عکسهای زیبای اما واتسون هنرپیشه ۱۸ ساله فرانسوی که شهرتش رو مدیون فیلم هری پاتره برای مجله Flare شماره نوامبر ۲۰۰۸
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 22:2  توسط رضا
|
عکسهای زیبای اوا مندز مانکن و هنرپیشه ۳۴ ساله آمریکایی برای مجله Harpers Bazaar شماره نوامبر ۲۰۰۸
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:50  توسط رضا
|
روز گذشته جسیکا سیمپسون کنسرتی در مسابقات اتومبیلرانی کارولینای شمالی برگزار کرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:36  توسط رضا
|
سیزدهمین مراسم سالانه Grand Slam که به میزبانی آندره اغاسی تنیسور ایرانی الاصل برگزار شد
اشتفی گراف و آندره آغاسی
بقیه تصاویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:27  توسط رضا
|
توبی مگوایر به همراه همسر و دخترش در هالیوود
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:27  توسط رضا
|
توری اسپلینگ به همراه شوهر و بچه هاش در هالیوود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:23  توسط رضا
|
نائومی واتس در حال قدم زدن در نیویورک به همراه سگهایش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:21  توسط رضا
|
دومین جشنواره بینالمللی فیلم خاورمیانه ابوظبی MEIFF جمعه با فیلم «برادران بلوم» به کارگردانی رایان جانسن آغاز شد و تا 28 مهر ادامه دارد.
هالیوود ریپورتر اعلام کرد «برادران بلوم» درباره آخرین کلاهبرداری دو کلاهبردار حرفهای است و در آن ریچل وایس، آدرین برودی و مارک روفالو بازی میکنند.
امسال بیش از 130 فیلم از 35 کشور در جشنواره خاورمیانه پخش میشود و بیش از 60 فیلم نیز برای دریافت جوایز مروارید سیاه رقابت میکنند. این جشنواره چهار بخش مسابقه دارد و جوایز نقدی آن در مجموع بیش از یک میلیون دلار است.
15 فیلم برای دریافت جایزه 200 هزار دلاری برای بخش مسابقه داستانی جشنواره ابوظبی انتخاب شدهاند و از جمله فیلمهای این بخش میتوان به فیلم روسی «پری دریایی» ساخته آنا ملیکیان و فیلم نروژی«اُهورتن» به کارگردانی بنت همر اشاره کرد.
«بسیار خوشحال» هنریک روبن گنز از دانمارک، «خون وحشی» مارکو تالیو جوردانا از ایتالیا، فیلم آمریکایی «دستمال زرد» ساخته یودایان پراساد با بازی ویلیام هرت و ماریو بلو دیگر فیلمهای شرکتکننده در بخش مسابقه جشنواره ابوظبی هستند.
از فیلمهای انتخاب شده از خاورمیانه برای حضور در بخش مسابقه میتوان از «تولد لیلا» رشید مشهراوی فیلمساز فلسطینی، فیلم مصری «فوزیه: آمیزهای ویژه از مصر» مجدی احمد علی، «بیروت شهر بیدفاع» سمیر حبشی از لبنان، فیلم مغربی «دوران رفقا» محمد شریف طریبق و «حنا» صالح کرمه از امارات متحده عربی نام برد.
هشت فیلم از جمله «هفت زن نابینا» به تهیهکنندگی محمد شیروانی از ایران و «مرد روی سیم» جیمز مارشال تولید مشترک آمریکا و بریتانیا در بخش مسابقه مستند جشنواره ابوظبی برای دریافت جایزه 150 هزار دلاری این بخش رقابت میکنند.
از دیگر نمایشهای ویژه این دوره جشنواره ابوظبی میتوان به «ویکی کریستینا بارسلونا» وودی آلن، «معجزه در سینت آنا» اسپایک لی، «خوششانسها» نیل برگر، «مزیت آسان» استفن الیوت و «ایگو» آنتونی لیوندیس اشاره کرد.
یک نمایشگاه عکس به یوسف شاهین فیلمساز فقید مصری اختصاص داده شده و تقدیر از جین فوندا بازیگر آمریکایی و ناصر خمیر فیلمساز تونسی از بخشهای ویژه جشنواره امسال است.
دومین جشنواره بینالمللی فیلم خاورمیانه ابوظبی 19 اکتبر (28 مهر) با نمایش فیلم «مجموعه دروغها» ریدلی اسکات به پایان میرسد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 4:13  توسط رضا
|
روز گذشته اوما تورمن در برابر پاپاراتزیها بدون آرایش ظاهر شد که باعث بهت اونها شد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 0:51  توسط رضا
|
بن کینگزلی در پشت صحنه فیلم شاهزاده ایرانی که به کارگردانی مایک نیول و بر اساس بازی کامپیوتری به همین نام ساخته میشه و قراره سال ۲۰۱۰ اکران بشه
جما آرترتون
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 21:39  توسط رضا
|
بوریس بکر تنیسور مشهور آلمانی و آلساندرا مه یر در حال خروج از هتلی در لندن
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 21:30  توسط رضا
|
هال بری پس از خروج از کلاس یوگا که برای بازگشت به وضعیت پیش از حاملگیش انجام میده داره سوار اتومبیلش میشه
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 21:23  توسط رضا
|
گروه پوسی کت دالز در حال خروج از رستوران Grill Royal برلین
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 21:17  توسط رضا
|
سوری کروز دختر کتی هولمز و تام کروز با نمک ترین بچه افراد سرشناس برگزیده شد . عکسی از سوری و مادرش در حال قدم زدن (روز گذشته ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸)
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:45  توسط رضا
|
-ايده کار چطور شکل گرفت، آيا بر اساس يک قهرمان يا يک موقعيت بود يا اينکه مفهوم خاصي را در نظر داشتيد؟
سال گذشته بعد از ساخته شدن سريال اغما، آقاي دکترميرباقري که همواره پشتيبان اين نوع کارهاي ماورايي بوده اند، بلافاصله به من سفارش يک کار ديگر براي سال آينده را دادند. در ابتدا هم اين تصور بود که باز يک کار در مورد شيطان بسازيم. اما من بعد از متمرکز شدن روي موضوع، احساس کردم ممکن است بعد از «اغما» و «او يک فرشته بود» کمي قضيه لوث شود. به همين خاطر به آقاي برازش و ميرباقري پيشنهاد دادم روي يک موضوع ديگر کار کنيم که موافقت کردند و خود آقاي ميرباقري نظر مساعدي راجع به برزخ داشتند که مورد استقبال آقاي ضرغامي هم قرار گرفت. اين طوري شد که من روي اين کار با رويکرد بررسي طرح برزخ متمرکز شدم.
-و از همان ابتدا قرار بود ما صحنه هايي از برزخ داشته باشيم؟
بله حتي تصور ما اين بود که بيش از اينها باشد. اما به دليل اينکه پروسه نگارش به خصوص در دوره تحقيقات طولاني شد اين امکان پيش نيامد. من در تحقيقاتي که در مورد برزخ داشتم متوجه شدم ما در اين مورد منابع خيلي کمي داريم و کار کردن در اين عرصه خيلي سخت است. همين باعث شد مراحل تحقيق طولاني شود و حتي منجر به نشستي در قم و در کنار آن خواندن کتاب هاي زيادي شد. بر همين اساس نگارش فيلمنامه به تعويق افتاد و وقتي ما به طرح کلي و فيلمنامه رسيديم که ديگر فرصتي براي کارهاي ويژوال افکت به معناي گسترده وجود نداشت. و من مطمئن بودم سفارش دادن اين کارها به کيفيتي در سطح پايين منتهي خواهد شد که البته باز از سر ناچاري در همين حد را بايد مي داشتيم.
-به نظرتان در همين حد راضي کننده بود؟
به نظرم آقاي فخاري همه تلاشش را کرد. خيلي هم مشورت داشتيم. به هر حال بايد در حد مقدورات و ظرف زماني ما به کار نگاه کرد. در قالب اين امکانات خوب بود. اما اگر به اين معنا باشد که من اين کارها را مي پسندم يا صحنه هاي آرماني برزخي ما تلقي بشود بايد بگويم نه من و نه خود آقاي فخاري هم فکر مي کنم چنين نظري نداشتيم .
-خوب اين بحث تکنيکي قضيه است. اما نمايش برزخ از نظر مفهومي علاوه بر اينکه کمي شجاعت مي خواهد، من فکر مي کنم قرار دادن آدم ها در موقعيت هاي مختلف برزخ هم يک جور داوري اخلاقي نويسنده است. آيا کسي مي تواند در زمينه سرنوشت آدم ها به چنين داوري دست بزند؟
ببينيد داوري اخلاقي هست و من نمي دانم چرا نويسنده نبايد داوري اخلاقي کند. نويسنده يک داستاني را طراحي کرده و آدم هاي بدي را در اين قصه به کنش هاي بد واداشته است. تماشاچي توقعش اين است که اين آدم بد مجازات بشود و آدم خوب پاداش بگيرد. ضمن اينکه ما بايد اين کار را مي کرديم چون يکي از چيزهايي که مي خواستيم در اين کار بگوييم، خصوصيتي از برزخ بود که احتمالاً برخي تماشاچي هاي ما از آن مطلع نبودند. مثلاً شايد خيلي ها فکر مي کردند برزخ جاي مجازات و پاداش نيست بلکه تنها جاي انتظار براي قيامت است. اين البته هست و ما در بخشي از کار توضيح داديم. ولي اين نکته که در برزخ يک بخش جهنم و بهشتي وجود دارد خوب خيلي آدم ها نمي دانستند. يکي از اهداف کار اين بود که آدم هاي علاقه مند را با اين مسائل آشنا کنيم.
-من مي خواهم بگويم ما در آموزه هاي ديني مان اين را داريم که هيچ کس نمي تواند در جايگاه خدايي درباره سرنوشت آدم ها در آن دنيا حکمي صادر کند. آيا نويسنده در اين جايگاه قرار گرفته است؟
اين مقايسه مع الفارقي است. من فکر مي کنم شما مي توانيد اين اشکال را به نويسنده يي هم بگيريد که اصلاً بهشت و دوزخ را در کارش مطرح نمي کند و تنها يک آدمي را نشان مي دهد که آدم بدي است و سعي مي کند بگويد تقدير آدم هاي بد در انتهاي داستان اين است که آن بدي سر خودشان هم مي آيد. مثلاً يک آدمي در داستان کسي را بکشد و بعد در انتها خودش هم کشته شود. شما مي توانيد اين ايراد را به او هم بگيريد.
-فرق اين دو قضيه در اين است که در پاداش و کيفر زميني ما در مورد جهاني حرف مي زنيم که به نسبت هاي علت و معلولي آن آشنايي و احاطه داريم و برايمان ملموس است.
بله خيلي فرق دارد و من اين را قبول دارم که ما به عنوان يک انسان از آينده و آخرت ديگران نمي توانيم خبر داشته باشيم. چه بسا يک آدمي که به نظر ما بد مي آيد در آن دنيا سرنوشت خوبي داشته باشد. اما من اين را نمي توانم به اين معنا بپذيرم که مثلاً يک کسي که آدم کشته، خون مردم را توي شيشه کرده، نزول داده، با احساسات يک دختر بازي کرده و قصد داشته او را بکشد، حالا اين آدم مي رود بهشت. بله ممکن است يک آدمي باشد که مثلاً يک خرده حسود است، مغرور است و... و به ما مي گويند فکر نکن که اين آدم مي رود جهنم، بلکه ممکن است برود بهشت. من اين را قبول مي کنم. اما اگر به من بگويند صدام به جهنم نمي رود من قبول نمي کنم.
-اما ما که آدم هايي در حد صدام در داستان نداشتيم.
بله اما در حد مثلاً اول هم نبودند. در واقع من سعي کردم حکم و قضاوت عامه مردمي که اين سريال را مي ديدند، تصوير کنم. به نظر من آدمي مثل حامد يا حميدي الان جايشان در جهنم است. اينکه در ادامه شايد توبه کند و چيز ديگري بشود و بتواند از برزخ برود بهشت را من نفي نمي کنم. در واقع حرف ما هم همين است که آدم ها در برزخ بلاتکليف هستند.
-خوب همين بحث در حالت برزخ بودن و گرفتاري آدم ها را نمي شد در قالب يک قصه رئال بيان کرد، آيا مخاطب امروز را مي شود با چنين قالبي به پذيرفتن مفهوم واداشت؟ در حالي که ما يک بخش رئال قوي هم داريم که من فکر مي کنم بخش هاي ماورايي به آن لطمه زده بود.
من نمي توانم نفي کنم که نمي توانستيم. بله مي توانستيم. اما الان شما يک حکمي صادر کرديد که من با آن موافق نيستم. گفتيد بخش غيررئال به بخش رئال کار لطمه زد. اتفاقاً بر اساس بازخوردهايي که خودم گرفتم اين طور نبود. ما مشکلي که حين نگارش فيلمنامه داشتيم اين بود که حالا داستان فريده و مسعود را که داستان جذاب و جوانانه يي است چطوري به داستان حاج رضا و مشکلي که در گذشته داشته ديزالو کنيم؟ همه اش فکر مي کردم آن داستان آنچنان قوي و پررنگ شده که اين کات کردن به داستان حاج رضا تماشاچي را ناراحت مي کند. ولي در کمال حيرت ديدم شبي که اولين بار حاج رضا داستانش را تعريف کرد يا همان سکانس هايي که نرجس مي رفت به برزخ و مواجه مي شد با حاج رضا، کاملاً تماشاچي جذب شده بود که بالاخره قضيه چيست؟ يعني آمار نشان مي داد مخاطب ارتباط برقرار کرده است.
-مشکلي که الان هست و انگار دارد به يک مشکل ريشه يي تبديل مي شود اين است که مخاطبي که معمولاً نويسنده و کارگردان به آن استناد مي کند، با مخاطبي که ما مي شناسيم هميشه نظر متفاوتي دارند. به خاطر اينکه براساس بازخوردهايي که ما داشتيم اتفاقاً قسمت هاي ماورايي خوب نبود. اگر منظور شما از رضايت مردم، آمار مرکز سنجش و تحقيقات است که بايد بگويم خيلي وقت ها با واقعيت همخوان نيست.
شما نمي توانيد به آمار کاري نداشته باشيد. بالاخره يک نظرسنجي علمي انجام مي شود. اما بحث من تنها بر اساس آمار مرکز سنجش نيست. يعني با اينکه من و آقاي ابوالحسني در تمام اين مدت توي اين اتاق حبس بوديم و خيلي با مردم ارتباط نداشتيم، اما آنقدر موج بازخوردهاي مردم و تلاش براي فهميدن اينکه بالاخره بعدش چي مي شود و کنجکاوي ها زياد بود که به اين درهاي بسته هم نفوذ کرد و مرتب به ما زنگ مي زدند و مي پرسيدند. چون هفته سوم بود که آمار مرکز سنجش تحقيقات منتشر شد و در واقع بدون اطلاع از آن بود که جو ملتهب علاقه مخاطبان به ادامه داستان به ما مي رسيد.
-من مي گويم هر تعليقي به خصوص در داستاني که اين همه تنش ناگهاني دارد، مخاطب را منتظر نگه مي دارد. اما اين نمي تواند تاکيدي بر محکم بودن ساختار داستان باشد. شما وارد يک مرز ناشناخته شده ايد و همين است که ايجاد جذابيت مي کند.
شما اگر يک فيلم ترسناک ببينيد همين نظر را مي دهيد؟ مثلاً وقتي «بچه رزماري» را مي بينيد مي گوييد چرا اين داستان را در قالب يک داستان رئال نگفت؟ آيا شما در برابر فيلمي که به عناصر ماورايي بپردازد جبهه داريد؟
-نه، اما مساله همان تاثيرگذاري است. اگر قرار بود چنين قالبي براي مفاهيم مذهبي جواب بدهد، شايد در کتاب هاي ديني دوران مدرسه جواب داده بود. اما اين الگوها جواب نمي دهد و بهتر است مفاهيم اخلاقي را در قالبي بيان کنيم که به شعارگويي نيفتد.
يعني شما الان قائل هستي که ما يک مفاهيم اخلاقي داريم و خوب است در قالب يک داستان رئال بيان بشود و اما به محض اينکه اين مفاهيم را وارد حيطه مذهبي و ماورايي و تبديل به اصل اخروي مي کنيم شما دچار مشکل مي شوي؟
-از آن جهت دچار مشکل مي شوم که وقتي دنبال چنين قالب ناشناخته يي مي رويد کار سخت تر مي شود و اينجا مساله ديگر از عهده کاربرآمدن يا برنيامدن است.
خوب من مهم ترين عنصر براي اينکه کار از عهده اش برآمده يا نه را مردم مي دانم. اين طور نبود که مردم بگويند ما بخش برزخ را باور نکرديم. حالا اگر شما معتقديد که موفق نبوده بايد دلايلي بياوريد که بگوييد کار به اين دليل از پس قضيه برنيامده است.
-برخوردهاي مردم با اين بخش خيلي وقت ها حالت شوخي داشت و اين يعني کار در باورپذير کردن اين بخش ها اشتباه عمل کرده است و حتي به اين مفاهيم ضربه زده است.
ما در اغما هم شوخي هاي زيادي داشتيم. از جمله شوخي هاي پيامکي. فرهنگ مردم ما اصلاً يک فرهنگ فکاهي و طنزطلب است. اين را که نمي شود به عنوان دليل ارائه داد. ميوه ممنوعه هم يک کار جدي بود و يک داستان رئال داشت اما مردم با دردناک ترين قسمت هاي آن کلي طنز ساختند.
-به نظر من برخورد خود نويسنده با قضيه هم سطحي بوده است. مثلاً ديالوگي مثل «باز هم اونجا بودي خانم؟» که حاج رضا به نرجس مي گويد، مساله چشم برزخي داشتن را تا حد يک شوخي تنزل مي دهد.
ابوالحسني؛ من يادم است اين ديالوگ کجا بود. حاج رضا موضوع فريده را فهميده بود و خيلي مضطرب بود و کارهاي عجيب مي کرد و در اين حالت است که اين ديالوگ را مي گويد. ولي در سکانسي که توي انبار نرجس را در حالت کتاب خواندن پيدا مي کند، برخورد متفاوت تري داشت و مي بينيم که اطلاعات خيلي ريزريز داده مي شد و اصلاً قضيه را باور نمي کرد و آنجا به نرجس مي گويد؛ من باور مي کنم که تو دروغ نمي گويي. يعني ممکن است حتي اين قضيه را باور نکنم.
-فکر مي کنيد «روز حسرت» آنقدر در ارائه تصويري از برزخ موفق بوده که بتواند روي مخاطبي که اعتقادي به اين مقوله هم ندارد، تاثير بگذارد؟
خوب اول بايد ببينيم نقطه هدف ما چه کساني بودند.من قبول دارم اگر کسي روز برزخ را قبول نداشته باشد، اين سريال نمي تواند روي آن تاثيري بگذارد. اما نقطه هدف ما آنها نبودند. همين که بخش غيرماورايي بتواند آنها را جذب کند براي ما خيلي خوب است.
-خوب بهتر است برگرديم به بخش رئال کار. اول اينکه من فکر مي کنم نشانه هاي زندگي هميشه اينقدر آشکار نيستند که ما دقيقاً از همان نقطه يي که ظلم کرده ايم، مجازات بشويم. بلکه معمولاً از جايي که فکر نمي کنيم اين اتفاق مي افتد. اين نوع برخورد با قضيه مسعود در پايان داستان به نظر کمي ساده انگارانه نبود؟
ابوالحسني؛ در مورد مسعود ما پايان هاي زيادي را بررسي کرديم و وقتي اين پايان اتفاق افتاد، هم من و هم آقاي افخمي از اين پايان به وجد آمديم. به نظرم نوعي پايان تقديرگرايانه است. اينکه دنيا دار مکافات است و فکر مي کنم بهترين مجازات ممکن براي مسعود بود.
-يعني بهترين شکل براي نشان دادن تقدير بود؟
خوب اگر شما بوديد چه پاياني را طراحي مي کرديد؟
-من موافق اين هستم که اينقدر همه چيز مستقيم و سطحي نباشد.
من و آقاي ابوالحسني اين را قبول داريم. اما من فکر مي کنم مردم دوست نداشتند پايان ديگري داشته باشد. يعني شايد يک پايان غيرمستقيم و به قول معروف غيرهندي مي توانست خيلي بهتر باشد براي ما. اما مردم را اقناع نمي کرد. ما خيلي ملاحظات براي نوشتن براي تلويزيون داريم. شايد اگر من براي سينما کار مي کردم يک اتفاق ديگري مي افتاد.
-همين مساله تقديرگرايي توي قصه انگار خيلي به نويسنده کمک کرده است و همه آن ساختار علت و معلولي اتفاقي در کار را در ديالوگي که در قسمت آخر حاج رضا به نرجس مي گويد به گردن سرنوشت مي اندازد.
اين حرف شما يعني اينکه ما توي قصه يک گيري داشته ايم و بعد براي حل آن به يک موضوع تقديرگرايانه چنگ زديم. من چنين چيزي در داستان نداشتم که اين تقديرها مثل اينکه مثلاً فريده دختر مه لقا باشد به کمک ما بيايد.
-شايد گير قضيه همين باشد که در انتهاي داستان ما به يک روال غيرمنطقي در پيشبرد حوادث برخورد مي کنيم.
غيرمنطقي پيش نرفته اند. تقدير گرايانه بوده است.
-امايک جور تقديرگرايي سطحي.
ببينيد شروع يک داستان مي تواند با يک اتفاق قريب الوقوع باشد. مثلاً يک نفر در يک داستان پليسي يک نفر را در همان ابتدا ببيند و بکشد. نويسنده با اين کار يک گره ايجاد کرده است. اما اگر در همان قصه پليسي باز با يک اتفاق قريب الوقوع، نويسنده قاتل را گيربيندازد، آن وقت به آن نويسنده اشکال مي گيريد که اين اتفاق به داد تو رسيد و اسم آن را تقدير نگذار و اسمش را بگذار مشکل گشا. من اين را مي پذيرم اما مي خواهم بگويم پايان بندي قصه ما اصلاً اين جوري نبود که بدون قصه مه لقا نتواند اتفاق بيفتد.
-درست است که هر ماجرايي مي توانست به همين پايان ختم بشود. اما همين اجزا هستند که کار را محکم مي کنند. مثلاً فريده مي توانست همان فريده نباشد و تنها نماينده آن قشري باشد که حاج رضا به آنها دين دارد. چه لزومي داشت که اين مفهوم را به فريده محدود کنيم؟
بله من قبول دارم. اما اين سليقه يي است و سليقه ما هم يکي است و اگر من براي سينما مي نوشتم شايد آن پايان را در نظر مي گرفتم. اما سليقه مخاطب تلويزيون اين نيست.
-اما بياييد سليقه مخاطب تلويزيون را آنقدر پايين نياوريم که فريده همان فريده باشد و اتفاقاً اسمش هم همان فريده.
نه. اينکه من بگويم تماشاگر دوست دارد قصه اينطوري باشد يعني من سطح سليقه تماشاچي را پايين آورده ام. تماشاچي تلويزيون دوست داشت دختر مه لقا آدم بدبختي نباشد. اين معني اش پايين آوردن سطح نيست. بلکه دوست دارند کار پايان شيرين داشته باشد. از اين گذشته من و آقاي ابوالحسني فکر مي کرديم فريده بايد يک ربط مستقيم با قصه حاج رضا داشته باشد والا چرا قصه ما از جايي آغاز مي شود که فريده را در حالي مي شناسيم که وارد زندگي حاجي شده است. اگر اين بود ما از لحاظ ساختاري با دو داستان موازي روبه رو بوديم که به هم مربوط نمي شدند.
-اما از نظر مفهومي به هم مرتبط مي شدند. حالا قضيه شايد همان فرق سينما و تلويزيون است که ما در سينما اين امکان را به مخاطب مي دهيم که خودش اين دو قصه را در پيوند با هم ببيند.
بله. اما در مورد تلويزيون حتي مديران تلويزيون هم دوست دارند اين اتفاق بيفتد. مردم سريال تلخ را دوست ندارند و مسوولان نمي خواهند اين تلخي را به مذاق مردم تزريق کنند. خود من سريال تلخ «تب سرد» را ساختم که خيلي هم بيننده داشت. اما اين بازخورد را از مردم داشتم که چرا اين طوري شد و همه قهرمان ها کشته شدند؟
ابوالحسني؛ البته اينکه فريده همان فريده باشد را اگر در ساختار کلي داستان نگاه کنيم، در واقع به حاج رضا مربوط مي شود. چون آدمي است که خيلي خوب زندگي کرده و حتي اگر گناه کرده به خاطر عشق به همسرش بوده است و اين آدم ها در واقع نظرکرده اند و ما مي خواهيم بگوييم اگر به خاطر خدا زندگي کني مثلاً يک روزي توي زندگي ات زنت مي رود برزخ و تو را مي بيند و اين تقدير اتفاق مي افتد که همان آدم جلوي راهت قرار بگيرد. در واقع فريده را خدا سر راه مسعود قرار مي دهد و اين قصه ها پيش مي آيد.
-اما در مورد اسم فريده به نظر مي آمد که شما در خصوص اينکه حالا نرجس چطوري بفهمد اين فريده همان فريده است دچار مشکل بوديد و اين راه را انتخاب کرديد.
نه دچار مشکل نبوديم. در واقع ما در فيلمنامه يک بخشي داشتيم که در سکانس بيمارستان اتفاق مي افتاد و بعد از اينکه دکتر مي گفت مسعود زنده مي ماند و از تنش ماجرا کاسته مي شد، نرجس از فريده مي پرسيد که کي توي پرورشگاه اسم تو را فريده گذاشته؟ و فريده مي گويد ؛ چيزي که توي پرونده من نوشته شده اين بود که من را توي راه آهن با يک کاغذي در مشتم پيدا کردند که توي آن نوشته بود اسم اين دختر فريده است و متاسفانه اين بخش را به خاطر مشکلاتي که پيش آمد فرصت نکردند بگيرند.
-در مورد رابطه فريده و مسعود چطور؟ ما در فيلمنامه چيزي از روابط خوبشان نداشتيم؟ چون در کار ما تنها يک فلاش بک داريم که نشان مي داد رابطه اين دو روالي متفاوت تر از آنچه ما ديديدم داشته است.
بله اين هم مشکل بزرگي بود که ما داشتيم. قصه ما يک جامپ زماني دارد که بعد از تصادف بايد کات مي شد به جايي که مي ديدم نه تنها مسعود زن گرفته، بلکه از اين زن هم سير شده است. ولي به دليل اينکه قصه ما به بعد از خراب شدن رابطه مسعود و فريده برمي گشت، اگر مي خواستيم داستان را از دوران خوب رابطه شان شروع کنيم و دوباره يک جامپ بزنيم، باز با مشکل برخورد مي کرديم و کار هم خيلي طولاني مي شد. ما به اين اشکال ساختاري واقف بوديم و هيچ راهي جز فلاش بک برايش پيدا نکرديم.
ابوالحسني؛ البته هم فلاش بک بود و هم ديالوگ هايي که بين مسعود و فريده رد و بدل مي شد. يعني در اين سکانس ها سعي داشتيم اين گذشته را به نحوي توضيح بدهيم که چه اتفاقي در آن دوره افتاده است.
-اتفاقي که اغلب در مورد سريال ها مي افتد اين است که ما عادت ها و رفتارهاي تيپيکال خاصي از بازيگرها نمي بينم و انگار شخصيت ها جز در مواقعي که ديالوگ مي گويند موجوديت ندارند. به نظرتان مي شود اين ضعف را به سريال «روز حسرت » نسبت داد؟
نه. من خيلي به اين معتقد نيستم. چون شخصيت ها خيلي اوقات بدون اينکه ديالوگي بگويند کنش داشته اند. مثلاً شما فريده را جز در حال ديالوگ گفتن نديده ايد. خيلي وقت ها براي مصرف مواد ترديد داشته، مقابله کرده و هيچ ديالوگي هم نگفته است يا در مورد نرجس من خيلي اوقات حس و حالش را بدون ديالوگ گفته ام. مثل مواقعي که توي فکر است و با خودش کشاکش دارد.
-شايد بخشي از اين قضيه به مساله کارگرداني و بازيگري برمي گردد. اينکه چقدر در نوع بازي ها، نوع حرکات و ميميک صورت شان، به القاي حسي که مدنظر شما بوده نزديک بشوند. کارگرداني آقاي مقدم با نوع نگاه شما هماهنگ بود؟
بله. سيروس واقعاً در اين ظرف زماني که ما در اختيار داشتيم سنگ تمام گذاشت و هيچ کس نمي توانست با اين امکانات و با اين وضعي که ما فيلمنامه داديم،کار را مثل او پيش ببرد. خيلي وقت ها حتي فيلمنامه را رج زدني مي داديم که اين ظلم به بازيگرها هم بود.
-انتخاب بازيگر را پسنديديد؟
بله. من و سيروس در کار معمولاً تبادل نظر مي کنيم. به خصوص در اين کار و «اغما» سعي مي کرد نظر من را در مورد بازيگرها جويا بشود.
-شخصيت نرجس را مي شناختيد؛ يعني يک شخصيت واقعي بود يا تخيل نويسنده؟
تخيل من بود. اگر منظورتان اين است که ما به ازاي بيروني دارد يا نه، مي گويم نه. من فکر مي کنم هم نرجس و هم حاج رضا آرماني هستند. من در مورد زن خودم که خيلي دوستش دارم و همه موفقيتم را مديون او مي دانم، فکر مي کنم که باز نرجس نيست. همان طور که خودم با همه علاقه مندي به خانواده، حاج رضا نيستم. اما فکر مي کنم چه اشکالي دارد که ما در کارهايمان نشان بدهيم که اين آدم ها هم مي توانند وجود داشته باشند. چيزي که ما الان در سينما و تلويزيون به شدت از آن ضربه مي خوريم اين است که تا مي خواهيم حرف خوب بزنيم فوراً متهم به شعارگويي مي شويم. يک وقتي اين مي تواند واقعيت داشته باشد که تماشاچي کار را ول کند. من مي گويم تو يک داستان پرتنش طراحي کن و تماشاچي را گيربينداز، وقتي گيرش انداختي اتفاقاً سوبسيدي که تماشاچي بابت زحمتي که نويسنده کشيده بايد بدهد، همين است که حرف هاي اخلاقي تو را گوش بدهد. در بهترين فيلم هاي هاليوود اين هست که اول يک داستان پرتنش طراحي مي کنند و بعد به صورت کاملاً مستقيم و عريان در قالب ديالوگ مطلب خودشان را مي گويند و همين منتقد هاي ما به آن اطلاق شعار نمي دهند.
-خب شايد آن مستقيم گويي نياز به ديالوگ هاي محکم دارد.
من مي گويم معيار ما مردم هستند. در حد توانم سعي کرده ام سريال را جوري بسازم که تماشاچي گوش بدهد و بنابه آمار مي بينيم گوش داده است.
-شما ناظر کيفي کار هم بوديد. چطور بر کار خودتان نظارت مي کرديد؟
در کارهايي مثل اين کار، «اغما» و «وفا» اين گونه بود که کسان ديگري در بخش نگارش به خود من نظارت کردند. اين طور نبود که در مورد فيلمنامه خودم تعيين کننده باشم. بسياري از بخش ها را حتي تلفني براي آقاي ميرباقري مي خواندم و ايشان تصحيح مي کرد. براي آقاي ميرميران هم تمام فيلمنامه را مي خواندم و اغلب بحث هاي طولاني داشتيم.
-شما چيزي حدود 30 شب ذهن مشتاق مخاطب را در دست گرفتيد و با قصه خودتان همراه کرديد. بخشي زيادي از پاسخ هاي شما هم به احترام گذاشتن به ميل و سليقه مخاطب استناد مي کرد. آيا هرگز به مخاطب دروغ نگفتيد؟
من تا به چيزي معتقد نباشم نمي توانم آن را بيان کنم. به چيزهايي که گفتم به شدت معتقدم. اما اينکه من يک دروغي گفته باشم که مخاطب دوست داشته باشد، غير از پايان بندي قبول ندارم. مي دانيد من نويسنده به آن مفهوم نيستم و نوشتن برايم خيلي سخت است. کارگرداني راحت تر است. اما در هر دوي اينها تا به چيزي معتقد نباشم نمي نويسم.
-با اين حساب اگر نرجس نويسنده هاي قصه را در برزخ مي ديد، قطعاً بايد در شرايط خوبي مي بودند؟
(افخمي با شوخي)؛ چون آدم هاي خوبي هستيم؟
-نه. چون معتقديد به مخاطب دروغ نگفتيد.
بله. دروغ نگفتيم.
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:38  توسط رضا
|
نائومی واتس دیروز برای خرید بیرون رفت
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:30  توسط رضا
|
سوفی مانک در حال سوار شدن اتومبیلش
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 2:13  توسط رضا
|
کنسرت اولترا راک آوریل لاوین در چین
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 1:41  توسط رضا
|
جیسل بوندچن مانکن مشهور برزیلی در موزیک ویدئوی گروه راک Blackcowboy ظاهر شد
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 1:21  توسط رضا
|
کتی پری سوار بر قایق در سیدنی استرالیا
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 16:45  توسط رضا
|
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 16:32  توسط رضا
|
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 7:10  توسط رضا
|
فیلم آواز در باران ساخته استانلی دانن و جین کلی محصول ۱۹۵۲ آمریکا با هنرنمایی جین کلی -سید چریس - دبی رینولدز
http://rapidshare.com/files/71499604/Singin__In_The_Rain.part1.rar
http://rapidshare.com/files/71499950/Singin__In_The_Rain.part2.rar
http://rapidshare.com/files/71500350/Singin__In_The_Rain.part3.rar
http://rapidshare.com/files/71500776/Singin__In_The_Rain.part4.rar
http://rapidshare.com/files/71501397/Singin__In_The_Rain.part5.rar
http://rapidshare.com/files/71501852/Singin__In_The_Rain.part6.rar
http://rapidshare.com/files/71502322/Singin__In_The_Rain.part7.rar
http://rapidshare.com/files/71502586/Singin__In_The_Rain.part8.rar
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 5:20  توسط رضا
|
دانلود فیلم اجرای برنامه روز گذشته جنیفر لاو هویت
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 5:3  توسط رضا
|
فیلم کیم کارداشیان در مراسم میهمانی شرکت Op
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4:56  توسط رضا
|
بریتنی اسپیرز در حال خوردن ساندویچ
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4:36  توسط رضا
|
کیم کارداشیان روز گذشته برای مانیکور کردن ناخنهایش به همراه مادرش به سالن آرایشی در بورلی هیلز رفت
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4:29  توسط رضا
|
فیلم جنجالی «والکری» که تام کروز برای آن دردسرهای فراوانی کشیده، از عدم اجازه فیلمبرداری در آلمان به خاطر مذهبش گرفته تا حادثهای که منجر به زخمی شدن چند تن از عوامل فیلم شد نزدیک به سه ماه دیگر اکران میشود.
تریلرهای فیلم حسابی طرفداران را راضی کرده و همکاری مجدد برایان سینگر (مردان ایکس) و کریستوفر مکواری پس از تجربه بسیار موفق «مظنونین همیشگی» انتظارها را بالا برده است. در این فیلم علاوه بر کروز، استفن فرای و بیل نایی نیز بازی میکنند. داستان فیلم براساس ماجراهای واقعی نوشته شده و مربوط به ترور ناموفق هیتلر در اوج جنگ جهانی دوم است.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 1:15  توسط رضا
|
سوفی مانک در حال سوار شدن اتومبیلش
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:30  توسط رضا
|
تیلا تکویلا در حال خروج از کلوب شبانه
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:16  توسط رضا
|
Victoria Beckham خواننده معروف و همسر دیوید بکهام، از فضله پرندگان برای صاف و شفاف ساختن پوست خود استفاده میکند! ویکتوریا 100 پوند(حدود 173 دلار آمریکا) برای کرم پوستی گیشا میپردازد. این کرم، خمیری است که از فضله بلبل ساخته میشود و ویکتوریا آن را برای بهبود جوش و آکنه و صاف و براق نشان دادن پوست خود استفاده میکند.
ویکتوریا که اخیرا به ژاپن سفر کرده بود، از مشاهده پوست صاف و شفاف زنان ژاپنی حیرت زده شد و سرانجام کشف کرد که علتش استفاده از فضله پرندگان است. او وقتی به آمریکا بازگشت، دریافت که برخی از سالنهای زیبایی آمریکا نیز این درمان پوستی را انجام میدهند.
ویکتوریا بکهام در حال حاضر از این روش استفاده میکند و از پوست عالی خود لذت میبرد. او همچنین در منزل از یک کرم تهیه شده از فضله بلبل، استفاده میکند.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:56  توسط رضا
|
در هشتاد و دومین مراسم جشن تولد هوگ هفنر صاحب مجله پلیبوی پاملا اندرسون بدون پوشش و برهنه ظاهر شد در این مراسم ۳ تا از دوست دخترهای هفنر یعنی کندرا ویلکینسون -بریژیت مارکود و هالی مدیسون حضور داشتند
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 6:16  توسط رضا
|
فیلم احساس ساخته لوکینو ویسکونتی محصول ۱۹۵۴ ایتالیا با هنرنمایی آلیدا والی - فارلی گرینجر
http://rapidshare.com/files/150280480/SENSO-Italiano.part1.rar
http://rapidshare.com/files/150288706/SENSO-Italiano.part2.rar
http://rapidshare.com/files/150288708/SENSO-Italiano.part3.rar
http://rapidshare.com/files/150303579/SENSO-Italiano.part4.rar
http://rapidshare.com/files/150303582/SENSO-Italiano.part5.rar
http://rapidshare.com/files/150313297/SENSO-Italiano.part6.rar
http://rapidshare.com/files/150313302/SENSO-Italiano.part7.rar
http://rapidshare.com/files/150314681/SENSO-Italiano.part8.rar
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:22  توسط رضا
|
بریژیت باردو بازیگر کهنهکار و موفق سینمای فرانسه، در نامهای سرگشاده به «سارا پیلین»، فرماندار آلاسکا و معاون «مککین»، او را مایه ننگ و رسوایی جامعه زنان دانسته و خطاب به او نوشته است: امیدوارم که تو در این انتخابات شکست بخوری چون شکست تو در واقع پیروزی جهانیان است.

در ادامه این نامه آمده است: تو با انکار مسئولیت بشر در قبال گرمایش زمین، با طرفداری از حق حمل اسلحله و با بیان جملاتی کاملا احمقانه، برای ما مایه شرم و باعث رسوایی زنان هستی، تو خود به تنهایی برای جامعه بشریت یک تهدید جدی هستی، تو یک بلای خانمانسوز برای محیط زیست هستی.
«باردو» در پایان این نامه خطاب به او مینویسد: هیچ سگی و حتی هیچ حیوان دیگری برای دیگر همنوعان خود به اندازهای که تو برای جامعه بشری خطرناک هستی، خطرناک نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 2:43  توسط رضا
|
کتی پرایس در حال اسب سواری
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 2:22  توسط رضا
|
لیندسی لوهان دیروز در حال بازگشت از خرید
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 1:31  توسط رضا
|
Kim Kardashian که بیشتر شهرت خودش رو مدیون فیلم س ک س ی سوپر استار که در سال ۲۰۰۷ با Ray J بازی کرده است دیروز در پاسخ به کسانی که مدعی شدند کیم کارداشیان سینه هاشو با عمل سیلیکون بزرگ کرده با پخش عکسهای ۱۴ سالگیش در اینترنت نشون داد که از اون زمان صاحب سینه های درشت بوده ضمنا گفت که از ۱۱ سالگی سوتین میبسته
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0:55  توسط رضا
|
عکسهایی از این مراسم که روز ششم اکتبر در لندن برگزار شد
گریس جونز
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0:6  توسط رضا
|
کتی هولمز و تام کروز در حال خروج از آپارتمانشون در نیویورک
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:57  توسط رضا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:48  توسط رضا
|
Brad Pitt و Angelina Jolie امروز با بچه هاشون به پارک رفته بودن زیر باران موندند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:42  توسط رضا
|
کالین مک لاگلین همسر وین رونی در حال خروج از فروشگاه
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:35  توسط رضا
|
فیلم کمپ عشق (Love Camp ) یا (Divine Emanuelle: Love Cult ) ساخته کریستین آندرس محصول ۱۹۸۱ آلمان و یونان با هنرنمایی لورا گمسر - کریستین آندرس - گابریل تینتی
http://rapidshare.com/files/87901884/LG_-_LCDE.part1.rar
http://rapidshare.com/files/87927514/LG_-_LCDE.part2.rar
http://rapidshare.com/files/87948953/LG_-_LCDE.part3.rar
http://rapidshare.com/files/87965425/LG_-_LCDE.part4.rar
http://rapidshare.com/files/87979091/LG_-_LCDE.part5.rar
http://rapidshare.com/files/87990734/LG_-_LCDE.part6.rar
http://rapidshare.com/files/88003073/LG_-_LCDE.part7.rar
http://rapidshare.com/files/88014233/LG_-_LCDE.part8.rar
pass:flafla
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 5:46  توسط رضا
|
فیلم ترسناک و هیجان انگیز غریبه ها ساخته برایان برتینو محصول ۲۰۰۸ آمریکا با بازی لیو تایلر -لورا مارگولیس
http://rapidshare.com/files/151626445/thstrunr08d.part8.rar
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 3:57  توسط رضا
|
عکسهای جدید و زیبایی از میلا کونیس برای مجله Ocean Drive
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 3:27  توسط رضا
|
هایدن پانتیر در حال خروج از فروشگاه پس از خرید کیک
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 3:19  توسط رضا
|
عکسهایی از پشت صحنه موزیک ویدئوی جدید بریتنی اسپیرز
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 3:14  توسط رضا
|
کریستانو رونالدو دومین شعبه از مغازه پوشاک خودش رو در شهر لیسبون پرتغال افتتاح کرد
سمت راست:کاتیا خواهر رونادو - چپ:Luciana Abreu دوست دختر تازه رونالدو

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 2:30  توسط رضا
|
نام کامل: Cristiano Ronaldo dos Santos Aveiro
القاب: Cris, Ron, Ronnie, The Sultan Of The Stepover
نام پدر: Jose Diniz Aveiro
نام مادر:Maria Dolores dos Santos Aveiroبرادر:Hugo Aveiro -خواهرها:Elma Aveiro و Katia Aveiroروز تولد :دوشنبه ۵ فیبریه ۱۹۸۵محل تولد : Funchal, Madeira پرتغالقد :۱۸۴ - رنگ چشم :قهوه ای - رنگ مو : قهوه ای روشنمذهب:مسیحیت -کاتولیکفیلم مورد علاقه:حس ششمهنرپیشه مورد علاقه :آنجلینا جولیرنگ مورد علاقه:سیاه -سفیدشماره مورد علاقه:۷نوشیدنی مورد علاقه:کوکا کولاگوشی موبایل: نوکیا ۶۲۳۰اتومبیل :پورشه نقره ای- فراری ۴۰۵ قرمز
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 2:15  توسط رضا
|
بیست و پنجمین سالگرد تولد Nicky Hilton در کلوب شبانه Pure
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 1:5  توسط رضا
|
سیندی کرافورد مانکن ۴۲ ساله آمریکایی به همراه دخترانش در مراسم والت دیسنی به افتخار تولد میلی سایروس
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 0:56  توسط رضا
|
بر طبق همه پرسی مجله COED زیباترین و آتشین ترین رانها به ترتیب مال هنرپیشه های زیر هست:
۱.بار رافائلی-۲-اسکارلت جانسون-۳-امانوئل چیرکو-۴-راشل بیلسون-۵-نیکی زیرینگ-۶-میلا کونیس -۷-کیت هادسن-۸-بروک برک-۹-ایسلا فیشر-۱۰-ناتالی پورتمن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 23:52  توسط رضا
|
گلشيفته فراهاني بازيگر سينماي ايران در مصاحبه با يك روزنامه آمريكايي تلويحا اعلام كرد كه از ايران مهاجرت كرده است.
او كه در مراسم اكران فيلم «مجموعه دروغها» در نيويورك حضور داشت گرچه از عشق و علاقهاش به ايران سخن گفت، اما به روزنامهي «نيويورك ديلي نيوز» اعلام كرد: «ميخواهم در اينجا (آمريكا) بمانم. من براي فيلم «شاهزاده فارسي» فرصت تست بازي را از دست دادم، اما ديگر نميخواهم چنين فرصتهايي را از دست بدهم.»
بازيگر فيلم «ميم مثل مادر» كه بههمراه همسرش، «امين مهدوي» در فرانسه زندگي ميكند، در فيلم «مجموعه دروغها» ساخته «ريدلي اسكات» نقش پرستاري بهنام «عايشه» را در مقابل «لئوناردو ديكاپريو» بازي ميكند.
فراهاني درباره ديكاپريو گفت: «ديكاپريو خارقالعاده بود. او كمك زيادي به من كرد. اگر او نبود، بازي در اين فيلم براي من بسيار دشوارتر ميبود. او نه تنها يك بازيگر بزرگ، كه يك انسان بزرگ است.»
فيلم «مجموعه دروغها» به كارگرداني «ريدلي اسكات» و نقشآفريني «لئوناردو ديكاپريو» و «راسل كرو» روز يكشنبه در مركز لينكولن نيويورك براي اولينبار اكران شد.
«ديکاپريو» در اين فيلم نقش «راجر فريس»، مامور سازمان اطلاعات جاسوسي آمريكا که به اردن فرستاده ميشود و «راسل کرو» نقش «اد هافمن» که با «فريس» همکاري ميکند، را بازي كردهاند.
فيلم «مجموعه دروغها» پيش از آمريكا، روز پنجشنبه در استراليا اكران ميشود و پس از آن در كانادا، ونزوئلا، روسيه، كرهجنوبي، مصر و لهستان بهروي پرده سينماها خواهد رفت. برنامهي اكران اين فيلم در ماه نوامبر نيز با نمايش در كشورهاي اسپانيا، فرانسه، سوئد، بلژيك، آلمان، يونان، اتريش و چندين كشور ديگر ادامه خواهد يافت.
اين فيلم در شصتوپنجمين جشنواره فيلم ونيز در بخش خارج از مسابقه حضور داشت و براي مراسم اختتاميه دومين جشنواره فيلم خاورميانه در ابوظبي امارات نيز انتخاب شده است.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 23:18  توسط رضا
|
فیلم نبرد در سیاتل ساخته استوارت تاونزند محصول ۲۰۰۷ آمریکا اکران ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۸
با هنرنمایی مایکل رودریگز- وودی هارلسون- چارلیز ترون- آندره بنجامین- ری لیوتا- رید سربدزیجا- ایوانا میلکوییچ- جوشا جکسون- کانی نلسن- چینینگ تاتوم-باربارا تیسون
داستان:هزاران عضو فعال به سیاتل در واشنگتن می آیند تا بر علیه کنفرانس اداری سازمان تجارت جهانی در سال ۱۹۹۹ اعتراض گروهی انجام دهند. تمرکز فیلم بصورت کامل بر روی کاراکترهایی در بین این ۵ روز در سال ۱۹۹۹ است که برای انجام اعتراضات خود در خیابان های سیاتل بر علیه سازمان تجارت جهانی گرد هم آمده اند. اگر چه اعتراض در آغار خود خیلی آرام و با هدف متوقف کردن مذاکرات سازمان تجارت جهانی شروع می شود، ولی در نهایت به آشوبی بزرگ و کامل تبدیل می شود و سرانجام در وضعیتی فوق العاده معترضین با پلیس سیاتل و گارد ملی درگیر می شوند.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:47  توسط رضا
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:27  توسط رضا
|
لیلی آلن پس از خارج شدن از منزل دوستش در لندن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:23  توسط رضا
|
روابط دوستانه و عاشقانه کلی بروک و Danny Cipriani در حالیکه هنوز همسر بیلی زینه عجیب به نظر میرسه
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:20  توسط رضا
|
Minnie Driver هنرپیشه انگلیسی متولد ۱۹۷۰ عکس پسرش که ۵ سپتامبر امسال به دنیا اومد رو پخش کرد
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:0  توسط رضا
|
جسیکا آلبا به همراه دخترش در هالیوود
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 1:53  توسط رضا
|
کتی هولمز در حال خروج از آپارتمانش ۶ اکتبر ۲۰۰۸
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:20  توسط رضا
|
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:12  توسط رضا
|
جنیفر گارنر هنرپیشه ۳۶ ساله آمریکایی که روز گذشته به همراه دخترش ویولت برای خرید بیرون رفته بود ظاهرش نشون میداد که حامله است
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 21:5  توسط رضا
|
جک بلک هنرپیشه ۳۹ ساله آمریکایی به همراه همسر و ۲ تا پسرهاش در پارک
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 21:0  توسط رضا
|
فیلم قتل مصلحتی ساخته جان آونت محصول ۲۰۰۸ آمریکا با هنرنمایی آل پاچینو - رابرت دونیرو - کارلا گوگینو -فیفتی سنت
در مورد دو مامور قدیمی پلیس نیویورک است که پس از سالها خدمت در اداره پلیس و در بخش جنایی به آخرین روزهای کاری خود نزدیک می شوند و اماده ی بازنشستگی می شوند . در یکی از آخرین پرونده هایی که آنها بر عهده دارند . مامور بازجویی از قاتلی می شوند که چیزهایی از گذشته ی خود ماموران می داند و ...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:53  توسط رضا
|
سلنا گومز در نمایشگاه نینتندو لوس آنجلس
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:21  توسط رضا
|
ویکتوریا بکهام در فروشگاه اسباب بازی وستوود پاویلیون
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:15  توسط رضا
|
آلیسا میلانو در مهمانی کمپانی پوشاک Touch
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:9  توسط رضا
|
کریستینا آگوئیلرا در حال خرید لباس در فروشگاه
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:3  توسط رضا
|
عکسهای جدیدی از Kirsten Dunst هنرپیشه ۲۶ ساله آمریکایی برای شماره اکتبر مجله Harper’s Bazaar
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 3:44  توسط رضا
|
دیروز خانواده هولمز و کروز همگی در نیویورک جمع شده بودند تا نمایش Alice's Tea Cup رو ببینند
Katie Holmes و Suri Cruise
Connor Cruise و Isabella Cruise ( خواهر و برادر تام کروز)
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 2:53  توسط رضا
|
گابریلا ایریمیا روز گذشته با دوست پسر جدیدش Nicholas Zapolski دیده شد
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:41  توسط رضا
|
Angelina Jolie که روز گذشته با براد پیت در اکران فیلم جدیدش حاضر شده بود خالکوبی جدید رو بازوش رو به معرض نمایش گذاشت
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:25  توسط رضا
|
لیلی آلن بازهم در حال سیگار کشیدن
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:10  توسط رضا
|