کنسرت Janet Jackson

اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر








در این روزها یکی از موضوعهای داغ عالم فیلم و سینما، بازگشت مأمور ۰۰۷ به صحنه است. دانیل کریگ که نخستین جیمز باند مو بور محسوب میشود، بعد از فیلم کازینو رویال، در ماجرایی تازه تحت عنوان «ذرهای آرامش» بار دیگر قدم به میدان میگذارد.
نخستین ایدهی ساختن فیلمی از ماجراهای مأمور ۰۰۷ به سال ۱۹۵۳برمیگردد. به گفته یان فلمینگ پدر ادبی این شخصیت، جیمز باند زاده اتفاق و تصادف است.
فلمینگ بعد از ازدواج و شروع فصل تازهای از زندگی میکوشد که در زندگی جدیدش، تنوعی پدید آورد و در طی تلاشهای گوناگون برای ایجاد تنوع، به نوشتن روی میآورد که خلق جیمز باند، مأمور ۰۰۷ نیز حاصل همین تلاشهای ادبی است.

داستانهای یان فلمینگ درباره این جاسوس خارقالعاده، نسبت به فیلمهایی که بعدها تهیه شدهاند، بسیار جدیتر و خشنترند؛ داستانهایی که چون خود شخصیت جیمزباند، زائیده جنگ سرد هستند.
مأمور ۰۰۷ در فیلمهایی که بر اساس داستانهای یان فلمینگ ساخته شدهاند، شخصیتی شوخطبع و خوشمشرب است. به ویژه راجر مور، سومین بازیگر این نقش، بیش از دیگران توانسته است، این شوخطبعی را به نمایش بگذارد.
جیمزباند، اگر چه همیشه در پایان فیلم میدان را پیروز ترک میکند، اما شخصیتی چون سوپرمن نیست، بلکه آدمی است که مرتکب اشتباه میشود، از خود احساسات نشان میدهد و به چیزهای ناباب هم بیعلاقه نیست. دقیقا این تناوب و تعادل بین دقت عمل و ضعفهای انسانی است که تا به امروز نقش مهمی در موفقیت ماجراهای پرهیجان جیمزباند داشته.
تولد یک تم فراموشنشدنی
همه چیز روز هشتم ماه مه سال ۱۹۶۲ با نخستین اکران یکی از بهترین فیلمهای جیمز باند، یعنی «دکتر نو» شروع شد. در این تاریخ بود که عاشقان فیلم و سینما برای اولین بار تم اصلی موسیقی متن فیلمهای مأمور ۰۰۷ را شنیدند.

این تم امروزه به یکی از معروفترین ملودیهای عالم سینما بدل شده و سازندهی آن مونتی نورمن بود. او برای ساختن این تم از ملودی پایهی قطعهای به نام Bad sign, good sign استفاده کرد که مدتها پیش آن را برای نمایشی موزیکال نوشته بود.
هنگامی که نورمن ساختن موسیقی متن فیلم «دکتر نو» را برعهده گرفت، این مسئولیت را نیز پذیرفت که تمی برای مجموعه فیلمهای جیمز باند بسازد که این ملودی در نهایت با تنظیم جان باری و گیتار ویک فلیک جاودانی شد.
ترانه متن، عنصری ثابت در فیلمهای جیمز باند
فیلمهای جیمز باند در طی چند دهه گذشته دستآوردهای بینظیری در عالم موسیقی به دنبال داشتهاند؛ ترانههایی به یادماندنی چون «بکش و زنده بمان» با صدای پل مکارتنی، ترانه Nobody does it better از فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» با صدای کارلی سایمن، ترانه «فقط به خاطر چشمان تو» با صدای شینا ایستن، ترانه «منظری به یک قتل» با اجرای گروه Duran Duran، ترانه «روشنایی های پایدار روز» از گروه a-ha، ترانه «چشم طلایی» با صدای بینظیر تینا ترنر و قدر مسلم ترانههای «گلد فینگر» و «الماسها ابدیاند» و با صدای پخته و عالی شرلی بسی.
جان باری تا به حال موسیقی متن دوازده فیلم از ماجراهای جیمزباند را ساخته و خود نیز به اسطورهای بدل شده که در تکامل موسیقی فیلم نقش تاثیرگذار و مهمی بازی کرده است. او با موفقیت کامل و مهارت تمام توانسته است توازنی بین اکشن و طنز و هیجان بوجود آورد.
یکی از دست آوردهای این آهنگساز موفق، ساختن ترانهی متن برای فیلمهای جیمز باند بوده که اگرچه در اولین فیلم یعنی «دکتر نو»، وجود نداشته، اما در فیلمهای بعدی به عنصری ثابت بدل شده و در بسیاری از موارد در صف ترانههای محبوب روز قرار داشته است.
پس از فیلم «الماسها ابدیاند» که آخرین فیلم با بازیگری شون کانری بود، فیلم «بکش و زنده بمان» اکران شد که سازنده موسیقی متن این فیلم جرج مارتین بود.
مارتین خود تهیهکنندهی معرف آلبومهای گروه بیتیلز بود و جای تعجب نیست که هنگامی که پل مکارتنی ترانه متن این فیلم را خواند، جرج مارتین هم مسئولیت ساختن موسیقی متن فیلم را به عهده گرفت. ترانه «بکش و زنده بمان» که بدون شک از لحاظ ریتیمک یکی از بهترین ترانههای فیلمهای جیمزباند محسوب میشود، در سال ۱۹۷۴ نامزد دریافت جایزه اسکار گردید.
یکی دیگر از سازندگان موسیقی متن فیلمهای جیمزباند ماروین هاملیش است که مسئول ساختن موسیقی فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» بود. با وجود اینکه این آهنگساز در دههی ۱۹۷۰ میلادی دورانی بحرانی را میگذراند، اما موفق شد در دو بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شود، یکی برای کل موسیقی متن و یکی هم برای ترانه Nobody does it better با صدای کارلی سایمن.
بیل کنتی که با ساختن موسیقی متن برای فیلم راکی به شهرت رسیده بود، در سال ۱۹۸۱ عهدهدار ساختن موسیقی فیلم «فقط به خاطر چشمان تو» شد. ترانه متن این فیلم نیز که با صدای شنا ایستن اجرا شد و با توحه به ترکیب جالبش از موسیقی راک و جاز تازگی داشت، یکی از نامزدهای دریافت جایزه اسکار بود.
میشل لوگران یکی از معروفترین سازندگان فرانسوی موسیقی متن فیلم در دهه شصت و هفتاد میلادی به شمار میآید و از میان آثار معروفش میتوان به «تابستان ۴۲»، «پایان خوش» و فیلم موزیکال «ینتل» اشاره کرد. این آهنگساز در سال ۱۹۸۳ موزیک متن فیلم «هرگز نگو هرگز» را ساخت که دوباره سازی فیلم «تندربال» یا «گلولههای رعدآسا» ست که ترانه متن آن را لنی هال خوانده است.
بعد از شون کانری، جرج لانزبی و راجر مور، تیموتی دالتون چهارمین هنرپیشه ای بود که ایفاگری نقش جیمز باند را برعهده گرفت و در دو فیلم هم بازیگری کرد: فیلم «جواز قتل» که در سال ۱۹۸۹ اکران شد و ترانه متن آن با صدای گلادیز نایت اجرا شده و فیلم «روشناییهای پایدار روز» که در سال ۱۹۸۷ به روی پرده آمد و اجرای ترانه متن آن را گروه نروژی a-ha برعهده داشت، گروهی که به ویژه در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی اوج موفقیتهاش را تجربه میکرد.
اگرچه اریک سیرا یکی از مشهورترین موزیسینهای فیلم در فرانسه محسوب میشود و میل زیادی به آزمایش و نوجویی دارد، اما تا کنون تنها یکبار پا به دنیای جیمزباند گذاشته است. او در سال ۱۹۹۵ موسیقی متن فیلم «چشم طلایی» را ساخت که حال و هوای موسیقی دهه ۱۹۹۰ را دارد و ترکیبی است از موسیقی مدرن ساختههای خودش و تم ملودی جیمزباند که رگههایی از موسیقی تکنو نیز در آن به گوش میرسد. سئرا برای خلق این اثر جایزه موسیقی بی ام آی را دریافت کرد و ترانه متن این فیلم نیز با صدای تینا ترنر، خواننده پرسابقه و کارکشته عالم پاپ و راک اجرا شد.
قرن بیست و یکم
موسقی متن سه فیلم دیگر جیمزباند با بازیگیری پیئرس برازنن، یعنی، «فردا هرگز نمیمیرد»، «دنیا کافی نیست» و «یک روز دیگر بمیر»، دیوید آرنولد است که او را میتوان یکی از جوانترین و پرطرفدارترین آهنگسازهای فیلم دانست. ساختن موسیقی متن دو فیلم جیمز باند، با نقشآفرینی دنیل کریگ نیز برعهده آرنولد بوده است.
ترانه متن فیلم «کازینو رویال»، یعنی اولین فیلم جیمز باند با بازیگری دنیل کریگ به اسم You know my name از دو لحاظ درخور توجه بود، نخست آنکه برای اولین بار از سال ۱۹۸۳ به بعد، نامی برای ترانه متن انتخاب شد که با عنوان خود فیلم تفاوت داشت. دوم اینکه این ترانه با صدای کریس کورنل خواننده گروه راک Audioslave اجرا شد و بعد از ۱۹ سال، یعنی از سال ۱۹۸۷ که گروه a-ha ترانه متن جیمز باند رو اجرا کرد، وظیفه اجرای ترانه متن فیلم جیمز باند بار دیگر به یک هنرمند مرد واگذار گردید.
ترانه فیلم جدید مأمور ۰۰۷ «یک روز دیگر بمیر» نام دارد و از این رو عنوانش با عنوان خود فیلم (ذرهای آرامش) متفاوت است. از آن گذشته این ترانه دوصدایی (الیشا کیز و جک وایت) اجرا شده که این هم نوعی نوآوری در فیلمهای جیمز باند محسوب میشود. در آغاز این ترانه حال و هوای تم جیمز باند را میتوان حس کرد. تاثیر سبک هیپهاپ نیز در این ترانه به خوبی محسوس است.
فیلمهای جیمزباند، پدیدهای کمنظیر در عالم فیلمهای سریالی هستند، چرا که هربار با شکل و ظاهری نو و جذاب به روی پرده میآیند و تا به امروز موفق شدهاند، چند نسل از طرفداران فیلم و سینما را به وجد آورند.












































رابرت ماریو دنیرو جونیور بازیگر ایتالیاییتبار در هفدهم آگوست 1943 در نیویورک به دنیا آمد.

پدرش شاعر، مجسمه ساز و نقاش بود. مادرش ویرجینیا آدمیرال نیز یک نقاش بود که مدت کوتاهی پس از تولد رابرت از پدر او جدا شد. او در ایتالیای کوچک، نیویورک، برانکس بزرگ شد. به خاطر خجالتی بودن و جثه کوچکش به Bobby Milk معروف شد. در ده سالگی اولین نقشش را در تئاتری در نقش شیر جادوگر اوز بازی کرد ولی بعدا برای پیوستن به یک گروه خیابانی تئاتر را کنار گذاشت. ولی در شانزده سالگی بازی در نمایش خرس اثر چخوف او را به دنیای بازیگری برگرداند تا او اولین چک دستمزدش را به عنوان بازیگر دریافت کند.
دنیرو پس از آموزشهایی که زیر نظر استلا آدلر و لی استراسبرگ دید کار حرفه ای خود را در زمینه بازیگری به طور نامنظم در برادوی و بعضا تبلیغات تجاری برای تلوزیون آغاز نمود. اولین حضور او در فیلم « سه اتاق در منهتن » در سال 1965 بود که در آن به عنوان سیاهی لشگر و به عنوان مشتری رستوران در یکی از سکانسهای فیلم ظاهر شد. در همان سال موفق به دریافت پیشنهاد بازی در یک نقش کوچک که به همراه صحبت کوتاهی بود برای فیلم «میهمانی عروسی» محصول سال 1966 گردید. آشانایی او با یکی از دستیاران "برایان دی پالما" برای او شانسی بود برای گرفتن اولین نقش اصلی در فیلم «تبریکات» محصول 1968که متأسفانه فیلم موفقی نبود. هر سه فیلم اول دنیرو با شکست همراه بود.
اولین موفقیت رابرت در برابر دوربین با فیلم «Bloody Mama» در سال 1970 به دست آمد. این فیلم درهای ورود او به هالیوود را گشود و او توانست به بزرگترین مرکز فیلمسازی جهان وارد شود تا بتواند تبدیل به بزرگترین هنرپیشه سینما شود. رابرت کماکان به ایفای نقشهای ارزان مشغول بود تا نقشی را در برابر "مایکل موریارتی" برای فیلم «طبل را آهسته بنواز» محصول 1973 ایفا نمود. ایفای نقش یک بازیگر حرفه ای بیسبال ساده اندیش که از بیماری Hodgkins رنج می برد، باعث شد تا او بتواند جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل را از "New York Film Critics" دریافت کند. در همان سال ایفای نقشی در فیلم «Mean Streets» اثر کارگردان بزرگ سینما "مارتین اسکورسیزی" به همراهی "هاروی کیتل" شروعی برای مجموعه ای از کارهای مشترک او با این کارگردان بزرگ شد. موفقیت بزرگ بعدی دنیرو هنگامی بود که "فرانسیس فورد کاپولا" او را برای نقش دون کورلئونه جوان در فیلم "پدرخوانده دو" محصول 1974 انتخاب کرد. ارائه شخصیتی چند لایه در این فیلم با آن لهجه قوی و شیرین سیسیلی که نتیجه ساعتها تمرین و مطالعه بود منجر به دریافت اولین جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد...
دنیرو برای اجرای نقش "تراویس بیکل" در فیلم «راننده تاکسی 1976» ساخته اسکورسیزی، روزهای متمادی را در تاکسی ها در نیویورک می نشست و رفتارهای رانندگان تاکسی را تماشا می کرد. در این فیلم او نقش مردی منزوی و تنها در شهر نیویورک که از جنگ برگشته و اکنون دچار یک سردرگمی شده است را به خوبی به نمایش می گذارد. سکانسی از فیلم که در آن رابرت در جلوی آیینه ایستاده و در حالیکه تپانچه ای را که به تازگی خریده در کمر دارد با خود صحبت می کند، صحنه ایست که هیچگاه از خاطره دوستداران او خارج نخواهد شد. دنیرو در سال 1976 در فیلم «1900» ساخته "برناردو برتولوچی" به همراه "ژرارد دو پاردیو" نیز بازی می کند که این فیلم به زبان ایتالیایی و محصول مشترک سه کشور فرانسه, ایتالیا و آلمان بود. کار بعدی او فیلم «نیونیورک, نیویورک» محصول 1977 از دیگر ساخته های مارتین اسکورسیزی است که دنیرو در آن نقش یک نوازنده ساکسیفون را ایفا می کند.
در سال 1978 رابرت دنیرو با اجرای نقش "مایکل ورانسکی" در فیلم «شکارچی گوزن» ساخته "مایکل چیمینو" یکی دیگر از بازیهای عالی خود را ارائه داد. فیلم بعدی او که از شاهکارهای مارتین اسکورسیزی می باشد در سال 1980 ساخته شد و اولین جایزه اسکار بازیگر نقش اول مرد را برای او به همراه آورد. دنیرو در «گاو خشمگین» در نقش "جیک لاموتا" مشتزن میان وزنی بازی می کند که بسیار قوی است ولی روحیه و احساسی بسیار متزلزل دارد. این فیلم بر اساس کتابی اثر خود جیک لاموتا ساخته شده است. دنیرو در آثار دیگری از مارتین اسکورسیزی شرکت داشت که آخرین آنها «کازینو» محصول 1995 می باشد. تنها پیشنهادی را که از سوی مارتین اسکورسیزی رد کرد ایفای نقش اول در فیلم «آخرین وسوسه مسیح» می باشد که بر اساس رمانی از "نیکوس کازانتزاکیس" نویسنده مشهور یونانی می باشد.
رابرت دنیرو در طول دوران بازیگری چهره های بسیار متفاوتی را ارائه کرده است که به رغم شباهتهای ساختاری بسیاری از آنها نقش آفرینی دنیرو در آنها کاملا متفاوت بوده است. او در نقش آدمکش, مشت زن, کمدین, راننده تاکسی, گانگستر, یک مافیایی, پلیس, دزد, کارگاه و ... ظاهر شده است ولی هیچگاه هیچ اثری از هیچ یک در دیگری نشان نداده است. او در فیلم «مأموریت» محصول 1986 به کارگردانی "رولند جاف" دو شخصیت کاملا متفاوت را ارائه داد که کاملا با هم در تضاد بودند ولی انتقال از یکی به دیگری چنان ظریف و بی نقص از سوی او انجام شد که تماشگر به سختی متوجه این تغییر می شود.
دنیرو با حضور در چند فیلم کمدی در سالهای اخیر در کنار هنرپیشگان صاحب سبکی در این ژانر مثل "بیلی کریستال", "ادی مورفی" و "بن استیلر" نشان داده است که علاوه بر ایفای نقشهای جدی می تواند به عنوان یک هنرپیشه کمدی هم قوی و زیبا ایفای نقش کند. کمااینکه یکبار در سال 1983 با بازی در فیلم «سلطان کمدی» اثر اسکورسیزی این مطلب را ثابت کرده بود. در این فیلم او با غولی همچون "جری لوئیس" همبازی بود.
دنیرو در بازی با عضلات صورتش نیز از مهارت فوقالعادهای برخوردار است. بازی او بسیار روان و ساده و در عین حال قوی است. در بازی او کمتر می توان جوشش احساسات را دید. بازی که در بسیاری از فیلمها او را به عنوان یک بازیگری کاملا ساده و معمولی نشان می دهد ولی با کمی دقت می توان فهمید که این سادگی و روانی در ارائه شخصیتها تا چه حد توانسته است تماشاگر را به آن شخصیت نزدیک کند و تمامی روحیات او را به تماشگر نشان دهد. این سادگی در ارائه نقش باعث شده است که بسیاری از تماشگران او را در برابر هنرپیشگانی مثل آل پاچینو، هنرپیشه ای معمولی تصور کنند. ولی تنها همان پنج دقیقه به یاد ماندنی فیلم «مخمصه 1995» که رابرت دنیرو و آل پاچینو روبروی هم می نشینند و با هم صحبت می کنند کافی است که ما را با اکثریت قریب به اتفاق منتقدان سینمایی هم عقیده سازد که رابرت دنیرو همیشه به بهترین شیوه ممکن نقشش را ارائه می دهد. او اکنون یکی از غولهای سینمایی دنیا به حساب می رود که نگاهی به کارنامه بلند بالای او در سینما و جوایز متعددی که دریافت کرده دلیلی بر اثبات این ادعا می باشد.
از زبان دنیرو :
_ استعداد و زکاوت در انتخاب ها است .
_ تظاهر نکردن چیز مهمی است.
_ مردم سعی نمی کنند که احساسات خود را بروز دهند، آنها سعی بر پنهان کردن آن دارند.
_ دوست ندارم فیلمهای خودم را تماشا کنم، وقتی آنها را می بینم خوابم می گیرد.
_ برخی از مردم گمان می کنند که بازی در فیلم آسان است و کمدی دشوار، ولی من اینطوری فکر نمی کنم.
_ از نظر من هالیوود شبیه یک طایفه است و بازیگران نیز مثل اهالی این طایفه هستند. واقعیت این است که آنها (تهیه کنندگان) به دنبال تکیه گاه هستند. باید نظری به ساختار تمام استودیوها بیاندازید تا متوجه منظور من شوید. آنجا اشخاصی هستند که مثل والدین شما می مانند. سرمایه را آنها دارند و به ما بازیگران می گویند ما شما را دوست داریم و نمی توانیم بدون شما فیلم بسازیم. من سالها در میان این افراد بودم و فکر می کنم که من می توانم این کار را حتی بهتر از آنها انجام دهم. برای همین هم Tribeca را تاسیس کردم.
_ به پاریس، لندن و همچنین به روم علاقه دارم و به آنجا سفر می کنم. اما باز هم می گویم هیچ جا نیویورک نمی شود. نیویورک درحال حاضر سرگرم کننده ترین شهر جهان است.
_ هیچ وقت مثل بازیگرانی نبودم که خودم را به عنوان یک شخص دلفریب جلوه دهم. من باید زود تصمیم بگیرم که آیا یک بازیگر و یا یک شخصیت هستم!
نکات جالب :
_ او دومین بازیگری است که به خاطر ایفای نقش Vito Corleone برنده جایزه اسکار شد. نفر اول "مارلون براندو" بود که برای ایفای همین نقش جایزه اسکار را از آن خود کرد.
_ رکورد اضافه وزن او برای ایفای نقش در فیلم گاو خشمگین حدود 27 کیلوگرم بود ولی هفت سال بعد "Vincent Donofrio" با اضافه کردن حدود 32 کیلوگرم رکورد او را برای ایفای نقش در فیلم غلاف تمام فلزی شکست.
_ تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندانهای خود را با اورتودنسی بهم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی که بعدها جذب بدن میشد کلا خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت کار جنسی را بازی کند.

_ او به عنوان دومین ستاره تمام دوران در کانال 4 بریتانیا انتخاب شد. بد نیست بدانید که او در این برنامه رقابت نزدیکی با آل پاچینو داشت.
_ دارای عنوان پنجم در مجله انگلیسی از میان 100 ستاره سینمائی تمام دوران در سال 1997.
_ در سال 2002 به عنوان بازیگر آمریکایی ایتالیایی معرفی شد. او اغلب در فیلم ها نقش یک آمریکایی ایتالیایی را ایفا می کند ولی یک تیره ایرلندی نیز دارد.
_ برای آموزش زبان سیسیلی به خاطر نقش ویتو کورلئونه در فیلم پدر خوانده دو، چهار ماه آموزش دید. تقریبا تمام دیالوگهای ویتو به زبان سیسیلی بود.
_ رابرت دنیرو در كنار آرنولد شوارتزنگر، تام كروز و آل پاچینو در سال 1994 برای بازی در فیلمی در كنار همدیگر آماده می شدند كه این فیلم بنا به دلایلی هرگز به پرده نرفت.
_ او از طرفداران فیلمهای آرنولد شوارتزنگر، آل پاچینو و تام كروز می باشد و رفاقت نزدیكی با هم دارند.
_ دنیرو موسس اولین فستیوال Tribeca در ماه می سال 2002 می باشد. او تصمیم به احیای دوباره یک فضای تجاری پس از حملات 11 سپتامبر داشت که این پروژه نیز اجرا شد.
_ رابرت دنیرو از "مریل استریپ" به عنوان بازیگر مورد علاقه اش برای ایفای نقش در کنارش یاد کرده است.
_ "QUAYE" در ترانه اش با نام در خشش یکشنبه از او یاد می کند با این مضمون که من یک قهرمان هستم، همانند رابرت دنیرو.
_ دنیرو اغلب نقشهای خشن و یا شخصیت های روانپریش را بازی کرده است.
_ او صاحب رستورانهای زیادی در نیویورک است. از قبیل Nobu ، layla، رستوران Ago در غرب هالیوود. رستوران Rubicon در سانفرانسیسکو با شراکت فرانسیس فورد کاپولا و رابین ویلیامز.
_ در کودکی به خواندن نمایشنامه علاقه نشان می داد. او در جشنواره ای در سال 1981 روبان سبزرنگی را بر یقه اش زده بود که بعدها این به صورت یک سنت درآمد. این روبان یادبودی بود برای هزاران کودک آفریقایی آمریکایی که در قتلهای زنجیره ای Atlanta, Georgia قربانی شدند. این روبان را یکی از طرفدارانش به او داده بود، خانواده های قربانیان ماهها این روبان ها را داشتند.

_ در فیلم فرانکشتاین نقش اصلی را ایفا کرد. تبدیل کردن او به یک شخص عظیم الجثه مستلزم مهارت های بسیار زیادی بود چون "Kenneth branagh" که نقش دکتر فرانک اشتاین را بازی می کرد با او هم قد بود. بسیاری از حقه های سینمایی که بعدها در فیلم ارباب حلقه ها برای بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فیلم فرانک اشتاین برای عظیم الجثه نشان دادن دنیرو در برابر بقیه بازیگران به کار گرفته شده بود.
_ از دادگاه درخواست کرد تا دعوی شرکت بیمه سرمایه گذاری "Fireman"، را که او را متهم به دادن اطلاعات غلط پیرامون سرطان پروستاتش به این شرکت قبل از شروع ساخت فیلم قایم موشک "HIDE AND SEEK" می کرد، را رد کند.
_ دنیرو و آل پاچینو برای اولین بار به طور کامل در کنار یکدیگر در نقش بازپرسان پلیس شهر نیویورک که در جستجوی یک قاتل زنجیره ای هستند در فیلم "قتل منصفانه 2008" ظاهر شدند.
_ در نمایشگاهی از نقاشیهای پدرش در شمال شرقی فرانسه تحت تاثیر قرار گرفت و بشدت گریه کرد.
_ شایع است که او برای صحبت کردن در معرض عموم بسیار مردد است.
_ دنیرو در سال 1981 برای بازی در فیلم گاو خشمگین به عنوان بهترین هنرپیشه انتخاب می شود، او از جیک لاموتا تشکر می کند و می گوید من از او متشکرم اگرچه او از ما ادعای خسارت دارد.
_ دنیرو و همسرش گریس هیگتور در سال 2004 مجددا ازدواج کردند.

_ در سرشماری مجله امپراطوری بریتانیا در سال 2004 به عنوان بهترین هنرپیشه زنده دنیا انتخاب شد.
_ هنگامی که در سال 2004 او جایزه "Golden Ambrosius" را از شهردار میلان، که علاقمند بود تا حمایت خود را به او، که محبوب بسیاری از مردم ایتالیا است، نشان دهد، نپذیرفت خشم مقامات ایتالیایی را برانگیخت.
_ بر اساس پرونده های اداره پلیس شهر نیویورک "NYPD"، دنیرو و سایر اشخاص برجسته شهر نیویورک، از جمله هاروی کیتل، هووارد استرن، دونالد ترامپ و تامی موتولا از جمله 3600 نفر شهروندی هستند که اجازه حمل سلاح پر را دارند.
_ او و "شان پن" که در سال 1989در فیلم «ما فرشته نیستیم» همبازی بودند، به طور تصادفی تاریخ تولدشان یکسان می باشد.
_ در ابتدا بازی در نقش هنرپیشه اول فیلم "بزرگ" محصول 1988 به او پیشنهاد شد، ولی پذیرفته نشد چون پول درخواستی او (6 ملیون دلار) بسیار زیاد بود. آن نقش بعدا به "جف بریجز" پیشنهاد شد، که او نپذیرفت. پس از آن "تام هنکس" آن نقش اول را در ازای دو ملیون دلار پذیرفت.
_ در فیلم «روزی روزگاری در آمریکا» محصول 1984، هنگامی که "نودلس(دنیرو)" در حال تماشای تلوزیون است، مصاحبه ای با یک شخصیت بنام "James Conway O'Donnell" در حال پخش است. این در حالی است که در فیلم "رفقای خوب" محصول 1990 نام دنیرو، جیمز کان وی "James Conway" است.
_ او برای پوشیدن همان مدل زیرپوش ابریشمی که "آل کاپون" پوشیده بود سماجت کرد، اگرچه آن زیرپوش اصلا در فیلم دیده نشد. تولید کنندگان، به شهرت فراوان دنیرو به عنوان یک بازیگر با سبک آگاه بودند واز اینرو تسلیم خواست او شدند.
_ او یکی از تنها چهار هنرپیشه ای است که جایزه اسکار را برای ایفای نقشی بجز زبان انگلیسی دریافت می کند، چون تقریبا همه مکالماتش به زبان ایتالیایی است. سه نفر دیگر عبارتند از سوفیا لورن، روبرتو بنینی و بنیسیو دل تورو.
_ جهت آمادگی برای نقشش در گاو خشمگین تمرینات بدنی سختی انجام داد، سپس در سه مسابقه بوکس بروکلین شرکت کرد و دو تای آن مسابقات را برد.

_ دنیرو از حامیان حزب جمهوریخواه به شمار می رود.
_ دنیرو طبق تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان پروستات است. او تحت معالجه می باشد و پزشکان معتقدند که وی به بهبودی کامل خواهد رسید.
جوایز :
_ برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم پدرخوانده دو (1975)
_ برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مرد برای فیلم گاو خشمگین (1981)
_ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مرد برای فیلم راننده تاکسی (1977)
_ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مرد برای فیلم شکارچی گوزن (1979)
_ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مرد برای فیلم بیدارشدگان (1991)
_ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای تنگه وحشت (1992)
_ برنده گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش درام مرد برای فیلم گاو خشمگین (1981)
عکسهای زیبایی از رابرت دونیرو در ادامه مطلب






















