اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر




















این مراسم روز گذشته در هتل هیلتون بورلی هیلز برگزار شد
بهترین بازیگر مرد درام: میکی روکی برای فیلم کشتیگیر

بهترین بازیگر زن درام: کیت وینسلت برای فیلم مسیر واگشتی

بهترین فیلم درام: میلیونر فقیر
بهترین فیلم موزیکال یا کمدی: ویکی کریستینا بارسلونا
بهترین کارگردان: دنی بویل برای فیلم میلیونر فقیر

بهترین بازیگر مرد موزیکال یا کمدی: کالین فارل برای فیلم In Bruges

بهترین بازیگر زن موزیکال یا کمدی: سالی هاوکینز برای فیلم Happy-go-lucky
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: هیث لجر برای فیلم شوالیه سیاه
بهترین بازیگر زن نقش مکمل: کیت وینسلت برای فیلم خواننده
بهترین انیمیشن: وال - ای
بهترین فیلمنامه: سیمون بیوفوی برای فیلم میلیونر فقیر
بهترین ترانه اورژینال: کشتیگیر
بهترین موزیک متن: آر رحمان برای فیلم میلیونر فقیر
بهترین فیلم خارجی : والس با بشیر از اسرائیل
بهترین سریال درام: مردان دیوانه
بهترین سریال موزیکال یا کمدی: راک ۳۰
بهترین سریال کوتاه یا فیلم ساخته شده برای تلویزیون: جان آدامز
بهترین بازیگر مرد درام: گابریل بایم برای فیلم تحت معالجه
بهترین بازیگر مرد موزیکال یا کمدی: آلک بالدوین برای فیلم راک ۳۰

بهترین بازیگر مرد سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: پول جیاماتی برای فیلم جان آدامز
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: تام ویلکینسون برای فیلم جان آدامز
بهترین بازیگر زن درام: آنا پاکوین برای فیلم خون واقعی

بهترین بازیگر زن موزیکال یا کمدی: تینا فی برای فیلم راک ۳۰

بهترین بازیگر زن سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: لورا لینی برای فیلم جان آدامز
بهترین بازیگر زن نقش مکمل سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: لورادرن برای فیلم حکایت.
بقیه تصاویر در ادامه مطلب
با این حال آنچه او را در حافظهی نسل ما ماندگار میکند، "صدای" اوست، آری صدایش که "صدای" بسیاری از شخصیتهای کارتونی دوران کودکی ما در دههی شصت بود،استرلینگ كارتون دوست داشتنی رامكال با صدای نوشابه امیری برایمان زنده است و خیلی شخصیتهای دیگر كه با صدای او در ذهن آدمهای هم سن و سال ما حك شدهاند. لوسین در بچههای آلپ، جك در دكتر ارنست، كنا در جزیره ناشناخته، الفی اتكینز، میشا در دهكده حیوانات و بسیاری از شخصیتهای كارتونی دوستداشتنی دیگر.
نوشابه امیری متولد ۱۳۳۱ است و کار روزنامهنگاری را خیلی زود و وقتی ۱۹ ساله بود شروع کرد، لیسانس روزنامهنگاری دارد و فوق لیسانس جامعهشناسی. همسرش هوشنگ اسدی نیز نویسندهای تواناست. آنها از گردانندگان اصلی نشریهی موفق و پرمخاطب "گزارش فیلم" بودند که اکنون به محاق توقیف رفتهاست. امیری و اسدی اگر چه ناگزیر راه مهاجرت در پیش گرفتهاند، اما لحظه ای از یاد خانهی پدری غافل نبودهاند. .
نوشابه امیری :خیلی بچه بودم که پشت میکروفن رادیو نشستم و هنوز نوجوان که در استودیوی تنگ و تنکی در خیابانی پشت دانشسرای عالی، به جای دخترکی حرف زدم که لباس زیبای اسپانیولی به تن داشت و بادبزن میفروخت:بادبزنفروش شهر سویل.
از آن سالها، بسیار گذشته است؛ سالهایی که در آغازش میخواستم وقتی بزرگ شدم، کنار «محمد مانی»، گویندگی کنم و با «ویگن»، ازدواج!
آرزوهایی که در استودیوی کودک رادیو، شکل گرفت و زندگی، «آرزو» بودن آنها را نشان داد. مانی که برایم پدر بود، همین چند سال پیش در سکوت و با دستهایی که از اماس میلرزید، جان داد. می گفتند نام خود را نیز دیگر به خاطر ندارد. و ویگن، در غربت و جایی که نمیدانستند «آن گل سرخی که دادی» چه اندازه سرخ بود، همبستر سرطان شد و من اینک، جایی دور، دور از خانه. گمنام؛ یکی از هزاران مهاجر اندوهزدهای که روز به شب میرسانند و شب به روز؛ و اسفا که دیگر بدون امید.
نمیدانم این اندوه و نومیدی با سن آمدهاست یا با آنچه در میهنام میگذرد؛ هر چه هست تلخست و سخت.
هر روز خسته از نامردمیها، رنجیده از بیعدالتیها، زخمی از ریاها و «بازی»های رنگارنگ جهان و جهانیان از خویش میپرسم: این همه راه، افتان و خیزان، از چه آمدم؟ چرا آمدم؟
میپرسم: چگونه شد که نیاموختم از جنسی غیر از آرمان بودن را؟ چرا واقعیتهای زندگی، به صرافتم نیانداخت که جامه دیگر کنم و بیاموزم که جهان، سخت فراموشکارست و بیحافظه. از چه رو «رنگ» را در بیرنگی دیدم و یکرنگی؟ کی میآموزم که کلام، خوشایند مردمان سازم و صاحبان قدرت؟ کی، مرهم خویش در درد دیگران خواهم یافت؟ و....
سؤالاتی که پاسخ آنها از پیش روشن است: هرگز. هر کسی را بهر کاری ساختن








