سمیرا مخلمباف، برنده جایزه سنسباستین
سمیرا مخملباف کارگردان فیلم سینمایی «اسب دوپا» برنده «جایزه بزرگ هیات داوران» از پنجاه وششمین جشنواره بینالمللی سنسباستین شد.
این پنجمین جایزه بینالمللی خانواده مخملباف در یک سال گذشته از کشور اسپانیاست. جشنواره سنسباستین معتبرترین جشنواره اسپانیایی زبان دنیاست که هر ساله از تاریخ 20 تا 29 سپتامبر در اسپانیا برگزار میشود.

سمیرا مخملباف به هنگام دریافت این جایزه گفت: «ای کاش این جایزه دمکراسی بود تا آن را به مردم کشورم ایران تقدیم میکردم. ای کاش این جایزه صلح بود تا آن را به دنیای قربانی خشونت و جنگ تقدیم میکردم. ای کاش این جایزه نان بود تا آن را بین فقرا تقسیم میکردم... با این همه این جایزه برای من امیدی است برای آیندهای که فاشیسم، جنگ و فقر تنها یک خاطره باشد...» قصه «اسب دوپا» چهارمین فیلم سینمایی سمیرا مخملباف با نگاهی استعاری درباره رابطه غیر انسانیای است که بر انسان امروز حاکم است.. هیاتداوران به ریاست «جاناتان دمی»، کارگردان سرشناس آمریکایی جایزه ویژه خود را به «سمیرا مخملباف» برای فیلم «اسب دوپا» اعطا کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 23:21  توسط رضا
|


















































وقتي تيم تيمان ژورناليست روزنامه تايمز به ديدن تيپي هدرن رفت اولين چيزي که توجهش را جلب کرد شش بچه گربه يي بودند که يک لحظه هم از بازيگر مشهور سينماي کلاسيک جدا نمي شدند. اسم گربه ها حتي از خودشان هم جذاب تر بود؛ مارلون براندو، آنتونيو باندراس (همسر دخترش يعني ملاني گريفيث)، ملاني گريفيث، رد تيلور، شان کانري و جان ساکسون. اما وقتي هدرن شروع به حرف زدن مي کند گربه هاي کوچولو به کلي فراموش مي شوند. «وقتي قرار شد در فيلم پرندگان بازي کنم از خوشحالي اشک مي ريختم. اصلاً باورم نمي شد اولين تجربه سينمايي ام با کارگرداني در حد و اندازه هاي آلفرد هيچکاک باشد. فيلم که شروع شد همه چيز خوب پيش مي رفت و هيچ مشکلي نبود. کار کردن با هيچي (هيچکاک) فوق العاده بود. اما صحنه آخر فيلم وقتي قرار شد پرندگان واقعي را به جاي پرندگان مکانيکي به سر و صورتم پرت کنند تجربه يي فاجعه بار برايم پيش آمد. من فرياد مي زدم و گريه مي کردم که اين پرندگان را از من دور کنيد اما هيچ کس توجه نمي کرد. يکي از آنها نزديک بود چنگالش را در چشمم فرو کند. بعد تازه فهميدم چرا «هيچي» من را براي اين فيلم انتخاب کرده بود. دليلش ساده بود، چون هيچ بازيگر ديگري اين نقش را قبول نمي کرد. من بعد از ظهر آن روز تنهاي تنها بودم و تا صبح گريه کردم.


















.jpg)







