا» بود كه پدرش ازدنيا رفت. البته او پيش از آن تجربه هاي كوتاهي با علي حاتمي داشت كه شاخص ترين آن نقشي بود كه در دلشدگان ايفا كرد . اما «ليلا» آغازي بود براي دوران حرفه اي ليلا حاتمي. شروعي رويايي ، با يك شاه نقش كه او از آن نهايت استفاده را برد و توانست موقعيتش را به عنوان يك بازيگر حرفه ايي در سينما تثبيت كند. چهره آرام و لحن صداي او موجب شد تا نقش هاي از جنس «ليلا» در ادامه به او پيشنهاد شود، اما او در ميان انبوه پيشنهادهايش بازي در نقش «شيدا» را پذيرفت. اما حاتمي در ادامه راه در تلاش بود تا شمايلي كه از او در اذهان نقش بسته را بشكند و بر همين اساس بود كه نقش زني خياباني را در فيلم «آب و آتش» جيراني پذيرفت و با اجراي صحيح اين نقش توانست از قالب هميشگي خود خارج شود.
اين فيلم اگر براي سازنده اش و يا پرويز پرستويي امتيازي نداشت ، اما براي حاتمي يك اتفاق تازه بود كه برايش تنديس پنجمين جشن سينماي ايران را هم به ارمغان آورد. ايفاي نقش مادر پسر بچه‌اي ده،دوازده ساله در فيلم «مرباي شيرين» مرضيه برومند تلاش ديگري بود از او تا بار ديگر خود را در نقشي تازه محك بزند. او در حالي بازي در اين نقش را پذيرفت كه كمتر بازيگر همسن و سال او حاضر مي شد در آن شرايط نقش يك مادر را ايفا كند.«سالاد فصل»و«حكم» ديگر نقش هاي متفاوت كارنامه ليلا حاتمي هستند كه او به مانند اكثر كارهايش به درستي از ايفاي آن ها بر آمد. او طي سال ها فعاليت خود در عرصه بازيگري تجربيات ديگري چون « شاعر زباله ها »،«سيماي زني در دوردست» ،« ارتفاع پست» ، «ايستگاه متروك» و... دارد 
 فيلم هايي كه هرچند شماي آشناي ليلا حاتمي را در ذهن مخاطب ترسيم مي كرد ، اما در اكثر اين آثار حاتمي با دريافت درست از نقش ها توانست وجه اي تازه به كاراكترهايش جلوه گر كند. او اخيرا تجربه اي نو در فيلم «بي پولي» داشته كه بايد تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل كار او بنشينيم.
گلشيفته و شقايق ‌فراهاني / خواهران غريب
خواهران فراهاني، صرفنظر از مقوله كوچكتر بزرگتري، در بازيگري هم مسيرهاي متفاوتي را پيموده‌اند. شقايق، در تئاتر بازيگر نسبتا خوبي نشان داده، مثلا در نمايشي كه به كارگرداني پدرش بهزاد فراهاني و برداشتي آزاد از داش آكل صادق هدايت بود، بازي خوبي از خود به نمايش گذاشت.
 در سينما هم، در فيلمي چون «چتري براي دو نفر» بازي متفاوت و پيچيده‌اي را از او شاهد بوديم، اما به هر حال، «طوطيا» يا «عشق كافي نيست» و امثال آنها چندان اعتباري براي بازيگرش به ارمغان نمي‌آورند.

اما حقيقت اين است كه سينما سنگ محك ديگري براي گلشيفته بوده است. از اولين فيلم عمرش، درخت گلابي، به راحتي مي‌شد بارقه‌هاي استعداد را در بازي عجيب اما ملموس و طبيعي‌اش ديد. اما به رغم همه واكنش‌هاي مثبت، هنوز مي‌شد نگران بود. نگران استعداد كودك و نوجواني كه ظهور مي‌كند اما با بلوغ و بزرگسالي ديگر نشاني از آن باقي نمي‌ماند. اما گلشيفته متفاوت بود.
 پس از چند سال غيبت شاهد بازگشت دوباره او بوديم. دوره‌اي كه «بوتيك» سرآغاز موفق آن محسوب مي‌شد. طبيعي بود كه سينماي ايران قدم اين چهره مستعد و جديد را مبارك بشمارد و از آن به بعد سيل پيشنهادها بود كه به سوي او سرازير مي‌شد. تقريباً هر فيلم يا سريالي كه دختري جوان را محور قرار داده بود او را مي‌خواست. اما از بين همه آنها، «ميم مثل مادر»، «اشك سرما» و «سنتوري» آثار مهم‌تري هستند. «م مثل مادر» قرار است اثري باشد در ستايش جايگاه مادر، اما اينكه هست يا نيست ربطي به تلاش مستقل گلشيفته براي ترسيم پرتره درد كشيده مادر ايراني ندارد. او امضاي خود را پاي اثر مي‌گذارد. يا در «اشك سرما»، او دختري‌ست ساده، چوپاني در ميان برف و كوه و توطئه و مرگ كه لطافت و معصوميتش قرباني خشونت بي‌رحم جنگ مي‌شود. «سنتوري» هم جلوه متفاوتي‌ست از چهره تيپيكال دختر شهري متوسط كه در ضمن همسر يك هنرمند هم هست. «تفاوت جنس بازي او در دوران عاشقي و بعد آن دعواهاي وحشتناك خيره‌كننده است. گويي بازيگر مورد علاقه ما، فيلم به فيلم، همزمان با بالا رفتن سن، پخته‌تر شده و غريزه شگفت‌انگيزش را با تجربه و تكنيك آميخته است. حالا هم، با دي‌كاپريو و راسل كرو همبازي شده و اسطوره‌اي چون ريدلي اسكات هدايش كرده كه اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرايط سينماي فوق حرفه‌اي هاليوود وفق دهد قطعا شايسته اسكار خواهد بود.
مليكا و مهراوه شريفي‌نيا / خواهران قريب
* حكايت مهراوه و مليكا مثل شقايق و گلشيفته است. البته مهم نيست كي به كي برتري دارد، به هر حال هر كسي راه خودش را مي‌رود اما انتخاب‌هاي درست مبتني بر استعداد و علاقه هم جايگاه خودش را دارد. مليكا شايد چندان علاقه‌اي به بازيگري نداشته باشد چون مهم‌ترين نقش سينمايي‌اش به «مهمان مامان» (1382) بازمي‌گردد
 اما مهراوه كه او را با نقش كوتاهش در «زير پوست شهر» مي‌شناختيم به يكباره با «ساعت شني» و «روز حسرت» جلوه‌هايي ديگر از قدرت بازيگري‌اش را نشانمان داد؛ نقش‌هاي پررنگ و پيچيده‌اي كه اجرايشان از عهده هر كسي برنمي‌آيد. البته شايد همه نقش زن درگير ايستاد را با پانته‌آ بهرام به ياد بياورند. چنانكه، مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقي‌ست، اما دقيقاً همين‌جاست كه ارزش كار بهرام رادان و مهراوه شريفي‌نيا معلوم مي‌شود. اينكه از اسطوره‌ها عبور كني و بتواني نامت را به كمك استعداد و تلاش و شايد عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبي مخاطب، ثبت كني. نكته ديگر گريز از كليشه‌هاست تكرار در نقش زن عبوس و بداخلاق كه مشكلاتي عموماً غيرعادي دارد او را تهديد مي‌كند. مهراوه نبايد، ترانه هميشه 15 ساله باقي بماند.

* باران كوثري / از تبار بانوي ارديبهشت
باران كوثري، قطعاً نمونه موفق off – spring هاست. كسي كه خودش را ازسايه مادرش فراتر برد و مستقلاً جايگاه ويژه‌اش را در سينماي ايران به‌دست آورد. شايد تماشاگران «روسري آبي» فكرش را هم نمي‌كردند كه دختر كوچولوي شيطان فيلم، روزي به يكي از اميدهاي اين سينما تبديل شود.
 
حتي «زير پوست شهر، هم نشان چنداني از آن «اميد» و اين «آينده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پي‌آيندهاي ديگر، اذعان سينمادوستان را متوجه استعدادي نوظهور كرد. در اين ميان، «خون بازي»، «روز سوم» و مجموعه تلويزيوني «صاحبدلان» نقاط اوج كارنامه باران هستند. اولي، تبديل شده به آزمون بازيگري براي هنرمندي كه مي‌خواهد خود را ثابت كند و البته نقش‌هاي خاصي هميشه جواب مي‌دهد. معتاد، عقب‌مانده، بيمار و... هميشه بستري براي ظهور قدرت بازيگري بوده‌اند و باران هم در «خون بازي» قدر اين فرصت را مي‌داند. «روز سوم» هم چالشي دريغ‌انگيز در نقشي دشوار است. بهره درست و حرفه‌اي از صدا و بدن و چهره، در عين محدوديت‌هاي فيزيكي، يكي از اوج‌هاي كارنامه باران را رقم مي‌زند. اما و فقط يك نكته: پيشتر، از انتخاب درست گفتيم. انعطاف‌پذيري هم يكي‌ديگر از رازهاي بازيگران بزرگ است. فرار از نقش‌هاي تكراري و تلاش براي دستيابي به افق‌هاي نو. بازي در «توفيق اجباري»ها قطعاً ثمره چنداني براي يك عاشق نخواهد داشت.

پگاه آهنگراني / همچنان با كفش‌هاي كتاني
براي بودن و ماندن در هنر – صنعت – رسانه بي‌رحيمي چون سينما، فرزند سينماگر بودن يك امتياز براي شروع است اما «ماندن» و «اثبات» بستگي تمام به شايستگي‌هاي هنرمند دارد. «دختري با كفش‌هاي كتاني» شروعي رويايي براي پگاه آهنگراني بود. بودن ميان حرفه‌اي‌ها و استخوان خردكرده‌هاي بازيگري و فيلمي كه حول تو مي‌چرخد. شايد بتوان گفت او بود كه دوره جديدي از حضور دختران نوجوان و جوان در سينماي ايران را آغاز كرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالي به تعويق افتاد. اين فيلم، اما بيشتر متعلق به رويا نونهالي و رويا تيموريان بود تا او. هر چند مي‌شد تلاشش را براي درآوردن نقش به عينه ديد و اين دقيقاً رمز بازيگران بزرگ است. كسي نبايد اين «تلاش» و مرارت را ببيند، و اين نقش و فقط نقش است كه بايد ديد و ثبت شود. پگاه چندان پركار نيست و نمي‌توان با يكي دو نقش، قضاوت درستي درباره جايگاهش در بازيگري داشت. حتي «سه زن» هم نمي‌تواند معيار نهايي باشد. شايد، بايد همچنان منتظر بمانيم.


* ميلاد صدرعاملي / گريز به بازيگري
از ميان معدود فرزندان سينماگران سينماي ايران، آناني كه به مقوله‌اي غير از بازيگري پرداخته‌اند كم نيستند، راما قويدل، بهمن كيارستمي، سميرا و حنا مخملباف و ... . اما ميلاد صدرعاملي با آنها يك تفاوت كوچك دارد. ميل به بازيگري و تجربه‌اش حتي براي يك بار. «من، ترانه 15 سال دارم» اولين و آخرين تجربه بازيگري او بود و گويا سنگ محكي كه راه آينده را به او نشان داد. ساخت چند مستند و آمادگي براي ورود به سينماي كوتاه و بعد حرفه‌اي، مسيري است كه ميلاد براي حضور در سينماي ايران برگزيده است. راهي كه قطعاً روشن‌تر از بازيگري معمولي بودن است.


رضا داودنژاد / به دنبال پدر
دقيقاً نمي‌توان جايگاه رضا داودنژاد را در اين سينما مشخص كرد. بازيگر، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز! سرمايه‌گذار! تهيه‌كننده، مشاور! و يا مجموعه‌اي از همه اينها، شبيه به نقشي كه محمدرضا شريفي‌نيا ايفا مي‌كند!
استقلال، واژه شريفي‌ست. هماني كه نيكلاس كيج براي رسيدن به آن، حتي نامش را عوض كرد كه زير دين عمويش، فورد كاپولاي كبير نباشد و يا آنجلينا جولي كه مدت‌هاست از پدرش جان وويت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثير او براي پيشرفت در مسير حرفه زندگي اصولا چيز بدي نيست. اما در عين حال تلاش موازي براي ساخت دنياي شخصي و استقلال هنري هم ارجمند است. خطاب اين سطور، به همه off-spring هاست.


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 3:45       

  پولدارترین زوجهای هالیوود

مجله فوربس بر اساس میزان در امدهای یکساله زوجهای هالیوود لیست پولدارترین انها را اعلام کرد
۱.جی زد و بیونسه ۱۶۲ میلیون دلار
۲.ویل اسمیت و جادا پینکت ۸۵ میلیون دلار
۳.دیوید و ویکتوریا بکهام ۵۸ میلیون دلار
۴.تیم مک گراو و فیث هیل ۳۵ میلیون دلار
۵.براد پیت و آنجلینا جولی ۳۴ میلیون دلار
۶.جاد آپاتو و لزلی مان ۳۰ میلیون دلار
۷.گاوین رزدال و گوئن استفانی ۲۸ میلیون دلار
۸.کیت اوربان و نیکول کیدمن ۲۵ میلیون دلار
۹.تونی پارکر و اوا لونگوریا ۲۲.۵ میلیون دلار
۱۰.هریسون فورد و کالیسا فلوکارت ۲۲ میلیون دلار


+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 23:28       

  10 زن خوشگل احمق

بر اساس نظر سنجی مجله coed ده زن خوشگل ولی احمق شهیر جهان برگزیده شدند
در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 22:25      ادامه مطلب 

  قدرتمندترین بچه های جهان

مجله Forbes قدرتمندترین بچه های جهان رو بر اساس اهمیت اخبار و عکسهاشون در مطبوعات و رسانه ها انتخاب کرد
۱.سوری کروز
۲.شیلو پیت
۳.زهرا جولی-پیت
۴.پکس جولی-پیت
۵.سامالکسیس وودز
۶.کروز یکهام
۷.ماتیلدا رز لگر
۸.دیوید باندا
۹.شون پرستون فدرلین
۱۰.سام شین

 



+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 10:13       

  بار رافائلی صاحب بهترین ران

بر اساس بررسی مجله Code صاحب بهترین رانها در بین مشاهیر سال ۲۰۰۸ برگزیده شدند
۱۰.ناتالی پورتمن -۹-ایسلا فیشر-۸-بروک برک-۷-کیت هادسن-۶-میلا کانیس-۵-نیکی زیرلینگ-۴-راشل بیلسون-۳-امانوئل چیرکو-۲-اسکارلت جانسون-۱.بار رافائلی
جالب اینکه امسال نامی از جنیفر لوپز و بیونسه در این لیست نیومده


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 0:23       

  ستارگانی كه هنوز زنده‌اند

زنان مرگبار و دختران خوب
چندی پیش اخباری منتشر شد مبنی بر حضور دوباره الیزابت تیلور بر صحنه تئاتر در حالی‌که تصاویر خبری، این بازیگر را روی ویلچر نشان می‌دادند. تیلور هنگامی که تنها ۱۰ سال داشت در فیلم «در هر دقیقه شخصی متولد می‌شود» ظاهر شد و زمانی که ۱۲ ساله بود کمپانی مترو گلدین‌مایر با او قرارداد امضا کرد و از همین زمان زندگی او به عنوان یک ستاره آغاز شد. از جمله فیلم‌های قابل توجه کارنامه او می‌توان به «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟»، «ناگهان تابستان گذشته»، «مکانی در آفتاب» و «گربه روی شیروانی داغ» اشاره کرد. با وجود موفقیت زیاد در کار هنری، هیچ‌گاه نتوانست زندگی شخصی موفقی داشته باشد و آمار بالای ازدواج‌های وی حاکی از مشکلات روانی است که تیلور به عقیده بسیاری با آن دست به گریبان بوده. در سال ۱۹۸۵ به دلیل درگذشت دوست و همکارش راک هادسن بر اثر بیماری ایدز، یک انجمن تحقیقاتی در رابطه با بیماری ایدز برپا کرد. آکادمی جوایز سینمایی آمریکا نیز هفت سال بعد به دلیل تلاش‌های بشردوستانه‌اش در راه مبارزه با ایدز از وی تقدیر به عمل آورد.
جینا لولو بریجیدا ستاره زیبای سینمای ایتالیا از اوایل دهه ۴۰ بازی در فیلم‌های سینمایی را آغاز کرد. او کمتر از ۱۰ سال بعد توسط هاواردهیوز وارد هالیوود شد اما نتوانست در آنجا ماندگار شود و بعدها حضوری گاه و بیگاه در تولیدات هالیوودی یافت. بخش اعظم فیلم‌هایی که در آنها حضور داشته اروپایی هستند. وی به‌غیر از بازیگری به کارگردانی، عکاسی، روزنامه نگاری و در این اواخر به فعالیت سیاسی نیز روی آورد اما نتوانست موفقیتی که در عالم سینما به‌دست آورده بود را تکرار کند.
از فیلم‌های مهم او می‌توان به «گوژپشت نتردام» و «سلیمان و ملکه صبا» اشاره کرد. خونگرم، قابل اتکا و دوست داشتنی صفت‌های مشخصه ورا مایلز بازیگر فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی است. بازیگری را از اوایل دهه۵۰ آغاز کرد. پس از اینکه دختر برگزیده سال آمریکا شد، پیشنهادهای کمپانی‌های هالیوودی به سوی او سرازیر شدند. بعد از یکی، دو کار معمولی ژاک تورنر وی را برای بازی در فیلم «ویچیتا» برگزید.سپس با جان فورد در «جویندگان» کار کرد. آلفرد هیچکاک علاقه خاصی به مایلز داشت و برای بازی در فیلم «مرد عوضی» از او دعوت کرد. مایلز نیز به‌خوبی از عهده ایفای نقش همسری که به آرامی زیر بار فشارهای روانی می‌شکند، برآمد. هیچکاک برای بازی در فیلم «سرگیجه» وی را مدنظر داشت اما بارداری موجب شد که مایلز جای خود را به کیم نوواک بدهد.
از سال ۱۹۹۵ تاکنون فعالیت هنری خاصی را دنبال نکرده.از دیگر فیلم‌های مهم او:«مردی که به لیبرتی والانس شلیک کرد» و «روانی».
دیگر بازیگر مطرح سینمای ایتالیا سوفیا لورن است که کارش را در دهه ۵۰ در سینمای ایتالیا به عنوان بازیگر آغاز کرد. سپس با کارلو پونتی، کارگردان ایتالیایی که ۲۲ سال از وی بزرگ‌تر بود ازدواج کرد تا به عقیده بسیاری کمبود توجه پدر در دوران کودکی را جبران کند. آوازه زیبایی او خیلی سریع عالم‌گیر شد و به این ترتیب مسیر وی به هالیوود پس از دریافت جایزه اسکار به‌خاطر فیلم «دو زن» هموار شد. در سراسر دهه ۵۰ و ۶۰ به عنوان نماد زنانگی و زیبایی مشهور بود. لورن چه زمانی که در اوج بود و چه این اواخر، مابین محصولات هالیوودی و ایتالیایی همیشه در رفت‌وآمد بوده و هیچ‌گاه در یک شرایط خاص خود را محصور نکرده. در میان ما ایرانی‌ها «سوفیا لورن» از محبوب‌ترین ستاره‌های زن سینمای جهان به شمار می‌رود.
جولی اندروز کارش را تقریبا همزمان با پایان دوران استودیویی آغاز کرد لیکن نقش‌آفرینی او در دو فیلم «آوای موسیقی» و «مری پاپینز» که امروزه جزو گنجینه‌های ارزشمند سینمای موزیکال کلاسیک محسوب می‌شوند، موجب شده که در زمره بازیگران بزرگ سینمای کلاسیک قرار گیرد. اندروز در ابتدا به‌خاطر صدای زیبایش در انگلستان به شهرت رسید. سپس عازم آمریکا شد و ابتدا در برادوی و سپس در هالیوود حضور یافت. اندروز برای اینکه از قالب شخصیت «دختر خوب» كه برای او كلیشه شده بود، فاصله بگیرد در فیلمی همچون «پرده پاره» آلفرد هیچكاك در كنار پل نیومن بازی كرد. در اواخر دهه ۸۰ طی یک اشتباه در عمل جراحی تارهای صوتی‌اش به شدت آسیب دید اما پا پس نکشید و به فعالیت خود ادامه داد.
اندروز در این اواخر به عنوان صداپیشه نقش ملکه در سری فیلم‌های «شرک» حضور پیدا كرده است.
لورن باکال با وجود سن و سالی که پشت سر گذاشته هنوز هم با قدرت و سرحال در سینما به کارش ادامه می‌دهد. باکال جزو معدود بازیگرانی است که این شانس نصیب وی شد تا در اولین فیلمی که حضور می‌یابد نقش اصلی را عهده‌دار باشد: «داشتن و نداشتن» که بازیگر مرد مقابل او همفری بوگارت بود. آنها مدتی بعد با یکدیگر ازدواج کردند. بعد از این فیلم بود که در برخی از فیلم نوآر‌های بزرگ تاریخ سینما باز هم در کنار همسرش بوگارت حضور یافت و توانست جلوه دیگری از «زن مرگبار» را به نمایش بگذارد. بازی وی به‌خصوص در فیلم «گذرگاه تاریک» بسیار قابل توجه است که تا حدود بیش از نیمی از زمان فیلم، مخاطب و هنرپیشه اصلی که به دلیل زاویه دید سوبژکتیو دوربین در یک جایگاه قرار دارند، در اعتماد و یا عدم‌اعتماد نسبت به شخصیت او در فیلم سردرگم است. به اعتقاد بسیاری او در کنار باربارا استانویک بهترین نمایش از «زن مرگبار» را تاکنون به اجرا در آورده است. باکال این اواخر در فیلم‌های مطرح دیگری نیز ایفای نقش کرده که از جمله جدید‌ترین آنها می‌توان به بازی در «داگ ویل» و «تولد» اشاره کرد.

مردانی كه می‌خواستند سلطان باشند
شون کانری سال گذشته به دلیل کهولت سن از بازیگری کناره گرفت. این بازیگر كه در سن ۱۳ سالگی از مدرسه اخراج شد و در سال‌های پیش از آغاز بازیگری شغل‌های متعددی را امتحان كرد شاید اگر بخت یارش نمی‌بود و در نقش جیمز باند در فیلم «دکتر نو» ظاهر نمی‌شد هیچ‌گاه نمی‌توانست خود را در هیأت یک بازیگر تراز اول بین‌المللی بنمایاند. اگرچه سایه جیمز باند و محبوبیتی که از طریق آن به‌دست آورد هیچ‌گاه کانری را رها نکرد، با این حال به‌خوبی توانست در نقش‌های دیگر نیز خود را بیازماید و با کارگردانان بزرگی نظیر سیدنی لومت، مارتین ریت، برایان دی‌پالما، استیون اسپیلبرگ و ژان ژاک آنوی همکاری کند. شوخ طبعی کانری كه به شخصیت باند افزوده شد لحنی متفاوت از تریلرهای جاسوسی معمول به مجموعه فیلم‌های جیمزباند بخشید. پیرس برازنان و دنیل کریگ جانشینان خوبی برای نقش جیمز باند به نظر می‌رسند اما هنوز هم فیلم‌بین‌های میانسال و مسن کانری را بهترین جیمز باند تاریخ سینما می‌دانند. سایر فیلم‌های مطرحی كه كانری در آنها بازی كرده: «نام گل سرخ»، «كوه‌نشین»، «مردی كه می‌خواست سلطان باشد»، «تسخیرناپذیران» و «تپه».
كرک داگلاس جزو آن دسته بازیگرانی است که همزمان با اوج‌گیری فشارهای ضد کمونیستی مجلس سنای آمریکا وارد هالیوود شد و به همین دلیل برخی با بدبینی حضور این بازیگر یهودی در هالیوود را نتیجه لابی قوی یهودیان می‌دانند. فارغ از درستی و یا نادرستی این قضیه، نمی‌توان منکر ارزش‌های کار داگلاس در مقام بازیگر فیلم‌هایی نظیر «اسپارتاکوس»، «شور زندگی» و «آخرین قطار گان هیل» شد. او جزو اولین کسانی بود که در مقابل کمیته فعالیت‌های ضد کمونیستی ایستاد و با ثبت کردن نام دالتون ترومبو در تیتراژ «اسپارتاکوس» عملا قدرت لیست سیاه را زیر سوال برد. آخرین فعالیت او در عرصه بازیگری به سال ۲۰۰۴ بر می‌گردد. مایکل داگلاس بازیگر فیلم‌هایی نظیر «سقوط» فرزند اوست.
پیتر اوتول بازیگر فیلم «لارنس عربستان» در طول دوران بازیگری خود نزدیک به هفت مرتبه نامزد دریافت جایزه اسکار شد و هیچ‌گاه آن را به دست نیاورد تا اینکه چند سال پیش جایزه اسکار افتخاری یک عمر فعالیت سینمایی مفید و پرثمر به وی اهدا شد. مانند اکثر بازیگران پا به سن گذاشته او نیز این دو دهه گذشته را مابین تلویزیون و سینما در رفت و آمد بوده است. اوتول در کودکی به روزنامه‌نگاری علاقه داشت اما در جوانی متوجه شد که تنها دنیای هنر قادر به پاسخگویی به تمایلات درونی پرشور او است. پس به کلاس‌های بازیگری آکادمی سلطنتی لندن رفت و بازیگری را در کنار ریچارد هریس، آلبرت فینی و آلن بیتس آموخت. در اوایل دهه ۷۰ به سختی بیماری سرطان را پشت سر گذاشت و برای همیشه نوشیدن مشروبات الکلی را ترک کرد. «شیر در زمستان»، «آخرین امپراتور» و «سال دلخواه من» از گنجینه‌های با ارزش تاریخ سینما محسوب می‌شوند که پیتر اوتول در آنها حضور داشته است.
کریستوفر پلامر هم جزو آن دسته ستارگان تمام نشدنی تاریخ سینماست که در سن ۸۱ سالگی روز به روز پرکارتر به نظر می‌رسد. او در بیشتر فیلم‌هایی که حضور داشته تیپ مردان مرتب و منضبط و البته باهوش را ایفا کرده است. پلامر برای سال بعد چند فیلم آماده نمایش دارد و چند فیلم در دست ساخت. او در سال‌های اخیر بیشتر در نقش‌های مکمل ظاهر شده و با وجود چند بار نامزدی اسکار در رشته بازیگر مکمل تاکنون موفق به کسب آن نشده. فیلم‌ها: «آوای موسیقی»، «بازگشت پلنگ صورتی»، «مردی که می‌خواست سلطان باشد» و «نفوذی».
تونی کرتیس بیشتر ژانرها را آزموده است. از تاریخی (تاراس بولبا) گرفته تا کمدی(خداحافظ چارلی) و فیلم‌های پیچیده روانشناختی (جانی بوستن). چهره‌اش رنگ و غبار پیری به خود گرفته اما هنوز می‌توان شیطنت جاری در چهره یک پسر نوجوان را در آن مشاهده کرد. به دلیل همین ویژگی ظاهری اوایل بیشتر نقش پسران خوش‌تیپ را در فیلم‌های جوان‌پسندانه بازی می‌کرد. از فیلم‌های مطرح کرتیس می‌توان به «بعضی‌ها داغش را دوست دارند» اشاره كرد. جنت لی بازیگر فیلم «روانی» نزدیک ۱۰ سال همسر او بود و جیمی لی کرتیس بازیگر «هالووین» ثمره ازدواج آنها.
 کریستوفر لی اگر چه در فیلم‌های متفاوتی نظیر «هملت» نیز به زیبایی ایفای نقش کرده با این حال وی را به سبب بازی در بسیاری از فیلم‌های ترسناک، «دراکولای سینما» لقب داده‌اند. او در بسیاری از محصولات ترسناک همر فیلم نظیر «مومیایی»، «نفرین فرانکشتاین» و «مرد حصیری» نیز بازی زیبایی را ارائه کرده. آوازه شهرت او در زمینه ایفای نقش‌های ترسناک فراتر از اعتبار لان چینی، بلالوگوسی و پیتر کوشینگ رفته است. کریستوفر لی ستاره محبوب دوستداران سینمای ترسناک و استاد بلامنازع ایفای نقش‌های منفی تاریخ سینماست. در کتاب بیو‌گرافی‌اش خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «بلند،تاریک و مخوف». از اواسط دهه ۷۰ در آمریکا ساکن شد و در دهه ۸۰ معروف‌ترین چهره تلویزیون آنجا شد. او در این اواخر در فیلم‌هایی نظیر «ارباب حلقه‌ها» و «جنگ ستارگان: نبرد کلون‌ها» حضور داشته و برای سال بعد نیز پروژه‌هایی را در دست بازی دارد و به‌نظر نمی‌رسد که دست از سر نقش‌های منفی‌بردارد!
کلینت ایستوود تصویری که همگان از وسترنر در ذهن داشتند را برای همیشه دگرگون کرد، با آن ته‌ریش همیشگی و سیگار برگ گوشه لب‌اش و ژست‌های مخصوص به خود. ایستوود بعد از سه‌گانه وسترن سرجیو لئونه بود که خود را به عنوان ستاره به همگان معرفی کرد. از دیگر فیلم‌های مطرح او می‌توان به مجموعه فیلم‌های «هری کثیف» اشاره کرد. گرچه سابقه کارگردانی ایستوود به چند دهه پیش می‌رسد، اوج کارش را می‌توان در این دو دهه گذشته دید. نکته قابل ذکر در رابطه با ایستوود اینکه تاکنون در هیات بازیگر موفق به کسب اسکار نشده اما در مقام تهیه‌کننده و کارگردان چندین مرتبه اسکار را تصاحب کرده که آخرین مورد آن به سال ۲۰۰۵ و فیلم «عزیز میلیون‌دلاری» برمی‌گردد. ایستوود در کنار کوین کاستنر از احیاکنندگان ژانر وسترن در دهه ۹۰ به شمار می‌آید. وی فیلم «عامل انسانی» را برای سال بعد در دست ساخت دارد.
آلبرت فینی از همان ابتدای كار در فیلم‌هایی مانند «شنبه شب و یکشنبه صبح» و سپس «تام جونز» به بازی در نقش ضدقهرمان علاقه داشت. جالب است که او پس از چهار روز بازی در فیلم «لارنس عربستان» از پروژه کنار کشید زیرا طاقت چنین قرارداد طولانی مدتی را نداشت اما هیچ‌گاه از این کار ابراز تاسف نکرد. فینی با بازی در فیلم‌ها و تئاترهای تونی ریچادسن توانست نقش «جوان کله‌شق» را به‌خوبی به تصویر بکشد و به شمایل سینمای آزاد انگلستان بدل شود. از آخرین بازی‌های زیبای او می‌توان به فیلم «پیش از آنکه شیطان بداند مرده‌ای» اشاره کرد که در آن نقش پدری را بازی می‌کند که نمی‌تواند از سر تقصیرات پسر ارشدش بگذرد و او را به قتل می‌رساند؛ یک نقش غیرمعمول دیگر در زندگی نامعمول او.
آلن دلون مشهورترین بازیگر تاریخ سینمای فرانسه است که توانست شهرتی فراتر از «ژان گابن» دیگر بازیگر بزرگ سینمای فرانسه برای خود فراهم کند. دلون هم در پروژه‌های هالیوودی حضور یافت و هم اروپایی؛ هم در فیلم‌های هنری و هم در فیلم‌های تجاری. اگر بوگارت را مظهر قهرمان (ضد قهرمان) فیلم نوآر آمریکایی بدانیم، دلون بدون شک نماد اروپایی آن است.
آلن دلون مانند شون کانری در کودکی از مدرسه اخراج شد. در طول دوران ابتدایی بازیگری خود توانست تصویر جوان انرژیک اما تباه‌شده را تجسم بخشد -تصویری كه تا حدودی شبیه جیمز دین بود- بدون اینکه هرگز در دام کلیشه گرفتار شود. شاه نقش او- از این نقش‌های بزرگ در کارنامه کم ندارد- فیلم «سامورایی» است که تنهایی و یأس یک قاتل اجاره‌ای را به خوبی در سکوت به تصویر می‌کشد. در مورد او گفته می‌شود که چهره زیبایش مانع از آن شده که بازی‌های زیباترش دیده شوند. مرگ یکی از محافظانش در دهه ۸۰ و شایعاتی پیرامون ارتباط دلون با مافیا تا حدودی اعتبار وی را خدشه‌دار کرد اما کماکان در سینما وتلویزیون به کارش ادامه می‌دهد. وی از جمله ستاره‌هایی است که در میان عوام و خواص ایران نیز طرفداران فراوانی دارد.


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 3:44       

  بازیگرانی كه رفتند، فیلم‌هایی كه ماندند

● برنی مك، كمدین
۵۰ ساله آمریكایی، در ماه آگوست گذشته به علت ابتلا به بیماری ذات‌الریه درگذشت اما دو فیلم «مردان موسیقی سول» و «ماداگاسكار ۲: فرار به آفریقا» با حضور او این روزها روی پرده‌اند. در فیلم «مردان موسیقی سول» كه شوخی‌های غیر مودبانه اما دلنشینی دارد، برنی مك و ساموئل ال. جكسن در نقش خوانندگانی ظاهر شده‌اند كه روزگارشان دیگر به سر آمده است و در انیمیشن جدید كمپانی دریم‌وركز با نام «ماداگاسكار ۲: فرار به آفریقا» نیز این بازیگر در نقش پدر الكس (شیری با صداپیشگی بن استیلر) صحبت كرده است.

● هیث لجر– شوالیه تاریكی
به‌رغم مرگ ناگهانی او به‌خاطر مصرف بیش از حد مجاز دارو در روزهای آغاز سال ۲۰۰۸ و درست هفت ماه پیش از اكران فیلم «شوالیه تاریكی»، بازی موفق او در نقش جوكر، قهرمان منفی بی‌رحم و وحشی فیلم موفق كریستوفر نولان سبب شد كه از مدت‌ها پیش همه او را نامزد اسكار بدانند. این بازیگر استرالیایی در زمان مرگش در حال بازی در فیلم تری گیلیام «اتاق تخیل دكتر پارناسوس» بود و بعد از این واقعه گروه سه نفره‌ای از بازیگران شامل جود لا، كالین فارل و جانی دپ برای بازی در سایر صحنه‌های باقی مانده از هیث لجر به گروه فیلمسازی پیوستند.

● جیمز دین– غول
این بازیگر جوان آمریكایی كه در زمان مرگش در سال ۱۹۵۵ به علت سانحه رانندگی فقط ۲۴ سال سن داشت، در این زمان كوتاه توانست در سه فیلم بازی كند و برای دو تا از آنها («شرق بهشت» و «غول») پس از مرگش نامزد جایزه اسكار شود.

● الیور رید ـ گلادیاتور
این بازیگر افسانه‌ای بریتانیایی در حین تولید فیلم حماسی «گلادیاتور» بر اثر حمله قلبی درگذشت و گروه فیلمسازی ریدلی اسکات نیز مجبور شدند كه در بسیاری از صحنه‌های مربوط به او از جلوه‌های دیجیتال و سایه استفاده نمایند.

● بروس لی– اژدها وارد می‌شود
بروس لی درست سه هفته پیش از اكران آخرین فیلمش «اژدها وارد می‌شود» به طور ناگهانی به علت ابتلا به ورم مغزی درگذشت و موفقیت بیش از حد فیلم به همراه استقبال بی‌سابقه از ستاره تازه درگذشته آن فیلمسازان هنگ‌كنگی را بر آن داشت تا فیلم‌هایی را به سرعت روانه بازار كنند كه قهرمانان‌شان نام‌هایی همچون Bruce Li , Bruce Lei Brute Lee و Lee Bruce داشتند.

● برندون لی - كلاغ
برندون لی پسر بروس لی در سال ۱۹۹۴ سر صحنه فیلمبرداری فیلم «كلاغ» به شكلی باورنكردنی بر اثر اصابت گلوله درگذشت. پس از تحقیقات مشخص شد كه اسلحه‌ای كه قرار بوده با آن به برندون لی شلیك شود به دقت بازبینی نشده بوده و یك گلوله واقعی در آن قرار داشته است. این واقعه سبب شد كه عده‌ای ادعا كنند پسر بروس لی نفرین شده است. گروه فیلمساز پس از این تراژدی ناگوار در صحنه‌های مربوط به لی از حقه‌ها و تكنیك‌های كامپیوتری استفاده كردند.

● اسپنسر تریسی- حدس بزن چه كسی برای شام می‌آید
اسپنسر تریسی در سال ۱۹۶۷ در فیلم موفق «حدس بزن چه كسی برای شام می‌آید» كه موضوع آن ازدواج بین دو نژاد بود در كنار كاترین هپبرن و سیدنی پوآتیه بازی كرد. پیش از آغاز فیلمبرداری، وضعیت جسمانی تریسی به قدری بد بود كه هیچ یك از شركت های بیمه وی را برای تهیه فیلم تحت پوشش خود قرار ندادند. تریسی پس از ساخته شدن فیلم درگذشت و بعد از مرگش برای نهمین بار نامزد دریافت جایزه اسكار شد.

● آدرین شلی– پیشخدمت
فیلم «پیشخدمت» در زمان حضورش در جشنواره فیلم ساندانس در سال ۲۰۰۷ با استقبال فراوانی مواجه شد زیرا به باور بسیاری این فیلم یك كمدی بسیار دلچسب و شوخ و شنگ در مورد لذت واقعی زندگی بود اما متاسفانه آدرین شلی نویسنده، كارگردان و بازیگر فیلم در جشنواره حضور نداشت زیرا اندكی پیش از آن به دست دیه‌گو پیلكو، كارگر ساختمانی اهل نیویورك كشته شده بود. اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی دیه‌گو پیلكو به ۲۵ سال حبس محكوم شد.

● پیتر فینچ– شبكه
پیتر فینچ كه دو ماه پس از اكران فیلم شبكه درگذشت، در فیلم «شبكه» در نقش گوینده خبر دیوانه‌ای به نام هاوارد بیل ظاهر شده بود. فینچ تنها بازیگری است كه پس از مرگش جایزه اسكار را از آن خود كرد.

● توپك شاكور- Gridlock’d
توپك شاكور نشان داد كه پس از مرگش نیز درعرصه سینما به پركاری عرصه موسیقی است. او كه در سال ۱۹۹۶ سر صحنه فیلمبرداری در Vegas كشته شد در همان سال دو فیلم Gridlock’d و Gang Related را همزمان بر روی پرده داشت.

● كلارك گیبل– ناجورها
در روزهای فیلمبرداری فیلم «ناجورها» به كارگردانی جان هیوستن گزارشگران از زبان كلارك گیبل نقل قول كردند كه گفته است: «لعنتی، خوشحالم كه این فیلم هم تمام شد، مریلین مونرو لعنتی من را به مرز سكته كردن رساند». او روز بعد به دنبال یك سكته قلبی بیهوش شد و پس از ۱۱ روز درگذشت. فیلم «ناجورها» به نحوی آخرین فیلم مریلین مونرو نیز بود.


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 2:42       

  10 زن جذاب بالای چهل سال

ده زن جذاب بالای چهل سال برگزیده سایت دیلی داست
۱۰.اله مک فرسون
۹.تری هچر
۸.پاملا اندرسون
۷.کیم کارتال
۶.الیزابت هرلی
۵.شارون استون
۴.میشل فایفر
۳.کایلی مینوگ
۲.هالی بری
۱.مونیکا بلوچی
 


+| نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 1:40       

  موفق ترین زنان سال 2008

نوزدهمین جوایز سالانه زنان سال مجله گلیمور دوشنبه شب، 10 نوامبر(20 آبان) در تالار کارنگی در نیویورک برگزار شد.
این شب برای زنان برجسته دنیا از شب اسکار و امی هم مهمتر است. اگر تمام آن جوایز را با جایزه صلح نوبل ادغام کنید، می‌توانید اهمیت این مراسم را درک کنید. مجله آمریکایی گلیمور(Glamour) جوایز خود را هر سال به زنانی که در دنیای سرگرمی، تجارت، ورزش، فشن، علم و سیاست سهم مهم و موثری داشته‌اند، اهدا می‌کند.
زنانی که در این مراسم مورد تجلیل قرار گرفتند نه تنها نماینده یک موفقیت موثر جهانی بودند، بلکه نمونه‌های برتری از موثرترین و موفق‌ترین زنان دنیا بودند. سناتور هیلاری کلینتون، نیکول کیدمن، بازیگر معروف هالیوود؛ تایرا بنکس، بازیگر و مدل؛ مارین چیکت، نخستین زن مدیرعامل شرکت  شانل کری والش و میستی می‌ترینور، برندگان مدال طلای المپیک از تیم والیبال ساحلی آمریکا؛ جین گودال، محقق محیط زیست؛ کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا؛ کارا واکر(Kara Walker) هنرمند؛ نوجود علی، دختر ده ساله یمنی و شادا ناصر وکیل او به عنوان طرفداران حقوق کودکان؛ و 6 برنده جایزه نوبل که در دریافت جایزه نوبل زنان پیشقدم بوده‌اند، زنان موفق سال 2008 را تشکیل می‌دادند.
شاید این نخستین باری بود که نام یک زن ایرانی در لیست موفق‌ترین زنان دنیا به چشم می‌خورد. شیرین عبادی، زن ایرانی برنده جایزه صلح نوبل و طرفدار حقوق بشر هم جزء این شش نفر بود و جایزه خود را در این مراسم دریافت کرد. وانگاری ماتائی از کنیا و طرفدار حفظ محیط زیست؛ جودي ويليامز، برنده جايزه صلح نوبل از آمریکا؛ مایرد کوریگان از ایرلند؛ بتی ویلیامز از ایرلند و ريگوبرتا منچو تام از گواتمالا برندگان جایزه نوبلی بودند که در این مراسم مورد تجلیل قرار گرفتند. ناتالی پورتمن بازیگر جایزه پیشگامان نوبل زنان را به این شش نفر اهدا کرد.
حضور یک دختر ده ساله یمنی در این لیست هم جالب بود. نوجود علی، دختر ده ساله‌ای است که پس از ازدواج اجباری در سن ۹ سالگی بهار امسال تصمیم گرفت از همسرش جدا شود و پس از هفته‌ها موفق شد حکم طلاق خود را دریافت کند.
جین گودال که برای فعالیت و مطالعه رفتار شامپانزه ها در تانزیا و حمایت از محیط زیست معروف است، جایزه موفقیت در شیوه زندگی را دریافت کرد.
 


+| نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 12:32       

  Bad Girlها در سینمای اکشن

بد گیرلها  را نمی‌توان با یک ترجمه عین به عین تعریف کرد. دختران بد؟ نه‌، چون در زبان ما معنای رایج از «بد» با مفهوم مد نظر این اصطلاح متفاوت است. شاید بتوان برای این طبقه‌، معادل فارسی «زنان سیاه» را پیشنهاد کرد: سیاه نه به معنای رنگ پوست‌، و نه لزوما به معنای خلافکار بودن آن‌ها‌، بلکه به معنای حضور متفاوت‌شان در اوضاع و احوال سیاه و نابسامان جریانات خلافکاری‌، گنگستری یا تروریستی. از سوی دیگر‌، این زنان را نمی‌شود دقیقا معادل بدمن‌های مرد فیلم‌ها دانست: بدمن‌ها جزئی جدایی‌ناپذیر از تاریخ سینما هستند که همیشه در مقابل قهرمان اصلی حضور داشته‌اند‌، اما حضورشان یک "گونه"‌ سینمایی خاص را شکل نبخشیده بلکه صرفا عاملی واکنشی برای پیشبرد درام اصلی بوده‌اند.

این زنان محصول شرایط اجتماعی تاریک و پرتلاطم سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم بودند و بهترین مکان حضور خود را در سینمای گنگستری و کنار مردان کلاه به سر و اسلحه به دست یافتند. همزمان با اوج گرفتن ژانر سینمایی نوآر Noir در دهه‌های 1940 و 50 و مطرح شدن قهرمان‌های سیاه‌، غمگین‌، و خلافکار‌، طبقه‌ای از زنان نیز در سینما به وجود آمدند که مستقیم یا غیرمستقیم درگیر فعالیت‌های گنگستری می‌شدند؛ زنانی در حکم دوست یا نامزد یا همسر مردان اسلحه به دست‌، که نومیدانه یا ساکت در کنار ماجراها می ایستاند و نظاره می‌کردند. آن‌ها جوان و معمولا آمیزه‌ای از فریب‌کاری‌، ناامیدی‌، دروغگویی‌، و فداکاری بودند و اگرچه اخلاقی نامتعارف با معیارهای رایج داشتند‌، اما در بیننده بیشتر حس دلسوزی ایجاد می‌کردند. این زن‌ها به راحتی از سوی مردان مورد اعتماد خود هم نارو می‌دیدند یا به سادگی ترک می‌شدند: آن‌ها در آن واحد هم برده بودند و هم ارباب.

زنان نوآر معمولا هیچ‌گاه مستقیما در درگیری‌های فیزیکی و عملیات پرزد و خورد شرکت نمی‌کردند. اگرچه این زن‌ها هنوز شخصا دست به اسلحه نشده بودند‌، اما بزرگ‌ترین تفاوتشان با نسل پیش ازخود‌، صرف خروجشان از آشپزخانه‌های امن و قرار گرفتن در فضایی پرخطر بود که به هر حال تیرهای ترکشش به آن‌ها نیز اصابت می‌کرد: دخترهای نوآر – چه مجرم و چه بی‌گناه - عمرشان به ضرب گلوله‌، یا پشت میله‌های زندان تمام می‌شد. اوج مشارکت فیزیکی و اکشن آن‌ها با اجتماع اطرافشان‌، نهایتا به مسموم کردن آدم‌ها یا کشاندن دیگران به سوی تله‌ی رقبا یا نیروهای پلیس منجر می‌شد. بر همین اساس‌، استفاده از جذابیت‌های ظاهری و اغواگری سلاح اصلی زنان نوآر بود: ظاهری آراسته و سرد و فریبنده‌، و بدنی عروسکی و فاقد قدرت یا فاعلیت.

اما دهه‌ی 60 را باید نقطه عطفی برای تغییر یا بازنگری در نقش زنان منفی سینمایی‌، و ظهور Bad Girlهایی نو دانست. این تغییر نه به وسیله‌ی هنرپیشه‌های غربی‌، بلکه از جانب هنرپیشه‌های زن زردپوست هنگ‌کنگی یا تایوانی انجام شد که شروع به ایفای نقش در فیلم‌های اکشن رزمی آسیایی – و سپس آمریکایی – کردند‌، و در ادامه زیرژانری به نام «زنان اسلحه به دست» را پایه‌ریزی کردند.
با توجه به مقبولیت سریع و شدید اکشن‌های آسیایی در سایر نقاط جهان‌، تماشاگران ناگهان با زنانی آشنا به فنون ورزش‌های رزمی روبه‌رو شدند که همپای قهرمان مرد به زد و خورد و جست و خیز و جنگ و گریز مشغول بودند. «در راه انجام وظیفه 2» In the line of duty 2 یکی از معروف‌ترین این نمونه‌هاست. تأثیر این موج تا جایی بود که ناگهان بسیاری از زنان خانه‌دار و معمولی امریکا هم متقاضی شرکت در دوره‌های آموزش فنون رزمی‌ای شدند که بیشتر به درد فیلم‌های اکشن می‌خورد. نقطه عطف دیگر‌، به تصویر کشیدن ماجرای دختر سرکش و مشهوری به نام بانی بود که تماشاگران فیلم «بانی و کلاید» (1967) را شوکه کرد: زنی به ته خط رسیده که شخصا و همراه دوست مذکرش دست به عمل می‌شد و حقش را از سایرین می‌گرفت‌، ولو با نابود کردن آن‌ها. همزمان‌، بحث‌های اجتماعی و اخلاقی در مورد ارائه‌ی چنین نحوه‌ی حضور زنانه‌ای در سینما بالا می‌گرفت‌، و تحلیل‌گران زوایای مختلف این انفجار خشونت بدنی را بررسی می‌کردند. این روال کجدار و مریز تا دو دهه ادامه داشت.
 
در دهه‌ی 80 نقش Bad Girl جدی‌تر گرفته شد و سینما بودجه‌ی بیشتری را برای نمایش چنین کاراکترهایی هزینه کرد‌، اما آثار چندان متفاوتی ساخته نشدند. اما دهه‌ی 90 زمان تثبیت قهرمانان اکشن زن سفیدپوست بر پرده سینما بود. نوع آرایش و ظاهر‌، زبان مخصوص‌، و منش آن‌ها از الگویی دیگر پذیرفته شده پیروی می‌کرد. شاید دختر خردسال فیلم «حرفه‌ای» Professional (1994) پیشگویی مطلوب آینده‌ی نسلی از دختران تفنگ به دستی بود که در کنار چهره‌ی معصوم و فریبنده‌، با باطنی زجرکشیده اماده‌ی اجرای سخت‌ترین عملیات فیزیکی هم بودند. نسخه‌ی جدید و به مراتب اکشن‌تری از ماجرای بانی و کلاید توسط الیور استون با نام «قاتلین بالفطره» Natural Born Killers در سال 1995تهیه شد که دیگر کمترین سوالی در مورد جایگاه و نحوه‌ی رفتار Bad Girl ها باقی نگذاشت: مالوری مونث این فیلم در نمایش خشونت تهوع‌آور و سلاخی کردن دشمنانش به همان اندازه‌ی میکی مذکر شریک بود. در همان سال فیلم «بوسه‌ شب‌ به خیر طولانی» Long kiss Goodnight نیز در ساختی نسبتا کمدی زنی در کسوت دوگانه‌ی مادر / تروریست را نمایش داد که کم از جیمز باند نداشت.

Bad Gil عملا به وندال vandalهای اجتماعی تبدیل شده بودند: جوانان پرانرژی و سرکشی که بدون درک اخلاقی دست به تخریب اموال عمومی و نتیجتا آزار انسان‌ها می‌زدند و اعتراض‌های نهفته‌ی خود را از پوچی دنیای اطراف و سرکوب اجتماعی دولتی با این تخریب‌ها نشان می‌دادند. در این میان‌، مثالی چون کاراکتر زن مردنمای فیلم «سرباز جین» G.I.Jane (1997) اگرچه به لحاظ شخصیتی و عملکرد خشنش در این حیطه جا می‌گیرد‌، ولی چون اکشن رفتاری جین در محیط پادگان نظامی‌، و به اصطلاح در راه خدمت به وطن صورت می‌گیرد‌، نمی‌توان او را دقیقا یک Bad Girl  به حساب آورد.
 اما یکی از مشهورترین‌ و آغازین نمونه‌های این‌دهه‌، کاراکتر فیلم «نیکیتا: یک زن» است: شخصیتی که با فیلم لوک بسون (1990) و هفت سال بعد در سریالی به همین نام برای علاقه‌مندان جاودانه شد. توجه داشته باشیم که نام فیلم بر زن بودن این کارکتر تاکید دارد. نیکیتا شخصیتی ضد اجتماع است و درگیر زندگی خیابانی‌، مواد مخدر‌، باندهای خرابکار. اما نیروهای پلیس می‌خواهند او را در اختیار گرفته و از توانایی‌های منفی یک bad girl، به نفع ساماندهی جامعه و برای حذف دشمنان خود استفاده کنند: یعنی نیکیتا را به یک قهرمان اکشن تبدیل کنند‌، و در عین حال بر صفات زنانه‌اش هم تمرکز نمایند. او بهترین مثال از جمع خصایلی می‌شود که در بالا بیان شد: سیاهی‌، نومیدی‌، افسردگی‌، آشنایی با اسلحه و فنون رزمی‌، فریبندگی‌، انرژی سرشار درونی‌، و بالاخره معصومیتی تباه‌شده.
 
اما با گذر از دهه‌ 90 و رسیدن به سال‌های پس از آن‌، رفتار این دختران هم آزادتر و بی‌محاباتر شد. زنان عصر پست مدرن دیگر برای دل خودشان می‌جنگیدند‌، برای خواسته‌های حق یا ناحق خودشان دست به اسلحه می‌بردند‌، و در این بین اگر هم کمکی به نیروهای قانون می‌کردند‌، باز انتخاب خودشان بود. حالا دخترکان نوآری که گاهی تپانچه‌ کوچکی را زیر لباسشان پنهان می‌کردند و احیانا پس از شلیک قطره اشکی هم می‌ریختند‌، دیگر به کمتر از تفنگ‌های اتوماتیک مسلسل راضی نمی‌شدند. مهم‌تر از همه این که نیاز آن‌ها به قهرمان مردی که از ایشان حمایت کند کاملا برطرف شد: برعکس‌، همراهان مرد گاهی دست و پا گیر بوده و کشتنشان هم واجب می‌شد! زنان شاداب و همیشه خوشحال اکشن دو قسمتی «فرشتگان چارلی» Charlie"s Angels (2003-2001) نمونه‌ی کارتونی زنان پست مدرن در یک فیلم اکشن‌اند: همان‌قدر که پختن کیک و مد لباس برایشان مهم است‌، آخرین فنون جنگ‌های تن به تن را هم می‌دانند.


اما شاخص‌ترین نمونه از این زنان‌، اِما تورمن و رقبای جسورش در سه‌گانه «بیل را بکش» Kill Bill هستند: زنانی از نژاد و قومیت‌های مختلف که در عین سیاه بودن همدلی زیادی هم در بیننده برمی‌انگیزند.
 نسخه‌ی شیرین‌تر و فرهیخته‌تر این شخصیت‌ها که البته به کاراکترهای پاکیزه‌ی انیمیشنی نزدیک‌تر است‌، «لارا کرافت» Lara Croft (2003) است: زنی از هر نظر موفق و ایده‌آل که همیشه در تنهایی مطلق خود به نجات جهان بر می‌خیزد و همیشه هم موفق است. بین لارای همیشه شیک و بی‌نقص و عروس همیشه خون‌آلود فیلم بیل را بکش تفاوت‌های فیزیکی و معنایی زیادی وجود دارد‌، اما مهم این است که هر دو اسلحه به دست‌اند‌، و هر دو بی‌نیاز از مردان. در سال‌های اخیر نیز یکی از بهترین نمونه‌ها را می‌توان در شخصیت اصلی سریال اکشن «نام مستعار» Alias  (2001-2006) دید: زنی هزارچهره و همه فن حریف‌، و جاسوسی دوره‌‌دیده‌ که هر روز برای سر و سامان دادن به اوضاع گوشه‌ای از دنیا به جایی می‌رود.



+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 1:54       

  پنج فیلمی که اوباما باید ببیند

کمتر از ۲۴ ساعت پس از پیروزی تاریخی باراک اوباما، سناتور سیاه‌پوست و دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، رسانه‌های مختلف جهان، با انتشار مطالب متنوعی این اتفاق مهم را پوشش دادند.

نشریه گاردین انگلیس هم امروز در اقدامی ابتکاری، زمینه‌ی صفحه اولِ وب‌سایتش را که همیشه‌ سفید بود، به مناسبت پیروزی اوباما، سیاه کرد.

باراک اوباما که جدای از شعار تغییرش، این روزها به نماد تمایل جهانی به «تغییر» تبدیل شده، در زمان مبارزات انتخاباتی، سوژه‌ی بسیاری از رسانه‌های جهان شده بود، پس از موفقیت در انتخابات هم از زوایای متفاوتی زیر ذره‌بین قرار گرفته است.

زن بروکس، یکی از نویسندگانِ گاردین در مطلبی با عنوان «فیلم‌هایی که اوباما باید ببیند»، پیشنهاد کرده که سناتور ۴۷ ساله آمریکا، به فاصله دو ماه و اندی تا آغاز رسمی دوره ریاست‌جمهوری‌اش، پنج فیلم را تماشا کند. او مطلبش را با فیلمِ محبوب اوباما آغاز کرده است.


صفحه اول گاردین در روز پنج نوامبر

«کاندیدا» فیلمی در هجو نظام انتخاباتی آمریکاست که در آن، رابرت ردفورد در نقش سیاست‌مدار لیبرالی ظاهر می‌شود که در ابتدا به قصد دفاع از حقوق شهروندان وارد کارزار انتخاباتی می‌شود و مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد.

اما پس از آن‌که از طرف حزب دموکرات، کاندیدای سناتوری می‌شود، غرق در مناسبات نظام سیاسی آمریکا، حامیانش را از یاد می‌برد و در مقابل یک سیاست‌مدار کارکشته محافظه‌کار شکست می‌خورد.

شاید ندانید که این فیلم، فیلم محبوب باراک اوباماست. او می‌گوید: «هیچ‌وقت از تماشای این فیلم سیر نمی‌شوم. آرمان‌گرایی رابرت ردفورد، گریزی به آینده‌ای بهتر است. ولی اعضای تیم من، به دلایلی اجازه نخواهند داد که پایان فیلم را تماشا کنم.»

جالب است. در پایان فیلمِ «کاندیدا»، قهرمانی که نقشش را ردفورد بازی می‌کند، موقعیتش به خطر می‌افتد، به دلیل این‌که فراموش کرده، کمپینش در ابتدا برای رسیدن به چه آرمان‌هایی راه افتاده بود.

جان اف کندی، فیلم‌های اسپارتاکوس و جیمز باند را دوست داشت. در حالی‌که فیلم «بعدازظهر سگی»، فیلم محبوبِ رونالد ریگان بود.


پوستر فیلم کاندیدا، با بازی رابرت ردفورد

جورج دبلیو بوش اما طرفدار پروپاقرص کمدی‌های آستن پاورز و فیلمِ ملاقات با والدین است (گفته شده وقتی در فیلم، کاراکتری که نقشش را بن استیلر برعهده دارد، خودش را گی فاکر معرفی می‌کند؛ بوش از شدت خنده، به سختی می‌تواند نفس بکشد).

و اما فیلم‌های منتخبِ یک ‌رییس ‌جمهور بیش از آن‌که برای من ارزش افشاگرانه داشته باشد، مرا به فکر می‌اندازد. شاید حالا وقتش رسیده که رییس‌جمهور منتخب آمریکا صحنه‌ی پایانی آن فیلم را ببیند. (اگرچه قطعاً قبلاً دیده است)


صحنه‌ای از فیلم خوشه‌های خشم

شاید معقول (و حتا مطلوب) باشد که اوباما از حالا تا زمان آغاز رسمی دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌اش، وقت خیلی کمی برای تماشای فیلم داشته باشد. چرا که او باید به فکر تشکیل کابینه باشد و با بحران اقتصادی کشورش دست و پنجه نرم کند. اما اگر لازم باشد که پیش آغاز ریاست‌جمهوری‌اش، پنج فیلم را تماشا کند، آن پنج فیلم، کدام هستند.

فیلم‌های پیشنهادی من به باراک اوباما این‌ها هستند:

فیلم «خوشه‌های خشم» به کارگردانی جان فورد (فیلمی اعتراضی درباره سال‌های بحرانی اقتصاد آمریکا در دهه‌ی ۳۰)

نشویل (با تمام معایبش، تجلیلی از تنوع فرهنگی و نژادی جامعه آمریکاست)

به عنوان توصیه‌ای پیش‌گیرانه، فیلمِ مستند «آگاهی نارس» را پیشنهاد می‌کنم (تا به او در مورد سیاست‌های ناپخته‌ی اطرافیانش درباره‌ی محیط‌ زیست هشدار بدهم)‌.

فیلمِ «سیمایی در میان جمع» ساخته‌ی الیا کازان (تا به او درمورد دامِ عوام‌فریبی هشدار دهم)

فیلمِ «نبرد الجزیره» ساخته‌ی جیلو پونته‌کوروو تا به او خطرات گیر افتادن در باتلاقِ جنگ چریکی در کشورهای دیگر را یادآوری کنم. (هرچند او همین حالا هم از این خطرات با خبر است)

به هر حال این‌ها انتخاب‌های من بود. شما کدام فیلم‌ها را به خیابان شماره‌ی ۱۶۰۰ پنسیلوانیا می‌فرستید؟



+| نوشته شده توسط رضا در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 19:38       

  فیلم‌های جیمز باند از زاویه موسیقی

در این روزها یکی از موضوع‌های داغ عالم فیلم و سینما، بازگشت مأمور ۰۰۷ به صحنه است. دانیل کریگ که نخستین جیمز باند مو بور محسوب می‌شود، بعد از فیلم کازینو رویال، در ماجرایی تازه تحت عنوان «ذره‌ای آرامش» بار دیگر قدم به میدان می‌گذارد.

 

نخستین ایده‌ی ساختن فیلمی از ماجراهای مأمور ۰۰۷  به سال ۱۹۵۳برمی‌گردد. به گفته یان فلمینگ پدر ادبی این شخصیت، جیمز باند زاده اتفاق و تصادف است.

 

فلمینگ بعد از ازدواج و شروع فصل تازه‌ای از زندگی می‌کوشد که در زندگی جدیدش، تنوعی پدید آورد و در طی تلاش‌های گوناگون برای ایجاد تنوع، به نوشتن روی می‌آورد که خلق جیمز باند، مأمور ۰۰۷ نیز حاصل همین تلاش‌های ادبی است.

 

داستان‌های یان فلمینگ درباره این جاسوس خارق‌العاده، نسبت به فیلم‌هایی که بعدها تهیه شده‌اند، بسیار جدی‌تر و خشن‌ترند؛ داستان‌هایی که چون خود شخصیت جیمزباند، زائیده جنگ سرد هستند.

 

مأمور ۰۰۷ در فیلم‌هایی که بر اساس داستان‌های یان فلمینگ ساخته شده‌اند، شخصیتی شوخ‌طبع و خوش‌مشرب است. به ویژه راجر مور، سومین بازیگر این نقش، بیش از دیگران توانسته است، این شوخ‌طبعی را به نمایش بگذارد.

 

جیمزباند، اگر چه همیشه در پایان فیلم میدان را پیروز ترک می‌کند، اما شخصیتی چون سوپرمن نیست، بلکه آدمی است که مرتکب اشتباه می‌شود، از خود احساسات نشان می‌دهد و به چیزهای ناباب هم بی‌علاقه نیست. دقیقا این تناوب و تعادل بین دقت عمل و ضعفهای انسانی است که تا به امروز نقش مهمی در موفقیت ماجراهای پرهیجان جیمزباند داشته.

تولد یک تم فراموش‌نشدنی

همه چیز روز هشتم ماه مه سال ۱۹۶۲ با نخستین اکران یکی از بهترین فیلمهای جیمز باند، یعنی «دکتر نو» شروع شد. در این تاریخ بود که عاشقان فیلم و سینما برای اولین بار تم اصلی موسیقی متن فیلم‌های مأمور ۰۰۷ را شنیدند.

 

این تم امروزه به یکی از معروف‌ترین ملودی‌های عالم سینما بدل شده و سازنده‌ی آن مونتی نورمن بود. او برای ساختن این تم از ملودی پایه‌ی قطعه‌ای به نام Bad sign, good sign استفاده کرد که مدتها پیش آن را برای نمایشی موزیکال نوشته بود.

 

هنگامی که نورمن ساختن موسیقی متن فیلم «دکتر نو» را برعهده گرفت، این مسئولیت را نیز پذیرفت که تمی برای مجموعه فیلم‌های جیمز باند بسازد که این ملودی در نهایت با تنظیم جان باری و گیتار ویک فلیک جاودانی شد.

ترانه‌‌ متن، عنصری ثابت در فیلم‌های جیمز باند

 

فیلم‌های جیمز باند در طی چند دهه گذشته دست‌آوردهای بی‌نظیری در عالم موسیقی به دنبال داشته‌اند؛ ترانه‌هایی به یادماندنی چون «بکش و زنده بمان» با صدای پل مکارتنی، ترانه Nobody does it better از فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» با صدای کارلی سایمن، ترانه «فقط به خاطر چشمان تو» با صدای شینا ایستن، ترانه «منظری به یک قتل» با اجرای گروه Duran Duran، ترانه «روشنایی های پایدار روز» از گروه a-ha، ترانه «چشم طلایی» با صدای بی‌نظیر تینا ترنر و قدر مسلم ترانه‌های «گلد فینگر» و «الماسها ابدی‌اند» و با صدای پخته و عالی شرلی بسی.

جان باری تا به حال موسیقی متن دوازده فیلم از ماجراهای جیمزباند را ساخته و خود نیز به اسطوره‌ای بدل شده که در تکامل موسیقی فیلم نقش تاثیرگذار و مهمی بازی کرده است. او با موفقیت کامل و مهارت تمام توانسته است توازنی بین اکشن و طنز و هیجان بوجود آورد.

 

یکی از دست آوردهای این آهنگساز موفق، ساختن ترانه‌ی متن برای فیلم‌های جیمز باند بوده که اگرچه در اولین فیلم یعنی «دکتر نو»، وجود نداشته، اما در فیلم‌های بعدی به عنصری ثابت بدل شده و در بسیاری از موارد در صف ترانه‌های محبوب روز قرار داشته است.

 

پس از فیلم «الماسها ابدی‌اند» که آخرین فیلم با بازیگری شون کانری بود، فیلم «بکش و زنده بمان» اکران شد که سازنده موسیقی متن این فیلم جرج مارتین بود.

مارتین خود تهیه‌کننده‌ی معرف آلبوم‌های گروه بیتیلز بود و جای تعجب نیست که هنگامی که پل مکارتنی ترانه متن این فیلم را خواند، جرج مارتین هم مسئولیت ساختن موسیقی متن فیلم را به عهده گرفت. ترانه «بکش و زنده بمان» که بدون شک از لحاظ ریتیمک یکی از بهترین ترانه‌های فیلم‌های جیمزباند محسوب می‌شود، در سال ۱۹۷۴ نامزد دریافت جایزه اسکار گردید.

 

یکی دیگر از سازندگان موسیقی متن فیلمهای جیمزباند ماروین هاملیش است که مسئول ساختن موسیقی فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» بود. با وجود اینکه این آهنگساز در دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی دورانی بحرانی را می‌گذراند، اما موفق شد در دو بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شود، یکی برای کل موسیقی متن و یکی هم برای ترانه Nobody does it better با صدای کارلی سایمن.

بیل کنتی که با ساختن موسیقی متن برای فیلم راکی به شهرت رسیده بود، در سال ۱۹۸۱ عهده‌دار ساختن موسیقی فیلم «فقط به خاطر چشمان تو» شد. ترانه متن این فیلم نیز که با صدای شنا ایستن اجرا شد و با توحه به ترکیب جالبش از موسیقی راک و جاز تازگی داشت، یکی از نامزدهای دریافت جایزه اسکار بود.

 

میشل لوگران یکی از معروف‌ترین سازندگان فرانسوی موسیقی متن فیلم در دهه شصت و هفتاد میلادی به شمار می‌آید و از میان آثار معروفش می‌توان به «تابستان ۴۲»، «پایان خوش» و فیلم موزیکال «ینتل» اشاره کرد. این آهنگساز در سال ۱۹۸۳ موزیک متن فیلم «هرگز نگو هرگز» را ساخت که دوباره سازی فیلم «تندربال» یا «گلوله‌های رعدآسا» ست که ترانه متن آن را لنی هال خوانده است.

 

بعد از شون کانری، جرج لانزبی و راجر مور، تیموتی دالتون چهارمین هنرپیشه ای بود که ایفاگری نقش جیمز باند را برعهده گرفت و در دو فیلم هم بازیگری کرد: فیلم «جواز قتل» که در سال ۱۹۸۹ اکران شد و ترانه متن آن با صدای گلادیز نایت اجرا شده و فیلم «روشنایی‌های پایدار روز» که در سال ۱۹۸۷ به روی پرده آمد و اجرای ترانه متن آن را گروه نروژی a-ha برعهده داشت، گروهی که به ویژه در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی اوج موفقیتهاش را تجربه میکرد.

اگرچه اریک سیرا یکی از مشهورترین موزیسین‌های فیلم در فرانسه محسوب می‌شود و میل زیادی به آزمایش و نوجویی دارد، اما تا کنون تنها یکبار پا به دنیای جیمزباند گذاشته  است. او در سال ۱۹۹۵ موسیقی متن فیلم «چشم طلایی» را ساخت که حال و هوای موسیقی دهه ۱۹۹۰ را دارد و ترکیبی است از موسیقی مدرن ساخته‌های خودش و تم ملودی جیمزباند که رگه‌هایی از موسیقی تکنو نیز در آن به گوش می‌رسد. سئرا برای خلق این اثر جایزه موسیقی بی ام آی را دریافت کرد و ترانه متن این فیلم نیز با صدای تینا ترنر، خواننده پرسابقه و کارکشته عالم پاپ و راک اجرا شد.

قرن بیست و یکم

موسقی متن سه فیلم دیگر جیمزباند با بازیگیری پیئرس برازنن، یعنی، «فردا هرگز نمی‌میرد»، «دنیا کافی نیست» و «یک روز دیگر بمیر»، دیوید آرنولد است که او را می‌توان یکی از جوان‌ترین و پرطرفدارترین آهنگسازهای فیلم دانست. ساختن موسیقی متن دو فیلم جیمز باند، با نقش‌آفرینی دنیل کریگ نیز برعهده آرنولد بوده است.

ترانه متن فیلم «کازینو رویال»، یعنی اولین فیلم جیمز باند با بازیگری دنیل کریگ به اسم You know my name از دو لحاظ درخور توجه بود، نخست آنکه برای اولین بار از سال ۱۹۸۳ به بعد، نامی برای ترانه متن انتخاب شد که با عنوان خود فیلم تفاوت داشت. دوم اینکه این ترانه با صدای کریس کورنل خواننده گروه راک Audioslave  اجرا شد و بعد از ۱۹ سال، یعنی از سال ۱۹۸۷ که گروه a-ha ترانه متن جیمز باند رو اجرا کرد، وظیفه اجرای ترانه متن فیلم جیمز باند بار دیگر به یک هنرمند مرد واگذار گردید.

 

ترانه فیلم جدید مأمور ۰۰۷ «یک روز دیگر بمیر» نام دارد و از این رو عنوانش با عنوان خود فیلم (ذره‌ای آرامش) متفاوت است. از آن گذشته این ترانه دوصدایی (الیشا کیز و جک وایت) اجرا شده که این هم نوعی نوآوری در فیلم‌های جیمز باند محسوب می‌شود. در آغاز این ترانه حال و هوای تم جیمز باند را می‌توان حس کرد. تاثیر سبک هیپ‌هاپ نیز در این ترانه به خوبی محسوس است.

 

فیلمهای جیمزباند، پدیده‌ای کم‌نظیر در عالم فیلمهای سریالی هستند، چرا که هربار با شکل و ظاهری نو و جذاب به روی پرده می‌آیند و تا به امروز موفق شده‌اند، چند نسل از طرفداران فیلم و سینما را به وجد آورند.



+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 8:39       

  حراج اينترنتي تخمک‌هاي دختران مدل

اقدام يک عکاس آمريکايي به نام رون هريس در ايجاد يک وب سايت حراج اينترنتي تخمک دختران مدل به زوج‌هاي خواهان داشتن فرزنداني زيبارو و خوش‌ هيکل، مخالفت‌هاي زيادي را در ميان محافل پزشکي و مؤسسات اجتماعي برانگيخته است.
 منتقدان با اشاره به قانوني بودن اين کار در قوانين فعلي ايالات متحده، معتقدند که اين رفتار غير اخلاقي، ناقض ارزش‌هاي انساني و دستکاري در فرآيند آفرينش طبيعي يک انسان است. متخصصان ناباروري از چنين وب ‌سايتي به عنوان «تجاري ‌سازي اهداي تخمک انساني» ياد مي‌کنند. چندي پيش، يک زوج در آگهي مطبوعاتي خود، از آمادگي پرداخت پنجاه هزار دلار جهت خريد يک تخمک از دانشجويي ممتاز، بلند قد و ورزشکار، خبر داده بودند. (شايان ذکر است که اين زوج، مشکل باروري طبيعي نداشته‌اند.)
هريس از سال‌هاي دهه هشتاد ميلادي، به دليل ساخت فيلم‌هاي ورزشي پرفروش آيروبيک که با حضور مدل‌هايي خوش‌اندام و با لباس‌هايي چسبان همراه بود، به معروفيتي جهاني دست يافت. او يک برنامه پر طرفدار تلويزيوني نيز با عنوان «بيست دقيقه با ورزش» ساخته بود که در کنار بيش از چهل سال سابقه فعاليت در صنعت عکاسي از مدل‌ها و ساخت چند برنامه پ ورن و، کارنامه فعاليت‌هاي رسانه‌اي او را تشکيل مي‌دهد کارن سينسيو مدير پروژه اهداي تخمک يک شرکت خصوصي در «بورلي هيلز» مي‌گويد: «کاملاً مشخص است که اين حراجي به خريد و فروش اعضاي بدن انسان‌ها اقدام کرده و کاري غيراخلاقي را ترويج مي‌کند... البته در شرکت ما نيز، تعادل ‌بخشي به عرضه و تقاضاي تخمک و اسپرم مورد نياز والدين نابارور، مورد توجه قرار مي‌گيرد، اما تبديل اين موضوع به يک حراج تجاري، کاري شرم‌آور است.» در مقابل، هريس چنين مي‌گويد: «ما نبايد توانايي‌هاي يک دختر در کسب پول را ناديده بگيريم... به علاوه، همه زن‌ها، از ويژگي‌هاي برابري برخوردار نيستند.» هري در صفحه اول سايت خود با ارائه تصاوير نيمه برهنه هشت دختر مدل شرکت ‌کننده در حراجي، امکان بررسي ويژگي‌هاي مختلف اين مدل‌ها و انتخاب فروشنده تخمک مورد نظر را فراهم کرده است.


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 4:17       

  Aubrey O’Day و لیسیدن سگ !!

اوبری اودی خواننده و هنرپیشه ۲۴ ساله آمریکایی انچنان عاشقانه سگش رو بوسید و لیسید که باعث تعجب بیننده ها شد
بقیه در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 3:10      ادامه مطلب 

  اعتراف ديويد بكهام به ناتواني در پخت غذا

ديويد بكهام در برنامه اي تلويزيوني اقدام به طبخ سه نوع غذا كرد و در مسابقه اي كه به اين منظور انجام گرفت،‌ پنجم شد.
وي به دعوت برنامه اي از كانال اول تلويزيون انگليس، در مسابقه اي كه با حضور و رقابت مردم در كنار چهره هاي برتر ورزشي، هنري، سياسي و... انجام مي شود، شركت كرد.
بكهام در اين برنامه پرمخاطب توانست ماهي و سيب زميني سرخ كرده، ساندويچ كالباس و سوسيس درست كند. وي پس از 4 شركت كننده عادي كه از نقاط مختلف انگليس بودند‌، رتبه پنجم را به خود اختصاص داد.

وي در بخشي از اين برنامه اظهار داشت كه چون به خوردن ماهي، سيب زميني، كالباس و سوسيس از كودكي علاقه داشته، طرز آماده سازي آنها را مي داند؛ اما در تهيه غذاهاي ديگر بي استعداد بوده و همسرش به كمك پيش‌خدمت، اقدام به تهيه آن مي كنند.
اين برنامه به علت رودرو قرارگرفتن چهره هاي مطرح جامعه انگليس كنار مردم و انجام رقابت هاي مختلف در قالب يك مسابقه تلويزيوني و مشخص شدن سطح توانايي هاي آنان در كارهايي مثل پخت غذا، تميز كردن منزل، خياطي و ...، بين بينندگان جايگاه ويژه اي دارد.
 


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 15:33       

  حرفهای جالب جودی مارش

Jodie Marsh  مانکن ۳۰ ساله انگلیسی روز گذشته در گفتگو با Now Magazine گفت دیگه از روابط با مردها خسته شدم و مدتی است که با نینا همراه هستم و از رابطه با او لذت می برم اون دختر خیلی خوبیه و خیلی عالی می بوسه


+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 23:59       

  جک نیکولسون اعتراف کرد که پیر شده !!!

Jack Nicholson هنرپیشه ۷۱ ساله آمریکایی در آخرین گفتگوی خودش گفت دیگه باید قبول کنم که جوان نیستم و نمیشه دنبال دخترهایی بیفتم که نصف سن من رو دارن هرچند دخترها باهام رفیق هستند و تر و خشکم می کنند و خیلی بهم توجه می کنند ولی من دیگه توانایی قدیمارو ندارم
جک نیکولسون که با ۵ ازدواج و داشتن ۶ فرزند جزو هنرپیشه های رکورد دار محسوب میشه بخاطر علاقه فراوانش به روابط با زنان بین هنرپیشه ها به یک افسانه تبدیل شده جک یک بار ادعا کرده بود با هزارن زن روابط داشته و الان باید صاحب حد اقل ۹۰۰۰ بچه میشده
 


+| نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 2:5       

  بهترین رانها مال کدوم هنرپیشه است؟

بر طبق همه پرسی مجله COED زیباترین و آتشین ترین رانها به ترتیب مال هنرپیشه های زیر هست:
۱.بار رافائلی-۲-اسکارلت جانسون-۳-امانوئل چیرکو-۴-راشل بیلسون-۵-نیکی زیرینگ-۶-میلا کونیس -۷-کیت هادسن-۸-بروک برک-۹-ایسلا فیشر-۱۰-ناتالی پورتمن


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 23:52       

  تشویق برای شرکت در انتخابات آمریکا

جسیکا آلبا با شیوه جالبی مردم آمریکا رو تشویق به شرکت در انتخابات کرد او با زدن ماسک هانیبال و چسب بر دهان اینکار رو انجام داد
کریستینا آگوئیلرا با عکسی که نشون میده دهن خودش رو دوخته در این کار شرکت کرد


+| نوشته شده توسط رضا در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 4:43       

  جملات کوتاه زیبایی از پل نیومن فقید

آینده:دارم یک فیلم دیگر با ردفورد بازی می‌کنم. من نقش مینی‌ماوس را دارم و او میکی‌ماوس است
ازدواج:ازدواجمان نتیجه‌ی خوبی داشته. چون که هر کدام از ما انجمنی را اداره می‌کنیم که از نظر اهمیت و وسعت مساوی هستند
آمریکا:آمریکا ممکن است وحشی، طماع و استعمارگر باشد. اما خدای من جای جالبی است
امضا:بعد از این که یک بار توی توالت عمومی یک نفر با قلم و کاغذ به سراغم آمد دیگر امضا دادن را ترک کرده ام. مانده بودم اول دستم را بشویم یا با طرف دست بدهم؟
بازیگری:بازیگری مثل این است که شلوارت از پایت بیفتد: در معرض نگاه قرار می‌گیری
اسکار:خیلی وقت پیش بردن اسکار حادثه‌ی مهمی بود. ولی درست مثل دنبال کردن یک زن زیباست. سال‌ها دنبالش می‌دوی. بعد که دلش نرم شد آن وقت می‌گویی "خیلی خسته ام
چشم‌ها:اگر امروز بمیرم روی سنگ قبرم می‌نویسند: " این‌جا پل نیومن آرمیده، در سن 43 سالگی فوت کرده که یک شکست بود، چون چشم‌هایش قهوه‌ای شد.
هیچی مثل این آدمو سنگ روی یخ نمی‌کند که یک جوجه به آدم بگوید "عینکت را بردار می‌خواهم چشم‌های آبی‌ات را ببینم." اگر من در جواب بگویم: "عجب هیکلی داری، می‌شه لباستو در بیاوری؟" این دختره چه کار می‌کنه؟
خیانت به همسر:چرا با همبرگر پرسه می‌زنید در حالی که در خانه استیک دارید؟
رسانه‌های گروهی:ای کاش می‌توانستم علیه نیویورک تایمز ادعای خسارت کنم. اما شکایت کردن از یک سطل آشغال خیلی سخت است
روانکاوی:به من کمک کرد تا ارزیابی واقعی تری از خودم داشته باشم. تا احساساتم را لمس کنم. بعضی قسمت‌هایش واقعا موثر بود. بعضی جاهایش کمکم کرد. خیلی جاهایش هم به کلی بی ربط بود
ستاره بودن:دیگر ستاره‌ای وجود ندارد. اگر تعریفم درست باشد که ستاره یعنی تضمینی برای فروش فیلم
سیاستمدارها:یک ربع در کاخ سفید پیش جیمی کارتر بودم. خدای من خیلی سخت بود. ولی این مشکل من است نه او
شهرت:آدم از آن خسته و کسل نمی‌شود.ولی ممکن است خیلی ناراحت کننده باشد. ظاهرا مردم نمی‌توانند جاذبه‌های شخصیت نمایشی را از بازیگرش جدا کنند
عامه‌ مردم:همان لحظه‌ای که از محدوده‌ی شخصیتی که مردم برایت تعیین کرده‌اند پایت را بیرون بگذاری به خشم می‌آیند. واکنش عموم باعث می‌شود که بازیگرها به جای بازی کردن به شخصیتی خاص بدل شوند. و این تاثیری تباه کننده است
فحش دادن:از ضربه‌ی محکم به بعد بیشتر فحش می‌دهم. بعد از بازی در چنین نقشی اثراتش به جای می‌ماند. یکروز به دخترم گفتم " لطفا اون نمکدون کثافت رو رد کن بیاد
فلسفه:دو قانون نیومن وجود دارد: اول این که وقتی که چپ کرده ای ترمز گرفتن فایده ای ندارد. دوم این که فقط آن وقتی که همه چیز تیره تر از همیشه به نظر می‌آیند سیاه می‌شوند
فوق ستاره‌ها:رابرت ردفورد یک فوق ستاره است. و من نه
کارنامه‌هنری:"خطاب به تام کروز" : در کارنامه هر بازیگری 3 مرحله وجود دارد. اولی‌اش وقتی است که روی صحنه پیدایش می‌شود و می‌گوید : "باید دختر دیشبی را می‌دیدی، خدای من فوق‌العاده بود.". در مرحله‌ی دوم نقش اول را بازی‌ می‌کند و می‌گوید:"یک رستوران عالی پیدا کرده ام، ماهی‌اش حرف ندارد". در مرحله‌ی سوم نقش کوتاهی بازی می‌کند و می‌گوید: " اوه . دیشب مزاجم خیلی خوب کار کرد"


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 18:44       

  Lucy Pinder

لوسی پیندر مانکن و بازیگر تلویزیون متولد ۱۹۸۳ انگلیس در اظهار نظری در مورد اینکه مردها به سینه هاش خیره میشن گفت اونها حق دارن اینکار رو بکنن چون سینه های من خیلی قشنگه لوسی که مدتی دختر روی جلد مجلات Loaded, Maxim, Nuts, Ice بوده اینروزها صفحه اول مجله Zoo رو پوشونده


+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 2:13       

  تيپي هدرن؛ هيچکاک مي خواست زندگي من را نابود کند


وقتي تيم تيمان ژورناليست روزنامه تايمز به ديدن تيپي هدرن رفت اولين چيزي که توجهش را جلب کرد شش بچه گربه يي بودند که يک لحظه هم از بازيگر مشهور سينماي کلاسيک جدا نمي شدند. اسم گربه ها حتي از خودشان هم جذاب تر بود؛ مارلون براندو، آنتونيو باندراس (همسر دخترش يعني ملاني گريفيث)، ملاني گريفيث، رد تيلور، شان کانري و جان ساکسون. اما وقتي هدرن شروع به حرف زدن مي کند گربه هاي کوچولو به کلي فراموش مي شوند. «وقتي قرار شد در فيلم پرندگان بازي کنم از خوشحالي اشک مي ريختم. اصلاً باورم نمي شد اولين تجربه سينمايي ام با کارگرداني در حد و اندازه هاي آلفرد هيچکاک باشد. فيلم که شروع شد همه چيز خوب پيش مي رفت و هيچ مشکلي نبود. کار کردن با هيچي (هيچکاک) فوق العاده بود. اما صحنه آخر فيلم وقتي قرار شد پرندگان واقعي را به جاي پرندگان مکانيکي به سر و صورتم پرت کنند تجربه يي فاجعه بار برايم پيش آمد. من فرياد مي زدم و گريه مي کردم که اين پرندگان را از من دور کنيد اما هيچ کس توجه نمي کرد. يکي از آنها نزديک بود چنگالش را در چشمم فرو کند. بعد تازه فهميدم چرا «هيچي» من را براي اين فيلم انتخاب کرده بود. دليلش ساده بود، چون هيچ بازيگر ديگري اين نقش را قبول نمي کرد. من بعد از ظهر آن روز تنهاي تنها بودم و تا صبح گريه کردم.
 چند سال بعد وقتي در فيلم مارني يک بار ديگر با «هيچي» همکاري کردم در اواسط فيلم تصميم گرفتم قراردادم را فسخ کنم و ديگر بازي نکنم. «هيچي» به من گفت اگر اين تصميم را عملي کنم زندگي هنري ام را نابود خواهد کرد و همين کار را هم کرد.
 او من را تحت قرارداد هفته يي 600 دلار نگه داشت و باعث شد موقعيت هاي زيادي براي بازي در فيلم هاي بزرگ را از دست بدهم.
 تيم تيمان پس از شنيدن اين داستان عجيب از تيپي مي پرسد؛ «حالا که سال ها است هيچکاک مرده است آيا او را بخشيده يي؟» پاسخ مثبت است. «من به ايمان کابالا (نوعي عرفان يهودي) اعتقاد دارم که به من ياد مي دهد اگر کينه يي در وجودت نگه داري آن کينه مادامي که زنده هستي از تو مي خوردت و زندگيت را به جهنم تبديل مي کند
 
+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 18:28       

  خواسته عجیب مگان فاکس

مگان فاکس روز گذشته گفت آنجلینا جولی رو خیلی دوست داره و دلش میخواد با اون همراه باشه


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 21:45       

  دلخواهترین زنان هالیوود

در نظر سنجی سایت اسکمن مردان  زنانی که از همه بیشتر آرزو دارند با اونها باشند به ترتیب زیر برگزیدند
۱.بیونسه -۲.اسکارلت جانسون-۳.جسیکا آلبا-۴.آدریانا لیما-۵.جسیکا بیل-۶.الساندرا آمبروسیو-۷.ماریا منونوس-۸.الیشا کاتبرت-۹.آنجلینا جولی-۱۰.شکیرا-۱۱.هال بری-۱۲.ماریسا میلر -۱۳.هایدی کلام-۱۴.جیسل بوندچن-۱۵.راشل مک آدامز-۱۶.کیت بکینسل-۱۷.ااوا لونگوریا -۱۸.کیلی هازل-۱۹.مونیکا بلوچی-۲۰.ریحانا
 
 


+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 22:3       

  انگشتر نامزدی مشاهیر

انگشتر بیونسه که   با Jay-Z نامزد شده ۱۸ قیراطه که قیمتش ۵ میلیون دلار بر آورد شده
انگشتر پاریس هیلتون که با یک یونانی نامزد شده ۲۴ قیراطه و قیمتش ۴.۷ میلیون دلار
تام کروز برای کتی هولمز انگشتری به مبلغ ۱.۵ میلیون دلار خریده
دونالد ترامپ برای همسر دومش (Melania Knauss)انگشتری ۱۵ قیراطی خریده که قیمتش فاش نشده
انریکو اگلیسیاس برای نامزدش آنا کورنیکووا انگشتری ۱۱ قیراطی و کمیاب خریده که ۶ میلیون دلار ارزش داره
انگشتر جنیفر گارنر همسر بن افلک ۴.۵ قیراطه و ۵۰۰ هزار دلار ارزش داره

 



+| نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 12:17       

  دختران زیبا و باهوش هالیوود

در جدیدترین نظر سنجی به عمل آمده در آمریکا دختران زیبای هالیوود که باهوش هم هستند به ترتیب زیر انتخاب شدند:
۱.ناتالی پورتمن -۲.آلیشیا کیز-۳.جودی فوستر-۴.کلر دنیس -۵.جنیفر کالی-۶.لیلی کل -۷.شارون استون-۸.ریز ویترسپون-۹.آلیشیا ویت


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 12:12       

  پاهای چروکیده Elle Macpherson

Elle Macpherson  که روز گذشته در مراسمی که شرکت کرده بود قسمتی از پاش نمایان شد که کاملا چروکیده  لازم به ذکر است کهElle Macpherson   مانکن استرالیایی ۴۴ سال داره
 
بقیه در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 12:6      ادامه مطلب 

  اظهار علاقه «هیفا وهبی» به «سیدحسن نصرا…»

جنبش مقاومت اینترنتی «حماسنا» از حزب ا…  لبنان خواست تا با تاثیرگذاری بر «هیفا وهبی»، خواننده مشهور لبنانی، که معمولا هنگام اجرای ترانه هایش لباس های نیمه عریان بر تن می کند، او را تشویق کند تا با وقار و حشمت ظاهر شود. این درخواست «حماسنا» به دنبال اظهارات اخیر «هیفا وهبی» مطرح می شود که گفته است: من تحت فرمان حزب ا… و رهبرش سیدحسن نصرا… هستم و آماده اجرای دستورات او می باشم.»
 به گزارش العربیه، شایان ذکر است که «حماسنا» از چهار سال پیش این خواننده زن لبنانی را وارد لیست سیاه خود کرده و او را متهم می کند که برهنگی و حرکات شهوت انگیز را در ویدیو کلیپ های خود تبلیغ می کند.پیش از این نیز روزنامه قطری «الرایه» و برخی پایگاه های اینترنتی به نقل از «هیفا وهبی» نوشته بودند که او مایل است به صفوف جنبش مقاومت حزب ا… تحت فرماندهی سیدحسن نصرا… بپیوندد.
«هیفا وهبی» این سخنان را اخیرا به مناسبت دومین سالگرد جنگ لبنان و آزادی اسیران از زندان های اسراییل بر زبان جاری کرده و افزوده: «من می دانم که رسیدن به سیدحسن سخت است، ولی سعی خواهم کرد با او ملاقات داشته باشم، تا به او بگویم که آماده انجام وظایف ملی خود تحت فرمان او هستم. من افتخار می کنم تحت فرمان او باشم.» دیگر اینکه «حماسنا» این اظهارات «هیفا وهبی» را فرصت طلایی نامیده و گفته: «دوری جستن از برهنگی و عدم افراط در آن و نیز به تن کردن لباس های متین برای مصون نگهداشتن نسل نو، اولین وظیفه ای می باشد که لازم است به آن عمل کند. «حماسنا» در ادامه اضافه کرده: ما در حال حاضر از او نمی خواهیم که با حجاب شود، حد اقل از حرکت های شهوت برانگیز، هنگام اجرای کنسرت و پوشیدن لباس های نامناسب دوری جوید.


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 15:32       

  ترجیح زنان همجنسگرا

طبق همه پرسی مجله  Sun از زنان همجنسگرا در مورد اینکه دوست دارند با کدام هنرپیشه زن باشند نتایج زیر بدست آمد
۱.راشل وایز
۲.نیکول کیدمن
۳.مینی درایور
۴.کیت وینسلت
۵.نائومی واتس
۶.کایرا نایتلی
۷.تاندی نیوتون
۸.امیلی بلانت
۹.کاترین زتاجونز


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 3:48       

  بوسیدنی ترین مشاهیر

در یک همه پرسی که از مخاطبین پرسیده شده دوست دارند کدوم یک از مشاهیر رو ببوسند این نتایج بدست اومد:
بوسیدنی ترین زن : کایلی مینوگ Kylie Minogue
بوسیدنی ترین مرد :دیوید بکهام David Beckham
 


+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 4:17       

  مایکل جکسون در ۵۰ سالگی

چهره ای از مایکل جکسون  (بدون جراحی) که شبیه سازی شده


+| نوشته شده توسط رضا در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 4:7       

  Robert Bresson

روبر برسون (190۱-۱999) یکی از منحصربفرد ترین فیلمسازان تاریخ سینماست.
 فیلم هایی که او ساخت همواره در مراکز آموزشی سینما به عنوان شاهد مثال و الگو استفاده می شوند و سرمشقی هستند برای تمام کسانی که نگاه متفاوتی به هنر سینماتوگرافی دارند. فیلم های «مصایب ژاندارک» (1962)، «خاطرات یک کشیش روستا» (1950)، «یک محکوم به مرگ می گریزد» (1956)، «جیب بر» (1959)، و «پول» (1983) از مشهور ترین فیلمهای این استاد فرانسوی هستند.
او به  سینما نگاه خاصی داشت که در تمامی فیلمهایش  مشهود است. او بخشی از تفکراتش را درباره  این هنر در کتاب کوچکی بنام «یادداشت هایی درباره  سینماتوگراف» انتشار داد که جملات زیر از آن اقتباس شده است.

روبر سینما را همواره «سینماتوگراف»میخواند و از آن یک هنر متعالی و ناب تصویری را در نظر داشت. او سینما به معنای رایج را به طور تحقیر آمیزی «تئاتر فیلمبرداری شده» خطاب میکند.
برسون به بازیگر نیز «مدل» میگفت، چیزی که از نقاشی وام گرفت. خواندن کتاب کوچک و بدیع فیلمساز ماندگار، برای هر سینماگر و سینمادوستی می تواند منبع الهام و خلاقیت و شناخت بهتر هنر سینماتوگراف باشد.

تفکرات روبر برسون درباره  سینماتوگراف:
1. حقیقت تقلید ناپذیر است، و دروغ دگرگونی ناپذیر.
2. رویای من آن است که فیلمهایم زیر نگاه تماشاگر ساخته شود. همچون بوم همیشه تازه نقاش.
3. با افزایش شمار امکاناتم، توانم برای بهره گیری مناسب از آنها کاهش می یابد.
4. دو نوع فیلم: آنها که از امکانات تئاتر (بازیگر، میزانسن و غیره) بهره میگیرند و از کمره برای «بازتولید» استفاده میکنند؛ و آنهایی که از امکانات سینماتوگراف بهره می گیرند و از کمره برای آفرینش استفاده میکنند.
5. سینماتوگراف، نوشتن با تصاویر در حال حرکت و به همراه صداست.
6. طبیعت: آنچه هنر نمایشی از میان برمی دارد تا حالت طبیعی را، که از راه تمرین آموخته و حفظ می شود، به جای آن بنشاند.
7. هیچ چیزی در سینما دروغین تر از آن لحن طبیعی تئاتر نیست، چیزی که رونوشت زندگی و گرته برداری از احساسات برنامه ریزی شده است.
8. گفتن این که طبیعی تر است تا حرکتی این طور یا آن طور صورت گیرد یا عبارتی این طور یا آن طور ادا شود، مهمل است، در سینماتوگراف بی معناست.
9. برقراری پیوندی بین تئاتر و سینماتوگراف تنها به بهای نابودی هر دوست.
10. تصاویر فیلم سینماتوگراف، همچون واژه ها در یک فرهنگ لغت، هیچ گونه قدرت و ارزشی ندارند مگر به واسطه ی جایگاه و روابط شان.
11. درباره  انتخاب مدل ها: صدایش برایم دهانش را، چشمانش را، چهره اش را و تمام تصویرش را، چه بیرونی و چه درونی، بطور کامل نشان میدهد، حتا بهتر از حالتی که خود در پیش رویم باشد. بهترین راه پی بردن به عمق هر چیزی تنها گوش سپردن است.
12. ساختن فیلم، پیوند دادن افراد به یکدیگر و به اشیا بوسیله  نگاه هاست.
13. دو نفر که چشم در چشم هم دوخته اند نگاه های یکدیگر را می بینند نه چشمان هم را.
 14. فیلم من نخست در سرم زاده می شود، روی صفحه  کاغذ می میرد؛ با اشخاص زنده و اشیای واقعی که به کار میگیرم جان دوباره می گیرد، اما آنها هم بر روی نوار فیلم کشته می شوند؛ عاقبت با استقرار در نظمی خاص و تابیده شدن بر پرده، همچون گلی در آب زندگی را از سر می گیرد.
15. به مدل هایت بگو: «فکر نکن چه می گویی، فکر نکن چه می کنی.» و نیز بگو: «به آنچه می گویی و به آنچه می کنی فکر نکن».
16. وقتی می شود صدایی را جایگزین یک تصویر کرد، تصویر را حذف یا بی اثر کن. گوش بیشتر رو به درون دارد و چشم رو به بیرون.
17. در احساس خود کاوش کن. به درونش بنگر. با کلمات تحلیلش نکن. آن را به تصاویر مشابه و صداهای معادل ترجمه کن. هر چه احساسات روشن تر باشد سبک ات صریح تر می شود.
18. تصاویر راهبر نگاه اند. اما بازی بازیگر چشم را به بیراهه می برد.
19. چیزها به واسطه  زاویه  تازه  نگاه نمایان تر می شوند، نه به سبب نور شدیدتر.
20. سینمای ناطق سکوت را ابداع کرد.


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 17:44       

  زیباترین زنان اول کشورهای جهان

ملکه رانیا از اردن
آگواس اوکانیا از هندوراس
کارلا برونی  از فرانسه
اسما الاسد از سوریه
مت ماریت از نروژ
هایا بنت الحسین از امارات
مهربان علیاوا از آذربایجان


+| نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 16:27       

  ادعای Lisa Snowdon

لیزا اسنودون ادعا کرده بعد از اینکه از جورج کلونی جدا شده
 دست هیچ مردی بهش نخورده و حدود یکسال میشه که تنها میخوابه لیزا میترسه تا آخر عمرش زندگیش به همین منوال بگذره


+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 23:18       

  Jordan و تصمیم جدیدش

جوردن (کتی پرایس) تصمیم گرفته سینه هاش رو  که بیشتر شهرتش رو مدیون اونهاست کوچیک کنه به احتمال زیاد این هم یک نوع تبلیغات باشه


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 3:50       

  بهترین اندامها مال کیه؟؟؟

طبق بررسی انجام گرفته از نظر عموم  بهترین اندامها مال هنرپیشه های زیر هست :
۱. مونیکا بلوچی
۲.اسکارلت جانسون
۳.کلی بروک
۴.جسیکا آلبا
۵.پنه لوپه کروز
۶.آدریانا لیما
۷.سیه نا میلر
۸.کیت وینسلت
۹.اوا مندز
۱۰.بیونسه
۱۱.الیزابت هرلی


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 16:22       

  طلاقهای جنجالی در سینمای ایران

روح‌انگيز سامي‌نژاد/همسرش
1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آن‌قدر براي ايراني‌ها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها نمايش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روح‌انگيز سامي‌نژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سال‌هاي بعد کمي شايع‌تر شد و به يکي از ويژگي‌هاي زوج‌هاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق‌ زوج‌هاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوج‌هاي سينمايي را مي‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي‌کنند.
سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ
2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نمي‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌هاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سال‌ها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلم‌هاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهره‌هاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلم‌سازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.

خسرو شكيبايي/تانيا جوهري
3-شايد خيلي‌ها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سال‌هاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدم‌هاي معروفي نبودند و در سال‌هاي بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شكيبايي كماكان يكي از بازيگران محبوب و سرشناس سينماي ايران است اما تانيا جوهري در سال‌هاي اخير بسيار كم‌كار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.
آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو
4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسنده‌اي تواناست، سال‌ها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلم‌هاي علي حاتمي (سوته‌دلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازيگري توانا تبديل مي‌شد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانه‌اي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيلي‌ها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت مي‌كنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفه‌اي‌شان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌هاي فعال در حيطه کاري خود هستند.
ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي
5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساخته‌ي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌كرد.
از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوش‌ساخت «هيوا»، ساخته‌ي رسول ملاقلي‌پور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال مي‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيه‌ي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.
حالا اين روزها پس از سال‌ها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.
بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي
6-بابک رياحي پور يکي از معروف‌ترين نوازنده‌هاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت مي‌کند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خواننده‌هايي مثل محمد نوري و گروه‌هايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال مي‌کرد‌ه‌اند، همکاري داشته است.
مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.
جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي مي‌كند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.
نيما بانكي/ ليلي رشيدي
7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترام‌السادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زي‌زي‌گولو» مي‌شناسيم. اما بعضي‌ها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكس‌هاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بوده‌اند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.
ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفته‌رفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اين‌که امروزه به چهره‌اي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهي‌هاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب ال‌سي‌دي بيرون گذاشته، ديده‌ايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي مي‌كند.

يوسف مراديان / سارا خوييني‌ها
8- همين اواخر بود كه از سارا خوييني‌ها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفاده‌هاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش مي‌شد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي مي‌كرد.
خوييني‌ها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي مي‌كردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبلي‌شان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه مي‌دهند؛ از جمله خوييني‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلي «بي‌صدا فرياد کن» حتما ديده‌ايد.

فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري/ عسل بديعي
9-اين 3 بازيگر، معروف‌تر از آن هستند كه بخواهيم معرفي‌شان كنيم. فريبرز عرب‌نيا به ترتيب با آتنه فقيه‌نصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آن‌ها جدا شد.
عرب‌نيا که اغلب، او را با بازي‌هاي چشمگيرش در فيلم‌هاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر مي‌آورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه مي‌شود. آتنه فقيه‌نصيري نيز که در فيلم‌ها و سريال‌هاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساخته‌ي کيانوش عياري، شروع شد.


+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 7:28       

  پاپاراتزی از هنرپیشه ها

مطالبی که کمتر درباره هنرپیشه ها شنیدید
شارون استون :زبان ايتاليايي بلده
يه جاي زخم روي گردنش از بچگي داره
بعلت حمل مواد مخدر(کوکائين) دو سال حبس کشيده
آي کيو ش بيشتر از افراد عاديه 154
در فيلمهاي جاذبه مهلک-بتمن-ديک تريسي تست بازيگري داده ولي انتخاب نشده
 بقیه در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 3:36      ادامه مطلب 

  آثار عجیب دیوید لینچ

دیوید لینچ و فیلمهای خاصش رو که حتما میشناسید
باید بگم این کارگردان علاوه بر فیلمسازی به کار طراحی و نقاشی هم می پردازه و اینکارش هم
مثل فیلمهاش عجیبه و میشه گفت بازهم همانند فیلمهاش از سبک سورئال استفاده میکنه
با رنگ پردازیهای خاصی که فضاهای دلهره آوری ایجاد میکنه
بیشتر از رنگهای قهوه ای ، خاکستری استفاده میبره تو کاراش
بازهم همانند فیلمهاش چهر ه های نامشخص و مشکوک و مسخ شده رو به تصویر میکشه
لینچ خودش در مورد نقاشی های خودش میگه : همه چیزهای تاریک وسیاه برای من زیبا است ، سیاهی برای من رنگی است که حقیقی است - مردم گاهی اوقات به من می گویند از نقاشی ههایت بوی گند و تعفن می اید - مادر من هیچ وقت برای من کتاب های رنگی نمی گرفت ، او به من یک کاغذ سفید می داد و بهم می گفت هر چی دوست داری بکش . من هم میشه سعی کردم با تعصب ورزیدن به چیزی خودم را محدود نکنم، من همیشه آزادم .
لینچ در جایی در مورد تفاوتهای نقاشی هایشبا سینمای شخصی اش عنوان می کنه : آن ها با هم متفاوتند . نقاشی یک تجربه کاملن متفاوت نسبت به سینما ست و تا حدودی هم یک تجربه مشابه به آن . من علاقه دارم یک فرآیند بسازم ، یک ارتباط و گفتگو با عناصر مختلف . این برای من یک راه واقعی است برای گفتمان با شما مخاطبان . من عاشق نقاشی ام چون حقیقتا یک چیز شخصی و درونی است ولی فیلم ها ...
بقیه در ادامه مطلب


+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 3:22      ادامه مطلب 

مطالب گذشته

لیندسی در فرودگاه
Sara Paxton در سن مارتین
عکس روز از Alyssa Milano
لینکهای جالب
اولین زمزمه‌ها برای «اره 6»
مانکن ها و بارداری درآمدزا
نخل طلایی کن 2009 به "نوار سفید" رسید
بار رافائلی در اسپانیا
جسیکا بیل با لباس ورزشی
جدیدترین عکس کیم کارداشیان
عکس روز ویکتوریا بکهام
عکسهای زیبای جسیکا سیمپسون
کیت موس و مارک یاکوبز
عکس روز ریحانا
مادونا در موزه

درباره



موضوعات
  اکران فیلمها
  گفتگو با هنرمندان
  هنرمندان ایرانی مقیم خارج
  بیوگرافی هنرمندان
  نقد فیلم
  دانلود فیلمهای روز
  خبرهای جدید
  مانکنها
  مراسم و میهمانیها
  ورزشکاران
  خواننده ها
  مد و فشن
  مطالب خواندنی
  تولدها
  عکسهای زیبا
  بریتنی اسپیرز
  پاریس هیلتون
  آنجلینا جولی
  بروک هوگان
  کیم کارداشیان
  دیگر مشاهیر
  لیندسی لوهان
  هایدن پانتیر
  پشت صحنه فیلمها
  دانلود فیلمهای کمیاب
  سریال افسانه جومونگ
  جسیکا آلبا
  بچه های هنرپیشه ها
  ترکها
  شرق آسیا
  کتی هولمز
  همسران هالیوودی
  آدریانا لیما
  کنسرتها
  هایدی کلام
  کیت بکینسل
  جنیفر لوپز
  مادونا
  کتی پرایس (جوردن)
  حامله ها
  ماریسا میلر
  بیونسه ناولز
  کیلی هازل
  لیلی آلن
  ویکتوریا بکهام
  کریستینا آگوئیلرا
  پینک
  کریستین بل
  هیلاری داف
  جسیکا بیل
  فیلمهای هفته
  میلی سایروس
  میشا بارتون
  کیت موس
  راشل بیلسون
  منا سواری
  نیکول ریچی
  آلیشیا سیلورستون
  آن هاتاوی
  مونیکا بلوچی
  کریستین دانست
  دانیل لوید
  ناتالی پورتمن
  لورن کنراد
  جودی مارش
  مگان فاکس
  هایدی مونتاج
  سوفی مانک
  سریالهای تلویزیونی
  اسکارلت جانسون
  آنالین مک کورد
  هنرپیشه های مرد
  کایرا نایتلی
  چارلیز ترون
  اوا لونگوریا
  آثار برگمان
  فرگی
  معرفی فیلمهای در حال ساخت
  کیت وینسلت
  کامرون دیاز
  میراندا کر
  آدریانا پاتریج
  لیدی گاگا

لینکستان


پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
آلبوم تب عشق از سعید آسایش
آلبوم فصل تازه از احسان خواجه امیری
آلبوم حکایت 9 از مسعود فردمنش
ترانه ولنتاین از همایون
آلبوم امنیت ملی از 7th Arena Band
ترانه سوت و کور از امیر رضایا
ترانه های توی آغوش تو و خودش بود از رضا صادقی
ترانه Dum Tek Tek از حادثه
آلبوم اون بیر ده بیر از دوغوش
آلبوم معجزه خاموش از داریوش
آرشيو پيوندها

اضافات

لينك Rss





All Rights Reserved 2007-2008

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا