The Annual Family Day Wild Wild West Carnival

اخبار و عکس از دنیای سینما و تئاتر




پس از شهریور ۱۳۲۰ با باز شدن فضای سیاسی و رونق گرفتن زندگی فرهنگی در ایران، ذوق و استعداد خطیبی نیز بیش از پیش شکوفا شد. او با توش و توانی کممانند در تمام عرصههای شعر و موسیقی و نمایش به فعالیت پرداخت.
خطیبی روزنامهنگاری فعال بود: نشریات بهرام، علی بابا و حاجی بابا را منتشر کرد که به خاطر انتقادهای سیاسی بارها به توقیف افتادند و سرانجام برای همیشه تعطیل شدند. نشریه "حاجی بابا" که از سال ۱۳۲۸ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سرپرستی خطیبی منتشر میشد، از پرطرفدارترین نشریات فکاهی سیاسی زمان خود بود.
خطیبی از سال ۱۳۲۰ که تئاتر رونقی بیسابقه پیدا کرد، با نوشتن نمایشنامههای گوناگون و سرودن طنزهایی که بیشتر درونمایه سیاسی داشت با تئاترهای معتبر روز از جمله تماشاخانه تهران و تئاتر فرهنگ به سرپرستی عبدالحسین نوشین همکاری کرد. نمایشنامههای بیشمار او، که بیشتر مایه هجو یا طنز سیاسی داشت، در تماشاخانههای پایتخت و شهرستانها به روی صحنه رفت. او یکی از پیشروان تصنیفهای فکاهی بود که به عنوان "میان پرده" در فاصله بین پردههای یک نمایش، توسط کمدینی زبردست اجرا میشد.
بقیه در ادامه مطلب
ويتنی هوستون، خواننده ۴۵ ساله آمريکايی که از سال ۲۰۰۳ تا کنون آلبومی با ترانه های جديد به بازار عرضه نکرده است، آماده بازگشت خود به دنيای موسيقی است. هوستون ترانه جديد خود به نام «انگار هرگز نرفته بودم» را، که هم اکنون بر روی اينترنت است، با هم صدايی «آکون»، خواننده و ترانه سرای مشهور سبک R'n'B يا «ريتم و بلوز» منتشر می کند.
ويتنی هوستون هم اينک شديدا مشغول کار بر روی آلبوم آينده خود است که بايد تا پايان سال به بازار بيايد.با اين حال، او وقت آزاد خود را در کلوب شبانه غرب هاليوود با دوست پسر ۲۷ ساله اش «ری ـ جی»، که او نيز خواننده و بازيگر است، سر می کند. «ری ـ جی»، برادر کوچک تر «برندی»، خواننده زن معروف موسيقی پاپ و «ريتم و بلوز» است که بارها جايزه «گرمی» را برده و دومين آلبوم او به نام «هرگز نگو هرگز»، در سال ۱۹۹۸، چهارده ميليون نسخه فروش رفت.

طرفداران ويتنی هوستون بی صبرانه انتظار آن را می کشند که بار ديگر او را بر صحنه اجرای زنده ببينند. آن ها اميدوارند که اتفاق ماه آوريل گذشته رخ ندهد.در ماه آوريل، در جشنواره جاز ترينيداد، ويتنی هوستون در حين اجرای کنسرت و پس از گذشت ۳۰ دقيقه، قادر نبود برنامه اش را ادامه دهد، صدايش گرفت و به رختکن بازگشت. ويتنی هوستون که علاوه بر خوانندگی، بازيگر سينما و تهيه کننده فيلم نيز هست، نخستين صفحه موسيقی خود را در سال ۱۹۷۷، زمانی که چهارده سال بيشتر نداشت؛ منتشر کرد.
در سال ۱۹۸۵ نخستين آلبوم رسمی او با نام «ويتنی هوستون» به بازار آمد و مدت ها سه ترانه از اين آلبوم در فهرست بهترين های آمريکا قرار داشت. با همين آلبوم بود که توانست نخستين جايزه «گرمی» خود را نيز دريافت کند. اين آلبوم ۱۳ ميليون نسخه فروش کرد و راه موفقيت او را گشود.پس از آن بود که هر آلبوم وی با استقبال مواجه شد، طوری که در سال ۱۹۸۸ به هنگام برگزاری المپيک سئول، ترانه ويتنی هوستون با عنوان «لحظه ای در زمان»، آهنگ رسمی المپيک شد.
هوستون در دهه نود ميلادی نيز به موفقيت خود ادامه داد. در سال ۱۹۹۲ نخستين بار بر پرده سينما ظاهر شد و در کنار «کوين کاستنر» در فيلم «بادی گارد» یا «محافظ» ايفای نقش کرد. ترانه «هميشه دوستت خواهم داشت» او در اين فيلم، ۱۴ هفته برترين ترانه آمريکا بود و آلبوم موسيقی اين فيلم ۱۷ ميليون نسخه فروش کرد. پس از اين فيلم، هوستون در سه فيلم ديگر نيز ظاهر شد. از جمله در سال ۱۹۹۶ در فيلم «همسر واعظ» که در آن «دنزل واشینگتن» بازی می کرد.
اين خواننده پرطرفدار تا سال ۲۰۰۰ شش جايزه «گرمی» دريافت کرده و صد و سی ميليون نسخه از آلبوم های او به همراه پنجاه ميليون صفحه از ترانه های وی به فروش رفته است. بدين ترتيب وی در کنار مادونا و ماريا کری، از موفق ترين خواننده های زن جهان شمرده می شود.
آخرين آلبومی که از ويتنی هوستون به بازار آمد در سال ۲۰۰۷ بود که در آن بهترين ترانه های او جمع آوری شده بود. اين مجموعه با اين که ترانه جديدی در آن نبود در انگلستان سومين آلبوم پرفروش شد.







باربه شرودر متولد 1941 تهران است. پدرش ژان ويليام زمين شناسي سوئيسي و مادرش اورسولا پزشک آلماني تبار بودند. کودکي را در آفريقا و 7 تا 11 سالگي اش را در کلمبيا گذراند. در دانشگاه سوربن خواند، ولي جذب سينما شد، نقد فيلم نوشت و بعدها همزمان با دستياري بزرگان موج نوي سينماي فرانسه چون ژان لوک گودار و ژاک ريوت، در 23 سالگي کمپاني توليد فيلم خودش را به نام Les Films du Losange تاسيس کرد.
جايي که بسياري از فيلم هاي شاخص موج نو در آن تهيه شد. شرودر در سال 1969 با فيلم بيشتر شروع به فيلمسازي کرد. بيشتر درباره اعتياد به هروئين بود و موسيقي آن توسط پينک فلويد ساخته شده بود. فيلم از هر جهت در فرانسه و اروپا موفقيت آميز بود و بعدها آلبوم موسيقي فيلم نيز در رده پرفروش ها قرار گرفت. همکاري شرودر و پينک فلويد سه سال بعد در فيلم دره تکرار شد، ولي تا آن هنگام شرودرر سه فيلم ديگر نيز ساخته بود. هر سه فيلم مستند بودند و اولين نشانه هاي بارز دلبستگي شرودر به سينماي غير داستاني که بعدها به تکامل رسيد و يکي از بزرگ ترين قله هاي کارنامه او را رقم زد.
دره (1972) فيلمي جسورانه در زمان خود بود که به آزادي هاي جنسي مي پرداخت و جست و جوي جوانان امروزي به دنبال بهشت خيالي را تصوير مي کرد. دره به عنوان ايزي رايدر فرانسه شهرتي جهاني يافت و موسيقي فيلم که با عنوان پوشيده شده توسط ابرها منتشر شد، سهم موثري در توفيق فيلم داشت و جاي پاي شرودر را محکم کرد.
دو سال بعد، شرودر با فيلم زندگينامه اي ژنرال ايدي امين دادا به ژانر مستند بازگشت. زندگي ديکتاتور نظامي اوگاندا که در آن زمان شهرت سوء فراواني در جهان آزاد داشت، با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد و در دو سوي اقيانوس به شکل گسترده پخش شد.
دو سال بعد با فيلم معشوقه اولين نشانگان تمايل شرودر به ساخت فيلم هايي در جريان تجاري سينما آشکار شد. فيلمي با شرکت ژرار دوپارديو جوان و بول اوژيه(همسر بعدي شرودر) که داستاني غريب از رابطه يک سارق و معشوقه اي حرفه اي داشت.
کوکو، گوريل سخنگو در 1978 بار ديگر بازگشت به گونه مستند بود و بعد از آن به مدت 7 سال شرودر خود را صرف اداره شرکتش کرد. در 1984 با فيلم فريبکارها بار ديگر به سينماي داستاني بازگشت و قصه اي غير متعارف درباره ضدقهرماني معتاد به قمار داشت و کمکم اعتياد به چيزهاي مختلف به عنوان تم محوري آثار شرودر در آمد.
مستند 4 ساعته نواهاي چارلز بوکوفسکي در سال 1985 مقدمه اي براي ساخت ميخانه رو در سال 1987 بر اساس داستاني از بوکوفسکي شد. اولين فيلم هاليوودي شرودر که ميکي رورک و في داناوي در آن حضور داشتند و او را به شهرتي عظيم رساند. فيلم نامزد نخل طلاي جشنواره کن، نامزد گولدن گلاب بهترين بازيگر زن/داناوي شد و در جشنواره روحيه مستقل نيز نامزد دريافت دو جايزه عمده ديگر گرديد.
با وجود توفيق ميخانه رو، شرودر حساسيت هاي خود در ساخت فيلم را واننهاد و وقفه دو-سه ساله ميان آثارش را حفظ کرد. فيلم بعدي او درام بخت برگشتگي در 1990 بود که اولين نامزدي اسکار را به کارنامه اش افزود. فيلم برنده 9 جايزه معتبر از جشنواره هاي مختلف شد و شرودر را به موقعيتي مستحکم در هاليوود رساند. موقعيت کارگرداني که با وجود کار درون سيستم، از دلبستگي ها و نوع روايت غريب خود دست برنداشته بود. روندي که خيلي زود با زن سفيدپوست مجرد در 1992 دچار فتور شد و با بوسه مرگ در 1995 به اوج رسيد. هر دو فيلم آثار محبوب و پر فروشي شدند، اما باعث شدند تا شرودر از دنياي خود فاصله بگيرد. زن سفيدپوست مجرد يک تريلر روانشناختي خوش ساخت و بوسه مرگ بازسازي امروزي تر فيلم نوآر 1947 هنري هاتاوي بود. اين روند با ساختن فيلم هاي هاليوودي و موفق ديگري چون قبل و بعد(1996) و Desperate Measures(1998) دنبال شد.
پس از اين دو فيلم بود که شرودر تصميم گرفت از جلب رضايت تماشاگر انبوه دست برداشته و به دنياي خود بازگردد. حاصل کار بهترين فيلم کارنامه هنري او تا به امروز بود که در سال 2000 با نام بانوي ما آدمکش ها به نمايش در آمد. فيلم بر اساس رمان فرناندو وايه خو در اسپانيا تهيه شد و مانند اغلب فيلم هاي متاخر شرودر داستاني جنايي داشت. اما پيرنگ عاشقانه غريب آن ميان فرناندوي پا به سن گذاشته و الکسيس آدمکش 16 ساله که بر اساس ماجرايي واقعي شکل گرفته بود، دست شرودر را برای روايت داستاني همگون با دلبستگي ها و دنيايش باز گذاشت. فيلم در جشنواره ونيز نامزد دريافت شير طلايي شد و شرودر نشان ويژه سناي ايتاليا را دريافت کرد. فيلم چند جايزه ديگر نيز کسب کرد، اما شهرت عظيمي که ميان منتقدان براي وي فراهم کرد قابل مقايسه با کمتر جايزه اي بود.
از آن روز تاکنون، شرودر تنها يک بار سکان هدايت پروژه اي هاليوودي به نام قتل از روي شماره را به عهده گرفته و ترجيح داده تا بيشتر در فرانسه به فيلمسازي بپردازد.
فرجام کار نيز نمايش موفق ترين فيلم مستندش در سال گذشته به نام وکيل مدافع وحشت[L' Avocat de la terreur- درباره ژاک ورژه، چريک سابق نيروي فرانسه آزاد و وکيل مدافع تعدادي از بزرگ ترين ديکتاتورها، تروريست ها و آدم کش هاي قرن بيستم مانند کلاوس باربي [افسر نازي ملقب به قصاب ليون] يا کساني که هيچ وکيل ديگري حاضر به قبول وکالت شان نبوده، همچون روژه گارودي که به دليل انکار همه سوزي يهوديان توسط نازي ها محاکمه شد] بود که جايزه سزار و ستاره طلايي بهترين فيلم مستند را براي وي به ارمغان آورد.
شرودر به تازگي کار روي فيلم اينجو، حيواني در سايه را به پايان رسانده که با نام اينجو پخش جهاني خواهد يافت و مانند بسيار از کارهاي او در ژانر تريلر قرار مي گيرد. شرودر هم اکنون سرگرم تهيه مقدمات فيلم بعدي خود به نام يک جنايت خيلي ساده است که در سال 2009 به نمايش در خواهد آمد.

















