کنسرت janet jackson

اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر










آنیتا پیج، آخرین بازمانده بازیگران عصر صامت سینما در سن 98 سالگی در لوسآنجلس درگذشت.

خانم پیج که در سال 1910 در نیویورک به دنیا آمد، در سال 1924 با بازی در فیلم صامت «بوسه ای برای سیندرلا» به عنوان سیاهی لشکر، بازیگری در سینما را شروع کرد و با بازی در فیلم ملودرام «دختر رقاص ما» در کنار جوان کرافورد در 1928 به شهرت رسید.
موفقیت این فیلم باعث شد که وی و کرافورد، دوباره در فیلمهای «عروسهای خجالتی ما» (1930) و «خدمتکاران مدرن ما» (1929) در کنار هم قرار گیرند
آنتیتا پیج یکی از نخستین بازیگران عصر صامت بود که با فیلم موزیکال «ملودی برادوی» پا به عصر ناطق گذاشت.
خانم پیج در این باره گفته بود: «من کمپانی ام.جی.ام(متروگلدوین مایر) را وارد عصر ناطق کردم و پول زیادی برایشان ساختم.»
بازی در فیلم نوآر «وقتی شهر میخوابد» (1928) در کنار لون چنی، یکی از بهترین نقشهای آنتیا پیج در سینما بود.
خانم پیج روابط عاشقانه پرسروصدایی با بازیگران سینما و سیاستمداران داشت که از میان آنها کلارک گیبل و بنیتو موسولینی را می توان نام برد.
کلارک گیبل او را یک زیبای منحصر به فرد مینامید و گفته است وقتی بعدها با گریس کلی هم بازی شد، هرگز نتوانست تصویر آنیتا پیج را از ذهنش دور سازد.
میگویند موسولینی بدون اینکه آنیتا را از نزدیک دیده باشد، میخواسته با او ازدواج کند و برایش نامههای عاشقانه و هدیه میفرستاده است، اما استودیوهای هالیوود برای جلوگیری از رسوایی از خانم پیج خواستند که به نامههای دیکتاتور فاشیست ایتالیایی جواب ندهد.
بعدها معلوم شد که مادر آنیتا به جای وی جواب نامههای موسولینی را میداده و عکسهای امضا شده آنیتا را برایش میفرستاده است.
در باره وی این شایعه هم وجود داشت که وقتی پیشنهاد الوین تالبرگ، تهیهکننده بزرگ هالیوود را برای همخوابه شدن نپذیرفت، از سوی استودیوهای بزرگ هالیوود بایکوت و مجبور شد در سن 23 سالگی بازنشسته شود.
زندگی آنیتا پیج، بازتاب واقعی زندگی نورما دزموند شخصیت اصلی فیلم «سانست بلوار» بیلی وایلدر بود که گلوریا سوانسن آن را بازی کرد.
با این حال، خانم پیج برخلاف دزموند، در سن 84 سالگی بعد از شش دهه دوری از سینما به روی صحنه آمد.
آنیتا پیج در سال 1933 با ناسیو هرب براون آهنگساز سینما ازدواج کرد. ازدواجی که بعد از پنج سال به جدایی انجامید. آنیتا بعدها با یک ناخدای کشتی آمریکایی ازدواج کرد که در سال 1991 درگذشت.
آخرین فیلم آنیتا پیج در سینما، فیلم ترسناک «غروب بعد از تاریکی» بود که وی در سال 1994 در آن بازی کرد.
اما آخرین تصویر وی در سینما، بازی در یک نقش افتخاری و کوتاه در فیلم «فرانکشتین برمیخیزد » است که هنوز به نمایش درنیامده است.














فیلم ایتالیایی «پرندهشناسان آماتور» ساخته مارکو بکیس درباره نسلکشی سرخپوستان گوارانی در برزیل روز دوشنبه در بخش مسابقه جشنواره ونیز به نمایش درآمد و با استقبال منتقدان رو به رو شد.
این فیلم روایتی از تقابل میان سرخپوستان آمازون و گلهدارهای ثروتمند برزیلی و داستانی درباره گروهی از بومیان گوارانی است که جز بردگی برای کشاورزان ثروتمند و ژست گرفتن در برابر عکاسان در ازای دریافت کمی پول، چشمانداز دیگری ندارند.
آنها تحت تاثیر گرسنگی و خودکشیهای پی در پی اعضا قبیله تصمیم میگیرند اردوگاه را ترک و سرزمین اجدادی خود را پس بگیرند. «پرندهشناسان آماتور» فیلمی نیمه مستند نیمه داستانی است و در آن حدود 230 بومی گوارانی در کنار بازیگران برزیلی و ایتالیایی برای اولین بار روبروی دوربین نقشآفرینی کردهاند.
مارکو بکیس کارگردان «پرندهشناسان آماتور» که مادرش شیلیایی است و خودش در برزیل بزرگ شده، فیلم خود را "درباره بازماندگان یکی از بزرگترین نسلکشیهای تاریخ" دانست.
تخمین زده میشود زمانی که کاشفان پرتغالی در سالهای 1500 به جایی که بعدها برزیل نامیده شد، رسیدند جمعیت سرخپوستهای این ناحیه حدود پنج میلیون نفر بود، اما در گذر قرنها تعداد بومیان بر اثر عوامل مختلف از جمله بردهداری، بیماری و نادیده گرفته شدن تا حد زیاد کاهش پیدا کرد و امروز به حدود 460 هزار نفر و تقریبا 230 قبیله رسیده است.
«پرندهشناسان آماتور» سومین فیلم از چهار فیلم ایتالیایی جشنواره ونیز امسال است که برای جایزه شیر طلا رقابت میکنند. پیش از این دو فیلم «یک روز عالی» فرزان اوزپتک و «پدر جووانا» پوپی آواتی در بخش مسابقه به نمایش درآمدهاند.
روز دوشنبه فیلم آمریکایی «وگاس: بر اساس یک داستان واقعی» ساخته امیر نادری نیز به عنوان یکی از 21 فیلم بخش مسابقه به نمایش درآمد. «وگاس» درباره زندگی خانوادگی مردی به نام ادی پارکر است که در حاشیه شهر لاس وگاس زندگی میکند و هیچ وقت پول زیاد به دست نیاورده است. تا اینکه روزی یک غریبه از راه میرسد و با این ادعا که گنجینهای به ارزش میلیونها دلار در باغ خانه مدفون است، خانواده پارکر را به وسوسه می اندازد.
نادری در نشست مطبوعاتی فیلم «وگاس» که با حضور سه بازیگر اصلی آن مارک گرینفیلد، نانسی لا اسکالا و زاک تامس برگزار شد، گفت بیشتر قصد داشت فیلمی درباره زندگی آدمهای واقعی بسازد تا روایتی هالیوودی.
او گفت برای ساخت این فیلم مدتی را در وگاس گذراند و فرو رفتن در دنیای قمار به او کمک کرد دستمایه خود را شکل بدهد. نادری با تاکید بر اینکه در فیلمهای هالیوودی تصویری صحیح از وگاس ارائه نمیشود گفت: میخواستم فیلمی درباره آدمهایی بسازم که آنجا زندگی میکنند، همان جا به دنیا آمدهاند و همان جا بزرگ شدهاند.
کارگردان فیلم های «سازدهنی» و «دونده» با اشاره به واقعی بودن داستان فیلم «وگاس» گفت: این فیلم درباره آدمهایی است که من در وگاس میشناسم. نسخه واقعی شخصیت ادی جایی در نیو مکزیکو زندگی میکند.منتقدان ایتالیایی و فرانسوی پس از تماشای «وگاس: یک داستان واقعی» امیر نادری در کاخ جشنواره ونیز، آن را از بختهای دریافت جایزه شیر طلا ارزیابی کردند.
«وگاس» پس از نمایش در کاخ جشنواره ونیز با تشویق تماشاگران و منتقدان حاضر در سالن مواجه شد. نادری به همراه سه بازیگر فیلم در سالن نمایش حضور داشتند و پس از پایان پخش فیلم به مدت 10 دقیقه مورد تشویق هیئت داوران و تماشاگران قرار گرفتند.
سردبیر کایه دو سینما هم در اظهار نظری علاقه زیاد خود را به این فیلم اعلام کرد و منتقدان ایتالیایی در روزنامهها رضایتمندی خود را از تماشای فیلم نادری ابراز کردند. نکته جالب توجه اینکه منتقدان حاضر در جشنواره ونیز فیلم نادری را اثری از سینمای مستقل آمریکا مینامند.
از سوی دیگر تعدادی از منتقدان حاضر در جشنواره ونیز «وگاس» را در مقایسه با دیگر فیلمهای به نمایش درآمده در جشنواره از بختهای جدی دریافت شیر طلایی ونیز میدانند.
استقبال از فیلم نادری در حالی اتفاق افتاده که در روزهای گذشته نمایش فیلم «شیرین» به کارگردانی عباس کیارستمی با انتقاد و واکنش تند تماشاگران مواجه شده است.
«شیر» به کارگردانی سمیح کاپلاناوغلو کارگردان ترک دیگر فیلم بخش مسابقه ونیز بود که پخش شد. این فیلم تولید مشترک ترکیه، فرانسه و آلمان و درباره رابطه پرفراز و نشیب یک مادر و پسر است که در ناحیه روستایی آناتولیا زندگی میکنند.
یوسف که به تازگی درس خود را به پایان رسانده میکوشد با فروش شیر و پنیر به مادر بیوهاش کمک کند. فیلم جدید کاپلان اوغلو دومین بخش از سهگانهای است که با فیلم «تخم مرغ» آغاز شد.
«شیر» نیز داستانی درباره یوسف است، هرچند او در این فیلم به لحاظ سنی جوانتر از آن چیزی است که در پایان فیلم «تخم مرغ» میبینیم . در واقع با اینکه «تخم مرغ» اولین فیلم ساخته شده این سهگانه است، اما داستان آن در مقاطع بعدی زندگی یوسف روی میدهد
فیلم آفریقایی «شبنم» ساخته هایلی جریما فیلمساز کهنهکار اتیوپیایی روز سهشنبه در بخش مسابقه شصت و پنجمین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توجه منتقدان را جلب کرد. رویترز اعلام کرد «شبنم» داستان یک روشنفکر اتیوپیایی است که در دوران «وحشت سرخ» مارکسیستی در دهه 1980 از کشور خود میگریزد و به آلمان میرود، اما در آنجا نیز به شکلی وحشیانه مورد حمله جوانان نژادپرست قرار میگیرد.
شخصیت اصلی فیلم به نام آنبربر پس از آنکه در آلمان در رشته پزشکی تحصیل میکند، با آرزوی رسیدن به آرامش به سرزمین مادری خود برمیگردد، اما زندگی او همراه مادرش در دهکدهای کوچک با ورود نیروهای مسلح که پسران را برای حضور در جنگ به زور از خانوادههایشان جدا میکنند مختل میشود.
«شبنم» یکی از 21 فیلم بخش مسابقه جشنواره ونیز است و استقبال گرم در نشست مطبوعاتی، نام آن را به عنوان یکی از رقبای جدی جایزه شیر طلایی در مراسم اختتامیه مطرح کرد که روز شنبه برگزار میشود. جریما در این نشست فیلم خود را بازتاب تجربههای شخصی و بر مبنای یک رویای تکراری دانست.
وی گفت: این رویا اساسا درباره آوارگی فکری است. اینکه نتوانی با زندگی روستایی و خانواده روستایی خودت کنار بیایی و در عین حال نتوانی خودت را با دنیای مدرن اطراف تطبیق بدهی. آنبربر برای گریز از واقعیتهای تلخ به خاطرات خوش دوران کودکی پناه میبرد و این کاری است که جریمای مقیم آمریکا هر وقت به اتیوپی برمیگردد انجام میدهد.
جریما در این باره گفت: من هم مانند آنبربر دوست دارم در گذشته غرق شوم. به اتیوپی میروم و خواب گذشته را میبینم، اما زمان حال آن قدر تاثیرگذار است که رویاهای احساساتی مرا خراب میکند. تصور می کنم رویای بازگشت دنیای دوران کودکی، ابعاد جهانی دارد.
برخی تکاندهندهترین صحنههای «شبنم» در سالهای 1980 و زمانی روی میدهد که اتیوپی تحت حکومت منگیستو هایله ماریام در موجی از پاکسازیها، دادگاههای نمایشی و اعدامها فرورفته است. پرترههای بزرگ مارکس، انگلس و لنین جلوه خشونت و ترس در خود دارند و تب انقلابی آنبربر با درک آنچه حکومت برای او و کشورش میخواهد، زود فرومینشیند.
«شبنم» یکی از دو فیلم آفریقایی بخش مسابقه امسال جشنواره ونیز است. از شمال آفریقا نیز طارق ثقیه با فیلم «داخلی» به ونیز آمده که فیلمی تولید مشترک الجزایر و فرانسه است. سهشنبه فیلم روسی «سرباز کاغذی» ساخته الکسی جرمن جونیر نیز در بخش مسابقه پخش شد.
فیلم بازسازی تلاش شوروی سابق برای فرستادن اولین انسان به فضا در 1961 ـ یوری گاگارین ـ و درباره پزشک اصلی گروه فضانوردی است. بخش زیاد داستان «سرباز کاغذی» در قزاقستان روی میدهد، اما جدا از مراکز کنترل بسیار پیشرفته و سکوی پرتاب، این فیلم در همان حال که قصهای درباره ناسیونالیسم روسی است، از آرزوی یک گذشته پرافتخارتر پرده برمیدارد.
مراب نینیدز که نقش دکتر را در فیلم بازی میکند، گفت: «سرباز کاغذی» درباره نسل پدر و مادر من، نگاه آرمانی آنها و تغییر اساسی همه چیز در گذر زمان است. این نسل شعر، کتاب و همه چیزهایی را دارد که او را به گذشته پیوند میزند، به یک بهشت از دست رفته.
«سگ شب» تولید مشترک فرانسه، آلمان و پرتغال سومین فیلم بخش مسابقه ونیز بود که به گفته ورنر شروتر کارگردان آن "در زمان و مکان نامشخص روی میدهد و تخریب جامعهای را نشان میدهد که در آن ایجاد آرمانشهر غیرممکن است." قهرمان فیلم یک پزشک و رهبر بالقوه سیاسی است که میخواهد در جامعهای که در آن شریف بودن امکانپذیر نیست شریف باشد.
داستان «سگ شب» در شهری اتفاق میافتد که اسیر وحشت نیروهای شبه نظامی است. ژیل توران که همراه شروتر فیلمنامه را بر مبنای رمانی از خوان کارلوس اونتی نویسنده اوروگوئهای نوشته، از آن به عنوان "یک جستجوی کافکایی برای رسیدن به معنای زندگی" یاد کرد.
با نمایش حدود دو سوم فیلمهای بخش مسابقه، تاکنون دو فیلم بیش از بقیه مورد توجه مطبوعات ایتالیایی قرار گرفتهاند که هر دو ژاپنی هستند: «آشیل و لاکپشت» تاکشی کیتانو و فانتزی انیمیشنی و کودکانه «پونیو روی صخره کنار دریا» هایائو میازاکی. در هشتمین روز ونیز «ریچل ازدواج میکند» جاناتان دمی و «The Sky Crawlers اوشی مامورو از ژاپن پخش میشود.








