کی بیش از همیشه خوشحال بودهاید؟
حالا.
بزرگترین ترستان؟
امروز، بزرگترین ترس من این است که قبل از افتتاحیه نمایشگاهم، بچههایم را نبینم.
اولین خاطرهای که در ذهنتان هست؟
در دو سالگی، کهنهپیچ توی راهرو میدویدم.
کدام انسان در قید حیات را بیش از بقیه تحسین میکنید و چرا؟
نلسون ماندلا، نیازی به توضیح نیست.
چه خصلتی در خودتان میبینید که به نظرتان تاسفآور است؟
وقتی خودم را در حال قضاوت ببینم.
گرانبهاترین مایملکتان؟
من «مالک» درختهایم نیستم، اما عاشق باغچه خودم هستم.
دوست دارید کجا زندگی کنید؟
هر جایی که کار میکنم.
بزرگترین قدرتی که مایل بودید میداشتید؟
سکوت.
چه چیزی افسردهتان میکند؟
فقدان انرژی.
به خاطر چه چیز به والدینتان مدیونید؟
عشقم به هنر.
از چه عادتتان بیش از همه بدتان میآید؟
گوزیدن، آروغ زدن، پرت کردن آب دهان، پاک کردن دماغ و... کافی است؟
عطر مورد علاقهتان؟
عطر گل سرخ.
کلمه محبوبتان؟
صلح.
کتاب مورد علاقهتان؟
همصحبتی با فرشتگان نوشتهی گتا مالس.
دوست داشتید در فیلمی که بر اساس زندگی شما ساخته میشود، چه کسی نقش شما را بازی کند؟
هیچوقت فکرش را نکردهام.
در بالماسکه، چه لباسی را انتخاب میکنید؟
زن نامرئی.
بدترین چیزی که کسی به شما گفته؟
نمیخواهم به یاد بیاورم.
دوست داشتید بیشتر به چه کسانی میگفتید متاسفم و چرا؟
ترجیح میدهم مستقیم و بهطور خصوصی بهشان بگویم.
گربه یا سگ؟
هر دو: آدورا، رزا، مینو و آگاتا.
گناهآلودترین لذتتان؟
شکلات.
عشق شبیه چیست؟
راه.
بهترین بوسه زندگیتان؟
وقتی شما اولی باشید.
شده به کسی بگویید «دوستت دارم» و دوستش نداشته باشید؟
چرا به کسی که دوستش ندارم باید بگویم دوستت دارم؟
بزرگترین ناامیدیتان؟
این که نتوانستم زندگیام را با کسی دیگر قسمت کنم.
اگر میتوانستید گذشتهتان را اصلاح کنید، چه چیزی را تغییر میدادید؟
صادقانه بگویم هیچ چیز. واقعاً احساس میکنم خودم زندگیام را انتخاب کردم.
اگر میتوانستید به زمان گذشته برگردید، به چه زمانی میرفتید؟
راه برگشتی وجود ندارد. من خیلی زود این را یاد گرفتم. به همین دلیل است که «حال» برای من خیلی مهم است.
آخرین بار کی و چرا گریه کردید؟
امروز موقع تمرین. جان بخشیدن به زندگی و داستانها، شغل من است.
چطور آرام میشوید؟
با بستن چشمانم.
چه موقعهایی س ک س میکنید؟
به شما ربطی ندارد.
چه چیز بهخصوصی کیفیت زندگیتان را بهتر میکرد؟
زندگی بدون هواپیماها.
از نظر خودتان، بزرگترین دستاوردتان چیست؟
قاعدتاً من نباید بگویم. اما فکر میکنم بازی در فیلم آبی با کارگردانی کیشلوفسکی، یکی از شادترین لحظات عمرم بود و فکر میکنم بهترین فیلمی است که بازی کردهام.
شبها چه چیزی بیدارتان نگه میدارد؟
ترس از بیداری.
دوست دارید در مراسم خاکسپاریتان چه آهنگی نواخته شود؟
رکوییم موتزارت، فقط برای خنده.
و مایلید چطور در ذهن دیگران باقی بمانید.
«به زندگی خودت برس!»
بهترین درسی که از زندگی آموختید؟
برو جلو، بگذار زندگی تو را پیش ببرد
همین حالا دوست داشتید کجا بودید؟
راه فراری نیست.
یک جوک به ما بگویید.
من استعدادی در جوک گفتن ندارم. فقط برای خنده! این جوک من بود.